اسلام و قرآن

آیا غیر از خدا داور دیگری می جویید در حالی که او این کتاب را به صورت مفصل برای شما نازل کرده است

Archive for آوریل, 2008

دین نزد خدا

ارسال شده توسط hady در آوریل 13, 2008

ان الدين عند الله الاسلام
دين در نزد خدا فقط اسلام است

در عرف قرآن ، اسلام به مفهوم تسليم شدن در برابرفرمان خداوند سبحان است. خداوند در طول تاريخ و در هيچ برهه اي از زمان ، ابلاغ هيچ ديني غير از اسلام را به رسولانش محول نكرده و تمام پيامبران الهي مسلمان بوده اند. در اين راه ، هركس غير از خدا را فرمانبرداري كند و به آييني غير از اسلام گرايش پيدا نمايد مشرك خواهد بود. دين اسلام يهودي ندارد، دين اسلام مسيحي ندارد ، شيعه ، سني ، وهابي ، و هزاران فرقه كوچك و بزرگ ديگر به اسلام تعلق ندارند . اينها همگي بناهايي هستند كه بر پيكره متلاشي شده كعبه و دين اصلي بنيان نهاده شده اند و معمار همه آنها شيطان است.
دين اسلام ، دين همه سكنه آسمانها و زمين است:

 

ا فغير دين الله يبغون و له اسلم من في السماوات و الارض طوعا و كرها و اليه يرجعون (83)
آيا آنها غير از آيين خدا مى‏طلبند؟! آيين او همين اسلام است و تمام كسانى كه در آسمانها و زمين هستند، از روى اختيار يا از روى اجبار، در برابر (فرمان) او تسليمند، و همه به سوى او بازگردانده مى‏شوند. (83)
هر كس به ديني غير از اسلام گرايش پيدا كند زيان خواهد كرد:
و من يبتغ غير الاسلام دينا فلن يقبل منه و هو في الآخرة من الخاسرين (85)
و هر كس جز اسلام (و تسليم در برابر فرمان حق،) آيينى براى خود انتخاب كند، از او پذيرفته نخواهد شد; و او در آخرت، از زيانكاران است. (85)
دعاي ابراهيم و همه پيامبران الهي اين بوده كه خداوند آنها و نسلهاي آتيشان را در زمره مسلمانان وارد كند:

 ربنا و اجعلنا مسلمين لك و من ذريتنا امة مسلمة لك و ارنا مناسكنا و تب علينا انك انت التواب الرحيم  128
پروردگارا! ما را تسليم فرمان خود قرار ده! و از دودمان ما، امتى كه تسليم فرمانت باشند، به وجود آور! و طرز عبادتمان را به ما نشان ده و توبه ما را بپذير ، كه تو توبه‏پذير و مهربانى!  128

ابراهيم در برابر خداوند پيمان مسلماني را امضاء كرد:

 اذ قال له ربه اسلم قال اسلمت لرب العالمين (131)
در آن هنگام كه پروردگارش به او گفت: اسلام بياور! (و در برابر حق، تسليم باش! او فرمان پروردگار را، از جان و دل پذيرفت; و) گفت: «در برابر پروردگار جهانيان، تسليم شدم.» (131)

ابراهيم و پدر بني اسرائيل اين پيمانامه را به فرزندانشان منتقل كردند و از آنها عهد گرفتند كه مسلمان نشده از دنيا نروند:

 و وصى بها ابراهيم بنيه و يعقوب يا بني ان الله اصطفى لكم الدين فلا تموتن الا و انتم مسلمون (132)
و ابراهيم و يعقوب (در واپسين لحظات عمر،) فرزندان خود را به اين آيين، وصيت كردند; (و هر كدام به فرزندان خويش گفتند «فرزندان من! خداوند اين آيين پاك را براى شما برگزيده است; و شما، جز به آيين اسلام ( تسليم در برابر فرمان خدا) از دنيا نرويد!» (132)

 
 ام كنتم شهداء اذ حضر يعقوب الموت اذ قال لبنيه ما تعبدون من بعدي قالوا نعبد الهك و اله آبائك ابراهيم و اسماعيل و اسحاق الها واحدا و نحن له مسلمون (133)
آيا هنگامى كه مرگ يعقوب فرا رسيد، شما حاضر بوديد؟! در آن هنگام كه به فرزندان خود گفت: «پس از من، چه كسي را فرمانبرداري و اطاعت مي كنيد» گفتند: «خداى تو، و خداى پدرانت، ابراهيم و اسماعيل و اسحاق، خداوند يكتا را، و ما در برابر او تسليم هستيم.» (133)
مواظب باشيد! آنهايي كه شما را به آيينهاي مسيحي ، يهودي ، شيعه و سني …. دعوت مي كنند مي خواهند شمارا مانند خودشان مشرك كنند. كشتيهاي نجاتي كه آنها معرفي مي كنند از زير سوراخ هستند ؛ هرگز سوارشان نشويد!
و قالوا كونوا هودا او نصارى تهتدوا قل بل ملة ابراهيم حنيفا و ما كان من المشركين (135)
(اهل كتاب) گفتند: «يهودى يا مسيحى شويد، تا هدايت يابيد!» بگو: «(اين آيينهاى تحريف شده، هرگز نمى‏تواند موجب هدايت گردد،) بلكه از آيين خالص ابراهيم پيروى كنيد! و او هرگز از مشركان نبود!» (135)
.
بگوييد ما به شما ايمان نمي آوريم! بگوييد ما از شما پيروي نمي كنيم و همه پيامبران الهي را در مسلماني يكسان مي دانيم و ما نيز مسلما ن و تسليم در برابر فرمان پروردگاريم و به خدايان ساختگي شما ايمان نداريم:
 قولوا آمنا بالله و ما انزل الينا و ما انزل الى ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و الاسباط و ما اوتي موسى و عيسى و ما اوتي النبيون من ربهم لا نفرق بين احد منهم و نحن له مسلمون (136)
بگوييد: «ما به خدا ايمان آورده‏ايم; و به آنچه بر ما نازل شده; و آنچه بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و پيامبران از فرزندان او نازل گرديد ، و (همچنين) آنچه به موسى و عيسى و پيامبران (ديگر) از طرف پروردگار داده شده است، و در ميان هيچ يك از آنها جدايى قائل نمى‏شويم، و در برابر فرمان خدا تسليم هستيم» (136)
.
در نزد خداوند دين تنها اسلام است و و همه پيامبران نيز مأمور به تبليغ آن بوده اند و تمامي كتابهاي آسماني آمده اند تا انسان را به همين آيين رهنمون شوند . اگر امروز كمتر كسي را مسلمان مي بينيد؛ اگر دين خدا را تكه تكه و پاره پاره مي بينيد ، مشكل از كتاب آسماني نيست ، اشكال از مردمانيست كه با تكبر خويش تارو پود امت واحده را از هم گسستند و در دين تفرقه كردند. آن يكي عزير را پسر خدا كرد تا با ين يكي كه مسيح را پسر خدا كرده مبارزه كند و هيچكدام قصدي نداشتند جز ارضاي حس تكبر پليد خويش . عرب سني ، پيامبر را به عرش فرستاد و شيعه فارس اعلام كرد كه علي پيش از او در عرش بوده است تا نشان دهد كه پيروان علي(فارسها) از پيروان سنت(عربها) برترند.

 

ان الدين عند الله الاسلام و ما اختلف الذين اوتوا الكتاب الا من بعد ما جاءهم العلم بغيا بينهم و من يكفر بآيات الله فان الله سريع الحساب (19)
دين در نزد خدا، اسلام (و تسليم بودن در برابر حق) است. و كسانى كه كتاب آسمانى به آنان داده شد، اختلافى (در آن) ايجاد نكردند، مگر بعد از آگاهى و علم، آن هم به خاطر ظلم و ستم در ميان خود; و هر كس به آيات خدا كفر ورزد، (خدا به حساب او مى‏رسد; زيرا) خداوند، سريع الحساب است. (19)

همه پيامبران الهي مسلمان بودند:
 [3:52] فلما احس عيسى منهم الكفر قال من انصاري الى الله قال الحواريون نحن انصار الله ءامنا بالله واشهد بانا مسلمون
هنگامي که عيسي کفرشان را احساس کرد، گفت: “چه کساني در راه خدا پشتيبان من هستند؟” حواريون گفتند: “ما پشتيبان خدا هستيم؛ ما به خدا ايمان داريم و شاهد باش که ما از تسليم شدگانيم و مسلمانان هستيم.”

 [10:84] وقال موسى يقوم ان كنتم ءامنتم بالله فعليه توكلوا ان كنتم مسلمين
موسي گفت: “اي قوم من، اگر شما واقعا به خدا ايمان آورده ايد، پس به او اعتماد كنيد، اگر حقيقتا مسلمان هستيد”
اي كساني كه پيامبران و بندگان خدا را به مافوق بشر مبدل كرده ايد و به خدايي گرفته ايد ، تا دير نشده دست از اين كار پليد و شيطاني بر داريد و مسلمان شويد : تنها خداي را تعبد و فرمانبرداري كنيد. اين آن چيزيست كه ميان همه ما يكسان است . دست از قوم گرايي و نزاد پرستي برداريد تنها كشتي نجات شماقرآن است و بس .آيا مي خواهيد تا لحظه مرگ مشرك و بت پرست باقي بمانيد؟! آيا باز هم مي خواهيد روزي ده مرتبه بگوييد تنها تورا تعبد و فرمانبرداري مي كنيم و بعد برويد سراغ تعبد غير خدا؟ آيا آنهايي را كه به خدايي گرفته ايد مشمول قاعده تنها نمي شوند؟ آيا آنها غير خدا نيستند؟

 قل يا اهل الكتاب تعالوا الى كلمة سواء بيننا و بينكم الا نعبد الا الله و لا نشرك به شيئا و لا يتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله فان تولوا فقولوا اشهدوا بانا مسلمون (64)
بگو: «اى اهل كتاب! بياييد به سوى سخنى كه ميان ما و شما يكسان است; كه جز خداوند يگانه را نپرستيم و چيزى را همتاى او قرار ندهيم; و بعضى از ما، بعضى ديگر را -غير از خداى يگانه- به خدايى نپذيرد.» هرگاه (از اين دعوت،) سرباز زنند، بگوييد: «گواه باشيد كه ما مسلمانيم!» (64)

پيروي از اهواء ديگران = تعبد شيطان = تفرقه

نوشته شده در قرآن و اسلام | 1 دیدگاه »

دانلود کتاب های اسلامی

ارسال شده توسط hady در آوریل 4, 2008

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

قرار دادن لینک کتاب ها به منظله تائید مطالب درج شده در آنها نیست و فقط جهت اطلاع و نقد خوانندگان و همچنین برای احترام به آزادی بیان و قلم منتشر میشود …

نام کتاب

  1. اصول دین از نظر قرآن

  2. برهان هارون یحیی

  3. تحری حقیقت-پاسخ به بهاییت

  4. خدمات متقابل اسلام و ایران (اثر استاد مطهری)

  5. دعای ندبه

  6. قرآن بدون حدیث هم قابل فهم است

  7. قرآن معیار و میزان

  8. متعه از نظر اسلام

  9. قرآن مبین (ترجمه توضیح و تفسیر فشرده قرآن به قرآن)

  10. مقاله ارث در قرآن

نوشته شده در دانلود کتاب | 2 دیدگاه »

ارتداد در اسلام

ارسال شده توسط hady در آوریل 1, 2008

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

وَإِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَرَبِّكُمْ أَن تَرْجُمُونِ
و من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه مى‏برم از اينكه مرا متهم كنيد!

 

ارتداد در لغت‌، به معنای بازگشتن است و در اصطلاح‌ مذهبیون به معنای خروج فرد مسلمان از دین اسلام‌ و برگشتن از ایمان به کفر است‌. این اصطلاح‌، در آیاتی از قرآن به کار رفته شده است‌; از جمله‌، آیة 54 سوره مائده که می‌فرماید:

“یَـََّأَیُّهَا الَّذِین‌َ ءَامَنُواْ مَن یَرْتَدَّ مِنکُم‌ْ عَن دِینِه‌ِ فَسَوْف‌َ یَأْتِی اللَّه‌ُ بِقَوْم‌ٍ یُحِبُّهُم‌ْ وَیُحِبُّونَه‌ُ…;
ای کسانی که ایمان آورده‌اید، هر کس از شما از آیین خود باز گردد (به خدا زیانی نمی‌رساند) خداوند جمعیتی را می‌آورد که آن‌ها را دوست دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند…”

و نیز در آیة 217 سورة بقره می‌فرماید:

وَمَن یَرْتَدِدْ مِنکُم‌ْ عَن دِینِه‌ِ فَیَمُت‌ْ وَهُوَ کَافِرٌ فَأُوْلَـََّئِکَ حَبِطَت‌ْ أَعْمَـَـلُهُم‌ْ فِی الدُّنْیَا وَالاْ ?َخِرَة‌ِ وَأُوْلَـََّئِکَ أَصْحَـَب‌ُ النَّارِ هُم‌ْ فِیهَا خَـَـلِدُون‌َ;
یعنی کسی که از آیینش برگردد و در حال کفر بمیرد، تمام اعمال نیک (گذشته‌) او در دنیا و آخرت‌، بر باد می‌رود، و آنان اهل دوزخند و همیشه در آن خواهند بود.”

مجازات ارتداد در قرآن مرگ نیست. قرآن مرگ طبیعی مرتد را پیش بینی می کند و مجازات برگشتن از دین را به آخرت موکول می کند. به عبارت دیگر، قرآن، برای ارتداد مجازات این جهانی تعیین نمی کند. البته ارتداد از جمله گناهان موجود در قرآن است ولی حدّ برای آن در نظر گرفته نشده است. متن قرآن مجازاتی اخروی را برای بازگشت از دین تعیین می کند و سخنی از حدّ و تعذیر و اعدام و امثال آن نیست .

کَیْفَ یَهْدِی اللّهُ قَوْماً کَفَرُواْ بَعْدَ إِیمَانِهِمْ وَشَهِدُواْ أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءهُمُ الْبَیِّنَاتُ وَاللّهُ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ – أُوْلَـئِکَ جَزَآوُهُمْ أَنَّ عَلَیْهِمْ لَعْنَهَ اللّهِ وَالْمَلآئِکَهِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِینَ - خَالِدِینَ فِیهَا لاَ یُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلاَ هُمْ یُنظَرُونَ - إِلاَّ الَّذِینَ تَابُواْ مِن بَعْدِ ذَلِکَ وَأَصْلَحُواْ فَإِنَّ الله غَفُورٌ رَّحِیمٌ - إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ بَعْدَ إِیمَانِهِمْ ثُمَّ ازْدَادُواْ کُفْراً لَّن تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَأُوْلَـئِکَ هُمُ الضَّآلُّونَ - إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ وَمَاتُواْ وَهُمْ کُفَّارٌ فَلَن یُقْبَلَ مِنْ أَحَدِهِم مِّلْءُ الأرْضِ ذَهَباً وَلَوِ افْتَدَی بِهِ أُوْلَـئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِینَ ( آل عمران 86 تا 91)
چگونه خدا عده‌ای را که بعد از ایمان آوردنشان و پس از اینکه شهادت دادند که پیغمبر حق است و دلایل روشن برای آنها آمد کافر شدند هدایت میکند؟ خدا ظالم‌ها را هدایت نمیکند. جزای آنها این است که لعنت خدا و فرشتگان و مردم دسته‌ جمعی بر آنان است. (٨۷) همیشه در آن خواهند بود و عذاب آنها تخفیف پیدا نمیکند و به آنها مهلتی داده نمیشود. (٨٨) مگر کسانی که بعد از آن توبه کردند و کار خود را اصلاح کردند چون خدا آمرزنده مهربان است. (٨۹) توبه افرادی که بعد از ایمان آوردنشان منکر شدند و به انکارشان اضافه کردند، هرگز قبول نمیشود. آنها گمراه هستند. (۹۰) افرادی که منکر شدند و در حال کفر و انکار مردند، اگر زمین را پر از طلا بکنند و جریمه بدهند از هیچکدام آنها بهیچوجه پذیرفته نمی شود. آنها عذاب پردردی دارند و کسی که به آنها کمک کند ندارند . (۹۱)

اکنون توجه شما را به قوانینی جلب می کنم که مذهبیون بر اساس آن برای مرتکبین به ارتداد حد شرعی تعیین کرده اند !

مبحث پنجم قانون پیشنهادی مجازات اسلامی: ارتداد، بدعت‌گذاری و سحر

__________________________________________

ماده ۲۲۵-۱ : مسلمانی که به ‌طور صریح اظهار و اعلان کند که از دین اسلام خارج شده و کفر را اختیار نموده، مرتد است .
ماده ۲۲۵-۲: در تحقق ارتداد قصد جدی شرط است. بنابراین هرگاه متهم به ارتداد ادعا نماید که اظهارات وی از روی اکراه یا غفلت یا سهو یا در حالت مستی یا غضب یا سبق لسان یا بدون توجه به معانی کلمات و یا نقل قول از دیگری بوده است یا اصل مقصود او چیز دیگری بوده، مرتد محسوب نمی شود و ادعای او مسموع است .
ماده ۲۲۵-٣: مرتد بر دو نوع است: فطری و ملی .
ماده ۲۲۵-۴ : مرتد فطری کسی است که حداقل یکی از والدین او در حال انعقاد نطفه مسلمان بوده و بعد از بلوغش اظهار اسلام کرده و سپس از اسلام خارج شود .
ماده ۲۲۵-۵: مرتد ملی کسی است که والدین وی در حال انعقاد نطفه غیر مسلمان بوده و بعد از بلوغش به اسلام گرویده و سپس از اسلام خارج و به کفر برگردد .
ماده ۲۲۵-۶: هر گاه کسی که حداقل یکی از والدین او در حال انعقاد نطفه مسلمان بوده بعد از بلوغ بدون آن‌ اکه تظاهر به اسلام نماید، اختیار کفر کند درحکم مرتد ملی است .
ماده ۲۲۵-۷ : حد مرتد فطری قتل است .
ماده ۲۲۵-٨ : حد مرتد ملی قتل است؛ اما بعد از قطعیت حکم تا سه روز ارشاد و توصیه به توبه می شود و چنان‌که توبه ننماید، کشته می‌شود .
ماده ۲۲۵-۹: هر گاه احتمال توبه مرتد ملی داده شود، فرصت مناسب به وی داده می‌شود .
ماده ۲۲۵-۱۰: حد زنی که مرتد شده، اعم از فطری و ملی حبس دایم است و ضمن حبس طبق نظر دادگاه تضییقاتی بر وی اعمال و نیز ارشاد و توصیه به توبه می‌شود و چنانچه توبه نماید، بلافاصله آزاد می‌گردد .
تبصره- کیفیت تضییقات بر اساس آیین‌نامه تعیین می شود .
ماده ۲۲۵-۱۱: هر کس ادعای نبوت کند، محکوم به قتل است و هر مسلمانی که بدعتی را در دین اختراع کرده و فرقه‌ای را بر اساس آن ایجاد کند که برخلاف ضروریات دین مبین اسلام باشد، در حکم مرتد است .
ماده ۲۲۵-۱۲ : مسلمانی که با سحر و جادو سر و کار داشته و آن را در جامعه به عنوان حرفه یا فرقه‌ای ترویج نماید، محکوم به قتل است .
ماده ۲۲۵-۱٣ : توبه مجرم قبل از اجرای حد در موضوع دو ماده مذکور چنانچه از نظر دادگاه احراز شود، موجب سقوط حد است. پایان لائحه
________________________

استناد آنها برای تنظیم این لایحه چند حدیث می باشد از جمله حدیثی منسوب به ابن عباس که می گوید رسول خدا فرموده «من بدّل دینه فاقتلوه» شخصی که دینش را تغییر داد باید کشت

(مستدرک وسایل الشیعه جلد 8 صفحه163باب45حدیث) و (بخاری، جلد ۹، فقره‍ی ۱۷۵۹) 

 

و همچنین این حدیث که تنها مورد قبول شیعیان است:

 (مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِیِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ کُلُّ مُسْلِمٍ بَیْنَ مُسْلِمَیْنِ ارْتَدَّ عَنِ الْإِسْلَامِ وَ جَحَدَ رَسُولَ اللَّهِ ص نُبُوَّتَهُ وَ کَذَّبَهُ فَإِنَّ دَمَهُ مُبَاحٌ لِمَنْ سَمِعَ ذَلِکَ مِنْهُ وَ امْرَأَتَهُ بَائِنَةٌ مِنْهُ یَوْمَ ارْتَدَّ وَ یُقْسَمُ مَالُهُ عَلَی وَرَثَتِهِ وَ تَعْتَدُّ امْرَأَتُهُ عِدَّةَ الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا وَ عَلَی الْإِمَامِ أَنْ یَقْتُلَهُ إِنْ أَتَوْهُ بِهِ وَ لَا یَسْتَتِیبَهُ;کافی جلد6 صفحه 174)

 محمد بن یحیی از احمد پسر ابراهیم شنیده که او هم از پدرش نقل قول می کند که او از سهیل پسر زیاد شنیده که او هم از هشام پسر سالم و او از عمار الساباطی نقل قول می کند که جعفر بن محمد معروف به امام صادق‌‌‌‌ در قرنها پیش گفنه است : (شخص مسلمان از اسلام ارتداداختیار کرده و نبوت پیامبر اکرم را انکار نموده و بر هر کسی که این امر را بشنودخونش مباح بوده و بر امام مسلمین است که او را کشته و توبه اش را نپذیرد.)

  مسلم است که احادیث مذکور مخالف نصّ قرآن است چون قران به صراحت مجازات ارتداد را به آن دنیا محول کرده است (خَالِدِینَ فِیهَا لاَ یُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلاَ هُمْ یُنظَرُونَ ) منتها اصحاب مذاهب این بار هم این مخالفت واضح و آشکار را نمی خواهند ببینند وبر پایه اکاذیبی که در قالب احادیث و روایاتی که به مقربین خدا نسبت می دهند لوایحی را پیشنهاد می کنند که اگر تصویب شود به حاکمان جبار اجازه خواهد داد تا با برخورداری از مصونیت قضائی، شهروندان را به صرف اعتقادات مذهبیشان تحت پیگرد قرار دهند . تاسف بارتر آنجائسیت که آنها تمامی این جنایتهای خود را با سوء استفاده از نام اسلام و رسول الله انجام می دهند بدون توجه به اینکه این قوانین وحشیانه و جاهلانه چه اثر بد و مخربی بین افکار مردم جهان می گذارد ؛ آنها حتی در نظر نمی گیرند که انتخاب دین در اسلام باید بدون اکراه و اجبار باشد ( لا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ ) و با زور و خشونت هیچ عقیده ای پایدار نمی ماند ، در واقع وقتی طفلی متولد می شود چگونه می تواند حق انتخاب داشته باشد که شما برای تغییر آن بعد از بلوغش پیشنهاد مرگ می دهید ؟

   مگر شما نمی گوئید که در اصول دین نباید تقلیدی صورت بگیرد پس آیا این تحقیق نباید وقتی صورت بگیرد که انسان بتواند درک درستی از دین و عقایدش داشته باشد بنابر این چرا وقتی تحقیق به سرانجامی می رسد که شما نمی پسندید او را سزاوار نابودی می دانید ؟ چرا به این آیات روشن خدا توجه نمی کنید که در آن به ما فهمانده می شود که در طول تاریخ تنها ستمکاران و جنایتکاران جهان بودند که مرگ را سزاوار آنانی می دانستند که پس از بلوغشان از عقاید ابا و اجدادی خود دست برداشته بودند ؟

ادامه دارد..

نوشته شده در قرآن و اسلام | 1 دیدگاه »

ارتداد در اسلام- ادامه

ارسال شده توسط hady در آوریل 1, 2008

مؤمنين هرگز كسي را به خاطر اعتقادش نمي كشند ولي كفار و مشركين به راحتي اين كار را انجام مي دهند . فرعون به عنوان فردي مشرك كه يك رهبر مذهبي نيز مي باشد ، يكي از دشمنان سر سخت عقيده و حق آزادي و انتخاب انسانهاست . او هركس را كه با عقيده اش مخالفت كند به صليب مي كشد و دست و پايش را قطع مي كند :

 

[7:124] لاقطعن ايديكم وارجلكم من خلف ثم لاصلبنكم اجمعين

من دست ها و پاهايتان را در عوض گناهتان قطع خواهم كرد، سپس همگى شما را به صليب خواهم كشيد.”

 

[20:71] قال ءامنتم له قبل ان ءاذن لكم انه لكبيركم الذي علمكم السحر فلاقطعن ايديكم وارجلكم من خلف ولءاصلبنكم في جذوع النخل ولتعلمن اينا اشد عذابا وابقى

او گفت: “آيا بدون اجازه من به او ايمان آورديد؟ او بايد رئيس شما باشد؛ آن كسي كه به شما شعبده بازي آموخت. من مطمئنا دستها و پاهايتان را در عوض قطع خواهم كرد. من شما را بر تنه هاي درخت خرما به صليب خواهم كشيد. شما خواهيد فهميد كه كداميك از ما مي تواند بدترين عذاب را وارد كند و چه كسي پايدارتر از ديگري است.”

 

سر دمداران ديني و مشركين معاصر شعيب نيز طاقت شنيدن چيزي را كه بر خلاف عقيده شان باشد ندارند :

 

[11:91] قالوا يشعيب ما نفقه كثيرا مما تقول وانا لنرك فينا ضعيفا ولولا رهطك لرجمنك وما انت علينا بعزيز

آنها گفتند: “اي شعيب، ما بسياري از گفته هاي تو را نمي فهميم و مي بينيم كه تو در ميان ما قدرتي نداري. اگر به خاطر قبيله ات نبود، تو را سنگسار کرده بوديم. تو براي ما هيچ ارزشي نداري.”

 

اصحاب كهف بخاطر اينكه مبادا به دست رهبران دين غالب بر جامعه شان سنگسار شوند و يا به عقيده آنها ارتداد كنند ، به غار پناهنده مي شوند.

 

[18:20] انهم ان يظهروا عليكم يرجموكم او يعيدوكم في ملتهم ولن تفلحوا اذا ابدا

[18:20] “اگر آنها شما را بيابند، سنگسارتان مي كنند، يا شما را وادار خواهند كرد كه به دينشان بازگرديد، در آن صورت هرگز موفق نخواهيد شد.”

 

سردمداران ديني به نوح هشدار دادند كه اگر از عقيده اش دست بر ندارد سنگسار خوهد شد.

 

[26:116] قالوا لئن لم تنته يانوح لتكونن من المرجومين

آنها گفتند: “اي نوح، اگر دست برنداري، سنگسار خواهي شد.”

 

سنگسار و تكه تكه كردن انسانها به خاطر عقايدشان ، رسم هميشگي مشركين و فراعنه مستبد بوده و هست :

 

[36:18] قالوا انا تطيرنا بكم لئن لم تنتهوا لنرجمنكم وليمسنكم منا عذاب اليم

[36:18] آنها گفتند: “ما شما را بديمن مي شماريم. اگر دست برنداريد، مطمئنا شما را سنگسار خواهيم كرد، يا به عذابي دردناك دچار مي كنيم.”

 

واي به حال آنان كه نوجونان و جوانان در حبس را به خاطر عقايدشان با رجم سرب فشنگ كشتند و پول گلوله را نيز از خانوده هايشان گرفتند.

اين رسم پليد و ددمنشانه يادگار فراعنه است .

آگاه باشيد!

رسم مؤمنين ، رسم ابراهيم بت شكن است .

آه كه نام ابراهيم ضربان قلب موحدين را افزايش مي دهد!

تاريخ هرگز چنان اسطوره توحيد و يكتاپرستي و شفقت و مهرباني را به خود نديده ، نمي بيند و نخواهد ديد.

مظهر يكتا پرستي ابراهيم است . او الگوي شجاعت و ايثار است ، او يك مسلمان واقعي و تمام عيار است ، بي خود نيست كه خداوند بزرگ و نازنين اينگونه به او عشق مي ورزد.

 

[19:41] واذكر في الكتب ابرهيم انه كان صديقا نبيا

[19:42] اذ قال لابيه يابت لم تعبد ما لا يسمع ولا يبصر ولا يغني عنك شيءا

[19:43] يابت اني قد جاءني من العلم ما لم ياتك فاتبعني اهدك صرطا سويا

[19:44] يابت لا تعبد الشيطن ان الشيطن كان للرحمن عصيا

[19:45] يابت اني اخاف ان يمسك عذاب من الرحمن فتكون للشيطن وليا

[19:46] قال اراغب انت عن ءالهتي يابرهيم لئن لم تنته لارجمنك واهجرني مليا

[19:47] قال سلم عليك ساستغفر لك ربي انه كان بي حفيا

[19:48] واعتزلكم وما تدعون من دون الله وادعوا ربي عسى الا اكون بدعاء ربي شقيا

 

در کتاب آسماني به ابراهيم اشاره کن؛ او يک قديس بود، يک پيامبر.

او به پدرش گفت: “اي پدر من، چرا چيزي را اطاعت مي كني كه نه مي تواند بشنود و نه ببيند و نه به هيچ طريقي به تو كمك كند؟

“اي پدر من، من دانش خاصي دريافت كرده ام كه تو دريافت نكردي. از من پيروي كن و من تو را به راه مستقيم هدايت خواهم كرد.

“اي پدر من، شيطان را فرمانبرداري نكن. شيطان عليه آن خداي رحمن شورش كرده است.

“اي پدر من، مي ترسم كه مبادا تو از سوي رحمن سزاوار عذاب شوي، سپس همدست شيطان گردي.”

او گفت: “اي ابراهيم، آيا خدايان مرا رها كرده اي؟ اگر دست برنداري، تو را سنگسار خواهم كرد. مرا تنها بگذار.”

او گفت: “سلام بر تو. من از پروردگارم درخواست خواهم كرد تا تو را ببخشد؛ او نسبت به من بسيار مهربان بوده است.”

“من شما و خداياني را كه در كنار خدا مي پرستيد، ترك مي كنم. من فقط پروردگارم را مي خوانم. اگر فقط از پروردگارم درخواست کنم، مسلما اشتباه نخواهم كرد.”

مي بينيد؟

رسم مردان خدا و مؤمنين حقيقي را مي بينيد؟

رسم مشركين را چطور؟

ابراهيم او را رهنمايي مي كند اما او ابراهيم را به سنگسار تهديد مي كند.

ابراهيم خوب مي داند كه محرك جدش ، آلهه او نيستند . او درست به هدف مي زند . شيطان رجيم.

همه بدبختيها زير سر اوست و در پس هر اله و الهه اي همواره شيطان نهفته است.

آري ، رسم ابراهيم كشتن و تكه تكه كردن عقيده نادرست است نه كشتن صاحب عقيده . آنهم با آنچنان منطق و استدلالي كه سرها در مقابلش به زير فرو مي افتند. وقتي مي گويد از بت بزرگ سئوال كنيد ، كدام منطق و برهاني مي تواند جوابش را بدهد؟

 

[21:52] اذ قال لابيه وقومه ما هذه التماثيل التي انتم لها عكفون

[21:53] قالوا وجدنا ءاباءنا لها عبدين

[21:54] قال لقد كنتم انتم وءاباؤكم في ضلل مبين

[21:55] قالوا اجئتنا بالحق ام انت من اللعبين

[21:56] قال بل ربكم رب السموت والارض الذي فطرهن وانا على ذلكم من الشهدين

[21:57] وتالله لاكيدن اصنمكم بعد ان تولوا مدبرين

[21:58] فجعلهم جذذا الا كبيرا لهم لعلهم اليه يرجعون

[21:59] قالوا من فعل هذا بءالهتنا انه لمن الظلمين

[21:60] قالوا سمعنا فتى يذكرهم يقال له ابرهيم

[21:61] قالوا فاتوا به على اعين الناس لعلهم يشهدون

[21:62] قالوا ءانت فعلت هذا بءالهتنا يابرهيم

[21:63] قال بل فعله كبيرهم هذا فاسءلوهم ان كانوا ينطقون

[21:64] فرجعوا الى انفسهم فقالوا انكم انتم الظلمون

[21:65] ثم نكسوا على رءوسهم لقد علمت ما هؤلاء ينطقون

[21:66] قال افتعبدون من دون الله ما لا ينفعكم شيءا ولا يضركم

[21:67] اف لكم ولما تعبدون من دون الله افلا تعقلون

[21:68] قالوا حرقوه وانصروا ءالهتكم ان كنتم فعلين

 

وقتی به پدر و قومش گفت اين مجسمه هائی که عبادت ميکنيد چيست؟

گفتند ما ديديم که پدرانمان آنها را عبادت ميکردند.

ابراهيم گفت هم خودتان و هم پدرانتان بطور آشکاری گمراه بوده ايد.

گفتند آيا حقيقت را برای ما آورده ای يا شوخی ميکنی؟

ابراهيم گفت صاحب اختيار شما خدای آسمانها و زمين است که آنها را آفريده و من اين را شهادت ميدهم.

به خدا قسم بعد از اينکه از پيش بت هايتان رفتيد نقشه ای برای آنها دارم.

بت ها را غير از بت بزرگ تکه تکه کرد تا پيش او برگردند.

گفتند چه کسی اينکار را با خدايان ما کرده؟ او واقعاً ظالم است.

گفتند شنيده ايم که جوانی درباره آنها حرف ميزد. به او ابراهيم ميگويند.

گفتند او را جلوی چشم مردم بياوريد تا شهادت بدهند.

ابراهيم گفت اينکار را بت بزرگ انجام داده. اگر حرف ميزنند از آنها بپرسيد.

بخود آمدند و به هم گفتند شما ظالم هستيد.

بعد سرشان را پائين انداختند. تو ميدانی که بت ها حرف نميزنند.

ابراهيم گفت آيا غير از خدا چيزی را عبادت ميکنيد که نه نفعی برای شما دارد و نه ضرری؟

از شما و هر چه غير از خدا ميپرستيد بيزارم. آيا عقل نداريد؟

گفتند اگر مرد عمل هستيد خدايان خود را ياری کنيد و ابراهيم را بسوزانيد.

 

اسلام ، بخاطر محاربه و مقاتله دستور اعدام و نفي بلد مي دهد نه به خاطر عقيده. آن مردان و زنان جاهلي كه بدون هيچگونه قصد مقاتله و محاربه اي به بتكده هاي خود مي روند ، به چه جرمي بايد منفجر شوند؟ به جرم عقيده؟! به گناه شرك؟

 

آيا شما مطمئن هستيد كه خودتان مشرك نيستيد؟

آيا نمي دانيد كه ريشه هاي شجره خبيثه شرك اطاعت غير حكم خداست و نه ستايش و عرض حاجت به غير او؟ مگر نمي دانيد كه ارباب متفرق ، انسانها را متفرق مي سازند؟ پس چرا خودتان بدنبال ارباب متفرق مي رويد ؟

شما چه برتري نسبت به مشركين و بت پرستان شيعه داريد؟

باور كنيد شما خود گرفتار شركي عظيم هستيد و خود اين را نمي دانيد.

تعبد و فرمانبرداري از غير خدا ؛ اين است اساس شرك كه شما خود در دامش اسير شده ايد.

هركس بدنبال حكمي غير از حكم خدا رود ، يگانه مولايش شيطان است نه الله.

پس بياييد !

برادران ، خواهران!

بياييد به سوي كلمه اي كه بين همه ما مشترك است ؛ اينكه جز مولايمان الله را فرمانبرداري و بندگي نكنيم و در امر و حكمش احدي را شريك نسازيم و با پيروي كور از اهواء يكديگر ، بعضي بعضي را اله و رب نگيريم و از خداوند سبحان بخواهيم كه نعمتش را بر ما تمام گرداند و ما را به درجه بسيار رفيع و شرافتمند مسلماني نائل گرداند كه اين در خواست ، نهايت آرزوي پيامبران و انبياء الهي بوده است.

قل ياهل الكتب تعالوا الى كلمة سواء بيننا وبينكم الا نعبد الا الله ولا نشرك به شيءا ولا يتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله فان تولوا فقولوا اشهدوا بانا مسلمون

 

نوشته شده در قرآن و اسلام | بیان دیدگاه »