ارتداد در اسلام
ارسال شده توسط hady در آوریل 1, 2008
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
وَإِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَرَبِّكُمْ أَن تَرْجُمُونِ
و من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه مىبرم از اينكه مرا متهم كنيد!
ارتداد در لغت، به معنای بازگشتن است و در اصطلاح مذهبیون به معنای خروج فرد مسلمان از دین اسلام و برگشتن از ایمان به کفر است. این اصطلاح، در آیاتی از قرآن به کار رفته شده است; از جمله، آیة 54 سوره مائده که میفرماید:
“یَـََّأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ مَن یَرْتَدَّ مِنکُمْ عَن دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ…;
ای کسانی که ایمان آوردهاید، هر کس از شما از آیین خود باز گردد (به خدا زیانی نمیرساند) خداوند جمعیتی را میآورد که آنها را دوست دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند…”
و نیز در آیة 217 سورة بقره میفرماید:
“وَمَن یَرْتَدِدْ مِنکُمْ عَن دِینِهِ فَیَمُتْ وَهُوَ کَافِرٌ فَأُوْلَـََّئِکَ حَبِطَتْ أَعْمَـَـلُهُمْ فِی الدُّنْیَا وَالاْ ?َخِرَةِ وَأُوْلَـََّئِکَ أَصْحَـَبُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَـَـلِدُونَ;
یعنی کسی که از آیینش برگردد و در حال کفر بمیرد، تمام اعمال نیک (گذشته) او در دنیا و آخرت، بر باد میرود، و آنان اهل دوزخند و همیشه در آن خواهند بود.”
مجازات ارتداد در قرآن مرگ نیست. قرآن مرگ طبیعی مرتد را پیش بینی می کند و مجازات برگشتن از دین را به آخرت موکول می کند. به عبارت دیگر، قرآن، برای ارتداد مجازات این جهانی تعیین نمی کند. البته ارتداد از جمله گناهان موجود در قرآن است ولی حدّ برای آن در نظر گرفته نشده است. متن قرآن مجازاتی اخروی را برای بازگشت از دین تعیین می کند و سخنی از حدّ و تعذیر و اعدام و امثال آن نیست .
کَیْفَ یَهْدِی اللّهُ قَوْماً کَفَرُواْ بَعْدَ إِیمَانِهِمْ وَشَهِدُواْ أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءهُمُ الْبَیِّنَاتُ وَاللّهُ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ – أُوْلَـئِکَ جَزَآوُهُمْ أَنَّ عَلَیْهِمْ لَعْنَهَ اللّهِ وَالْمَلآئِکَهِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِینَ - خَالِدِینَ فِیهَا لاَ یُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلاَ هُمْ یُنظَرُونَ - إِلاَّ الَّذِینَ تَابُواْ مِن بَعْدِ ذَلِکَ وَأَصْلَحُواْ فَإِنَّ الله غَفُورٌ رَّحِیمٌ - إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ بَعْدَ إِیمَانِهِمْ ثُمَّ ازْدَادُواْ کُفْراً لَّن تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَأُوْلَـئِکَ هُمُ الضَّآلُّونَ - إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ وَمَاتُواْ وَهُمْ کُفَّارٌ فَلَن یُقْبَلَ مِنْ أَحَدِهِم مِّلْءُ الأرْضِ ذَهَباً وَلَوِ افْتَدَی بِهِ أُوْلَـئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِینَ ( آل عمران 86 تا 91)
چگونه خدا عدهای را که بعد از ایمان آوردنشان و پس از اینکه شهادت دادند که پیغمبر حق است و دلایل روشن برای آنها آمد کافر شدند هدایت میکند؟ خدا ظالمها را هدایت نمیکند. جزای آنها این است که لعنت خدا و فرشتگان و مردم دسته جمعی بر آنان است. (٨۷) همیشه در آن خواهند بود و عذاب آنها تخفیف پیدا نمیکند و به آنها مهلتی داده نمیشود. (٨٨) مگر کسانی که بعد از آن توبه کردند و کار خود را اصلاح کردند چون خدا آمرزنده مهربان است. (٨۹) توبه افرادی که بعد از ایمان آوردنشان منکر شدند و به انکارشان اضافه کردند، هرگز قبول نمیشود. آنها گمراه هستند. (۹۰) افرادی که منکر شدند و در حال کفر و انکار مردند، اگر زمین را پر از طلا بکنند و جریمه بدهند از هیچکدام آنها بهیچوجه پذیرفته نمی شود. آنها عذاب پردردی دارند و کسی که به آنها کمک کند ندارند . (۹۱)
اکنون توجه شما را به قوانینی جلب می کنم که مذهبیون بر اساس آن برای مرتکبین به ارتداد حد شرعی تعیین کرده اند !
مبحث پنجم قانون پیشنهادی مجازات اسلامی: ارتداد، بدعتگذاری و سحر
__________________________________________
ماده ۲۲۵-۱ : مسلمانی که به طور صریح اظهار و اعلان کند که از دین اسلام خارج شده و کفر را اختیار نموده، مرتد است .
ماده ۲۲۵-۲: در تحقق ارتداد قصد جدی شرط است. بنابراین هرگاه متهم به ارتداد ادعا نماید که اظهارات وی از روی اکراه یا غفلت یا سهو یا در حالت مستی یا غضب یا سبق لسان یا بدون توجه به معانی کلمات و یا نقل قول از دیگری بوده است یا اصل مقصود او چیز دیگری بوده، مرتد محسوب نمی شود و ادعای او مسموع است .
ماده ۲۲۵-٣: مرتد بر دو نوع است: فطری و ملی .
ماده ۲۲۵-۴ : مرتد فطری کسی است که حداقل یکی از والدین او در حال انعقاد نطفه مسلمان بوده و بعد از بلوغش اظهار اسلام کرده و سپس از اسلام خارج شود .
ماده ۲۲۵-۵: مرتد ملی کسی است که والدین وی در حال انعقاد نطفه غیر مسلمان بوده و بعد از بلوغش به اسلام گرویده و سپس از اسلام خارج و به کفر برگردد .
ماده ۲۲۵-۶: هر گاه کسی که حداقل یکی از والدین او در حال انعقاد نطفه مسلمان بوده بعد از بلوغ بدون آن اکه تظاهر به اسلام نماید، اختیار کفر کند درحکم مرتد ملی است .
ماده ۲۲۵-۷ : حد مرتد فطری قتل است .
ماده ۲۲۵-٨ : حد مرتد ملی قتل است؛ اما بعد از قطعیت حکم تا سه روز ارشاد و توصیه به توبه می شود و چنانکه توبه ننماید، کشته میشود .
ماده ۲۲۵-۹: هر گاه احتمال توبه مرتد ملی داده شود، فرصت مناسب به وی داده میشود .
ماده ۲۲۵-۱۰: حد زنی که مرتد شده، اعم از فطری و ملی حبس دایم است و ضمن حبس طبق نظر دادگاه تضییقاتی بر وی اعمال و نیز ارشاد و توصیه به توبه میشود و چنانچه توبه نماید، بلافاصله آزاد میگردد .
تبصره- کیفیت تضییقات بر اساس آییننامه تعیین می شود .
ماده ۲۲۵-۱۱: هر کس ادعای نبوت کند، محکوم به قتل است و هر مسلمانی که بدعتی را در دین اختراع کرده و فرقهای را بر اساس آن ایجاد کند که برخلاف ضروریات دین مبین اسلام باشد، در حکم مرتد است .
ماده ۲۲۵-۱۲ : مسلمانی که با سحر و جادو سر و کار داشته و آن را در جامعه به عنوان حرفه یا فرقهای ترویج نماید، محکوم به قتل است .
ماده ۲۲۵-۱٣ : توبه مجرم قبل از اجرای حد در موضوع دو ماده مذکور چنانچه از نظر دادگاه احراز شود، موجب سقوط حد است. پایان لائحه
________________________
استناد آنها برای تنظیم این لایحه چند حدیث می باشد از جمله حدیثی منسوب به ابن عباس که می گوید رسول خدا فرموده «من بدّل دینه فاقتلوه» شخصی که دینش را تغییر داد باید کشت
(مستدرک وسایل الشیعه جلد 8 صفحه163باب45حدیث) و (بخاری، جلد ۹، فقرهی ۱۷۵۹)
و همچنین این حدیث که تنها مورد قبول شیعیان است:
(مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِیِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ کُلُّ مُسْلِمٍ بَیْنَ مُسْلِمَیْنِ ارْتَدَّ عَنِ الْإِسْلَامِ وَ جَحَدَ رَسُولَ اللَّهِ ص نُبُوَّتَهُ وَ کَذَّبَهُ فَإِنَّ دَمَهُ مُبَاحٌ لِمَنْ سَمِعَ ذَلِکَ مِنْهُ وَ امْرَأَتَهُ بَائِنَةٌ مِنْهُ یَوْمَ ارْتَدَّ وَ یُقْسَمُ مَالُهُ عَلَی وَرَثَتِهِ وَ تَعْتَدُّ امْرَأَتُهُ عِدَّةَ الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا وَ عَلَی الْإِمَامِ أَنْ یَقْتُلَهُ إِنْ أَتَوْهُ بِهِ وَ لَا یَسْتَتِیبَهُ;کافی جلد6 صفحه 174)
محمد بن یحیی از احمد پسر ابراهیم شنیده که او هم از پدرش نقل قول می کند که او از سهیل پسر زیاد شنیده که او هم از هشام پسر سالم و او از عمار الساباطی نقل قول می کند که جعفر بن محمد معروف به امام صادق در قرنها پیش گفنه است : (شخص مسلمان از اسلام ارتداداختیار کرده و نبوت پیامبر اکرم را انکار نموده و بر هر کسی که این امر را بشنودخونش مباح بوده و بر امام مسلمین است که او را کشته و توبه اش را نپذیرد.)
مسلم است که احادیث مذکور مخالف نصّ قرآن است چون قران به صراحت مجازات ارتداد را به آن دنیا محول کرده است (خَالِدِینَ فِیهَا لاَ یُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلاَ هُمْ یُنظَرُونَ ) منتها اصحاب مذاهب این بار هم این مخالفت واضح و آشکار را نمی خواهند ببینند وبر پایه اکاذیبی که در قالب احادیث و روایاتی که به مقربین خدا نسبت می دهند لوایحی را پیشنهاد می کنند که اگر تصویب شود به حاکمان جبار اجازه خواهد داد تا با برخورداری از مصونیت قضائی، شهروندان را به صرف اعتقادات مذهبیشان تحت پیگرد قرار دهند . تاسف بارتر آنجائسیت که آنها تمامی این جنایتهای خود را با سوء استفاده از نام اسلام و رسول الله انجام می دهند بدون توجه به اینکه این قوانین وحشیانه و جاهلانه چه اثر بد و مخربی بین افکار مردم جهان می گذارد ؛ آنها حتی در نظر نمی گیرند که انتخاب دین در اسلام باید بدون اکراه و اجبار باشد ( لا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ ) و با زور و خشونت هیچ عقیده ای پایدار نمی ماند ، در واقع وقتی طفلی متولد می شود چگونه می تواند حق انتخاب داشته باشد که شما برای تغییر آن بعد از بلوغش پیشنهاد مرگ می دهید ؟
مگر شما نمی گوئید که در اصول دین نباید تقلیدی صورت بگیرد پس آیا این تحقیق نباید وقتی صورت بگیرد که انسان بتواند درک درستی از دین و عقایدش داشته باشد بنابر این چرا وقتی تحقیق به سرانجامی می رسد که شما نمی پسندید او را سزاوار نابودی می دانید ؟ چرا به این آیات روشن خدا توجه نمی کنید که در آن به ما فهمانده می شود که در طول تاریخ تنها ستمکاران و جنایتکاران جهان بودند که مرگ را سزاوار آنانی می دانستند که پس از بلوغشان از عقاید ابا و اجدادی خود دست برداشته بودند ؟
ادامه دارد..
maryam.o گفت
حق است…!