اسلام و قرآن

آیا غیر از خدا داور دیگری می جویید در حالی که او این کتاب را به صورت مفصل برای شما نازل کرده است

Archive for جولای, 2008

حقیقت مسلمانی(3)

ارسال شده توسط hady در جولای 14, 2008

بسم الله الرحمن الرحيم

والذين اجتنبوا الطغوت ان يعبدوها وانابوا الى الله لهم البشرى فبشر عباد

مسلمان حقيقي هرگز از طاغوت اطاعت نمي كند (3)

چقدر موضوع تعبد خالصانه در سوره زمر تكرار مي شود!
خداوند رحمن مرتب دارد به رسولش فرمان مي دهد كه به مردم بگويد مأمور به تعبد خالصانه پرورد گارش شده است :

[39:11] قل اني امرت ان اعبد الله مخلصا له الدين
بگو به من امر شده الله را تعبد كنم در حالي كه كليه احكام و دستورات ديني متعلق به اوست
[39:13] قل اني اخاف ان عصيت ربي عذاب يوم عظيم
بگو من اگر از پروردگارم اطاعت نكنم( او را تعبد نكنم) از مجازات آن روز عظيم ترسانم
[39:14] قل الله اعبد مخلصا له ديني
بگو خدا را تعبد مي كنم در حالي كه تمامي احكام و دستورات دينم را خالصاً از خدا گرفته ام.


عين مطلب آيه 13 علاوه بر سوره زمر در دو سوره ديگر نيز آمده كه يكي از آنها آيه شماره 15سوره نوراني انعام و ديگري آيه شماره 15 سوره معظم يونس مي باشد.
در سوره انعام ، درست در آيه قبل از 15 چنين مي خوانيم :

[6:14] قل اغير الله اتخذ وليا فاطر السموت والارض وهو يطعم ولا يطعم قل اني امرت ان اكون اول من اسلم ولا تكونن من المشركين
در اينجا نيز درست مانند سوره زمر ، صحبت بر سر اتخاذ ولي مي باشد و اين مطلب پاسخي است براي كساني كه از پيامبر مي خواهند تا به غير قرآن حكم كند و او به عنوان يك پيامبر مأمور مي شود بگويد كه اولين تسليم شده در برابر حكم و فرمان خداوند است و از كساني كه احكام اولياء ديگر را با احكام خداوند شريك مي سازند نيست.

و اما آيه شماره پانزده از سوره پر بركت يونس :

[10:15] واذا تتلى عليهم ءايتنا بينت قال الذين لا يرجون لقاءنا ائت بقرءان غير هذا او بدله قل ما يكون لي ان ابدله من تلقائ نفسي ان اتبع الا ما يوحى الي اني اخاف ان عصيت ربي عذاب يوم عظيم

اي كساني كه اسلام را بر زمين زده ايد و به پيروي و تعبد از فرق نفرت انگيز و ننگين شيعه ، سني ، وهابي ….برخاسته ايد ! شما خواسته كفار و مشركين صدر اسلام را برآورده كرديد و كاري را كه شيطان در زمان حيات آن عبد خالص خداوند و ديگر انبياء الهي نتوانسته بود انجام دهد ، عملي نموديد.
شما تن ابي لهب را در گور به لرزه در آورديد و نشان داديد كه فرزندان خلف اجدادسلف خود مي باشيد. پاداش اربابتان اهريمن ارزانيتان باد ، اگر از اين طريقت ناراست دست برنداريد و عبد و تسليم الله نشويد.
به عبارت ساده تر ؛ مشركين و كفار صدر اسلام از پيامبر مي خواستند تا بجاي حديث خداوند از خود مطلب بسرايد و حكم صادر كند و قرآني ديگر ( غير از كلام الله) بياورد. آخر اين قرآن همه اجزائش موزون و متحد بودند و در كل چشم اندازي را به نظاره مي گذاشت كه خوشايند شيطان و بندگان حلقه به گوشش نبود و به همين دليل آنها از پيامبر مي خواستند تا چيزي بياورد كه باب ميلشان باشد تا درست مانند قوطي عطاري هرچه خواستند بتوانند در آن بيابند.
اما پيامبر كه خود اولين تسليم شده دين خالص خداوند بود هرگز زير بارشان نرفت ؛ چرا كه او مأمور شده بود تنها خدا را تعبد كند و فقط آنچه را به وي وحي مي شود تبعيت نمايد و در طول عمر شريفش حتي كلامي از تلقاي نفس خويش به خدا نبسته بود .
آري اين رسول نازنين خداوند همان محمد پيشين بود كه تاقبل از بعثت هيچ حكم و حديثي را از خود صادر نكرده بود و حالا انگار كه به گنجينه اسرار و علم الهي مبدل شده بود كه مشركين و كفار انتظار داشتند از خود حديث ببافد و حكم صادر كند و قرآني ديگر بياورد.

وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ لاَ يَرْجُونَ لِقَاءنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هَذَا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِن تِلْقَاء نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ(15/يونس)

و هنگامى که آيات روشن ما بر آنها خوانده مى‏شود، کسانى که ايمان به لقاى ما (و روز رستاخيز) ندارند مى‏گويند: «قرآنى غير از اين بياور، يا آن را تبديل کن! (و آيات نکوهش بتها را بردار)» بگو: «من حق ندارم که از پيش خود آن را تغيير دهم؛ فقط از چيزى که بر من وحى مى‏شود، پيروى مى‏کنم! من اگر پروردگارم را نافرمانى کنم، از مجازات روز بزرگ (قيامت) مى‏ترسم!»


اي كساني كه پيرو چنين قرآني شده ايد و آن را بعد از كلام الله ، معتبر ترين منبع و مرجع دين مي دانيد ، شما اين قرآن را از كجا آورده ايد و با چه مجوزي تعبدش مي كنيد؟ به خدا قسم و به خداقسم شما هيچ دليل و برهاني براي اثبات صدق ادعاي خويش نداريد و تنها آن كاري را مي كنيد كه آباء اولينتان مي كردند و طوطي وار آن چيزي را تقليد مي كنيد كه اربابتان شيطان در گوشهاي سنگينتان فرو كرده است.
شما به چه دليل از اين قرآن تبعيت مي كنيد ؟ مگر پيامبر مي توانست از روي هواي نفس خود مطلبي بگويد كه شما آن را علم كرده ايد و به او نسبت مي دهيد؟
اي پيروان سنت ، شما مي گوييد خداوند دو كتاب آسماني كه يكي را آشكار و ديگري مخفيانه به رسولش وحي نموده ، نازل كرده است ، دليلتان براي وجود قرآن دوم و تعلقش به الله چيست ؟
دليل شما براي تأييد اعتبار اين قرآن چه مي باشد؟
نه ، شما هيچ دليلي براي اثبات ادعاي شيطاني خود نداشته و نخواهيد داشت.

نوشته شده در قرآن و اسلام | 2 نظرات »

حقیقت مسلمانی (2)

ارسال شده توسط hady در جولای 12, 2008

بسم الله الرحمن الرحيم

والذين اجتنبوا الطغوت ان يعبدوها وانابوا الى الله لهم البشرى فبشر عباد

مسلمان حقيقي هرگز از طاغوت اطاعت نمي كند (2)

از آنجا كه مطلب فوق العاده مهم و كليدي است يك بار ديگر آن را بيان مي كنم تا شايد به خواست و اذن خداوند ، آنهايي كه هنوز مفهومش را متوجه نشده اند ، آن را دريابند. از همه دوستا ن و اهل فرق تقاضا مي كنم اصلاً در نظر نگيرند كه چه كسي دارد اين مطلب را متذكر مي شود ؛ فقط و فقط آن را با قرآن مقايسه كنند و اندكي پيرامونش تفكر نمايند.


[7:2] كتب انزل اليك فلا يكن في صدرك حرج منه لتنذر به وذكرى للمؤمنين
[7:3] اتبعوا ما انزل اليكم من ربكم ولا تتبعوا من دونه اولياء قليلا ما تذكرون

[39:1] تنزيل الكتب من الله العزيز الحكيم
[39:2] انا انزلنا اليك الكتب بالحق فاعبد الله مخلصا له الدين
[39:3] الا لله الدين الخالص والذين اتخذوا من دونه اولياء ما نعبدهم الا ليقربونا الى الله زلفى ان الله يحكم بينهم في ما هم فيه يختلفون ان الله لا يهدي من هو كذب كفار

خوب دقت كنيد !
دو آيه اول كه با رنگ قرمز نشان داده شده اند مربوط به سوره نوراني اعراف مي باشند و در آنهاخداوند سبحان ابتدا به مسئله انزال كتاب اشاره مي كند و سپس به جميع انسانها فرمان مي دهد كه از آن كتاب تبعيت كنند و از پيروي اولياء بپرهيزند. تا اينجا مسئله بخوبي واضح و مبرهن است و نيازي به توضيح اضافي ندارد.
آيات بعدي كه با رنگ آبي مشخص شده اند متعلق به سوره معظم زمر هستند . يگانه خالق آسمانها و زمين و رب بلند مرتبه عرش عظيم ، در آيه اول اعلام مي كند كه اين كتاب متعلق به الله مي باشد و در آيه دوم ضمن اينكه به رسولش اطمينان مي دهد كه قرآن از طرف پروردگار برايش فرستاده شده ، به او امر مي كند كه خدا را مخلصانه تعبد نمايد و از آنجا كه خداوند احكام و دستوراتش را در قالب كتاب فرستاده پس تعبد الله يعني تعبد كتابش مخصوصاً اينكه فرمان خداوند مبني بر تعبد الله متفرع به كتاب شده است.
خداوند در آيه شماره 3 ، كه بطور كامل با ماقبل خود در ارتباط است ، ضمن اينكه تعلق دين خالص به خود را دوباره خاطر نشان مي كند ، علناً نسبت به اينكه بطور خالص تعبد نمي شود اعتراض مي كند ( درست همانگونه كه در آيه 3 سوره اعراف اين اعتراض خود را با بيان جمله « قليلاً ما تذكردن نشان داد») و علت عدم تعبد خود را اينگونه معرفي مي كند كه عده اي بجاي خداوند اقدام به تعبد ديگران مي كنند آنهم به اين دليل كه آنها در نزد خداوند جا و مكاني دارند و بهتر مي توانند ايشان را به الله نزديك كنند.
آياتي كه زين پس يكي بعد از ديگري مي آيند ، هرچه بيشتر و واضحتر نشان خواهند داد كه تعبد در اصل همان اطاعت مطلق و تبعيت بي چون و چرا از كتاب الله است و اينكه شيطان براي جلو گيري از اين كار در طول تاريخ همواره به حربه اولياء متوسل شده و مي شود ؛ يك روز اين اولياء ابراهيم و عيسي و موسي و لات و منات و عزي و بطور كلي ابناء الله بودند و امروز پيامبر اسلام و به صطلاح منفور و ننگين : « آل الله» مي باشند.
ديروز شيطان به وسيله اين حربه نا جوانمردانه دين خدا را تكه تكه كرد و كعبه معظم را متلاشي ساخت تا بر مخروبه اش ابنيه خبيث و نفرت انگيز « مسيحي » و « يهودي » را برپا كند و امروز خلق الله را به پيروي از فرق پليد و منحوس « شيعه » و « سني» وا داشته و به همان بهانه قديمي اولياء ، كاري كرده تا اكثريت بني آدم خدا را عصيان كنند و با تعبد و تبعيت از كلام غير او ، عبد طاغوت و بنده شيطان شوند.
امروز اگر چه شيطان به وسيله سوء استفاده از نام محمد و مبدل كردن او به اله موفق شده در دين تفرقه ايجاد كند ، اما پيامبر هرگز از اين واقعه خبر ندارند و تا زنده بود مردم را از اين مرض خطرناك بر حذر مي داشت . چگونه پيامبرمي توانست مردم را به تعبد خويش دعوت كند در حالي كه مولايش به او امر كرده بود كه فقط عبد او باشد و تنها تسليم فرمان او شود. و چگونه محمدي كه آنچنان از نافرماني مولايش مي ترسيد مي توانست غير از قرآن از خود حكمي صادر كند؟!
ادامه دارد

نوشته شده در قرآن و اسلام | بیان دیدگاه »

حقیقت مسلمانی(1)

ارسال شده توسط hady در جولای 11, 2008

بسمالله الرحمن الرحيم

والذين اجتنبوا الطغوت ان يعبدوها وانابوا الى الله لهم البشرى فبشر عباد

مسلمان حقيقي هرگز از طاغوت اطاعت نمي كند

سوره زمر درست مانند سوره معظم اعراف يكي از آن سوره هاي ناب قرآن است كه دقيقاً نقل حال جامعه امروز ما و ديگر جوامع به اصطلاح مسلمان است. در اين سوره درخشان و مبين ، مفاهيم كلماتي همچون « اسلام » و « تعبد » بخوبي روشن و هويدا مي گردد.
خداوند سبحان ، در مطلع سوره به خواننده قرآن اطمينان مي دهد كه اين كتاب از طرف پروردگار نازل شده و به رسول خود امر مي كند كه پروردگارش را با ديني خالص تعبد كند.

[39:2] انا انزلنا اليك الكتب بالحق فاعبد الله مخلصا له الدين
ما اين نوشتار حق را كه از هرگونه باطلي عاريست ، بر تو نازل كرديم ؛ پس الله را اطاعت كن در حالي كه كليه احكام و قوانين ديني ات خالصاً به او تعلق دارد و از ناحيه او صادر شده است.

بخاطر داريد سوره اعراف چگونه آغاز مي شد ؟ « كتاب انزل اليك …» و نيز :

[7:3] اتبعوا ما انزل اليكم من ربكم ولا تتبعوا من دونه اولياء قليلا ما تذكرون
آنچه را از طرف پروردگارت بر تو نازل شده دنباله روي كنيد و بدنبال سخن هيچ اوليائي غير از الله نرويد ، چه كم تذكر مي پذيريد!

شباهت آيه شماره 2 سوره زمر را با آيه شماره 3 سوره اعراف متوجه مي شويد؟ مي بينيد كه چگونه تبعيت با تعبد مرادف شده است؟
به عبارت ديگر ، خداوندسبحان در كمال صراحت و وضوح به ما نشان مي دهد كه تنها الله بايد تعبد و تبعيت شود و از آنجا كه قرآن متعلق به اوست لذا تعبد و تبعيت از خداوند به مفهوم اطاعت مطلق از احكام و دستورات اين كتاب بزرگ و درخشان آسمانيست.
اما متأسفانه شيطان حيله گر كاملاً بر اهميت اين موضوع عظيم واقف است و با ابداع اولياء قلابي و تبديل پيامبران به انداد و شركاي خداوند ، به مردماني كه هرگز انديشيدن را نياموخته اند و نيز آنان كه افكارشان در چارچوبهاي فرقه اي به زنجير كشيده شده ، چنين القاء نموده كه پيامبران و ديگر اسماء تخيلي كه خود مخترعشان بوده ، چيزي جداي از خداوند نيستند و هرچه آنها گفته يا در طول حياتشان انجام داده اند ، عين حكم و آيين خداوند بوده است . وقتي كار بدينجا رسيد و انعام انسان نما ، صداقت چنين نيرنگ كثيفي را پذيرفتند ، دست شيطان را براي بستن انواع و اقسام دروغها به خداوند ، آنهم از طريق حنجره اي كه از مردگان قرض گرفته است ، باز گذاشته اند.
اي كساني كه پيامبر را صاحب حكم مي دانيد و تمامي اعمال و احاديثي را كه به دروغ به او نسبت داده اند ، وحي منزل مي شماريد ! شما به اين دليل احاديث و روايات پيامبر و ديگر اولياء را ( كه چيزي جز احكام شيطان نيستند) تعبد و اطاعت مي كنيد كه تصور مي كنيد كتاب قانون اساسي دين اسلام مجمل است و يك تفصيل دهنده لازم است تا كاملاً احكام خداوند را بر شماروشن سازد و موجب تقرب هرچه بيشتر شما به آستان الله گردد. اما شما دروغ مي گوييد و با اين كار داريد آيات الهي را تكفير مي كنيد :

[39:3] الا لله الدين الخالص والذين اتخذوا من دونه اولياء ما نعبدهم الا ليقربونا الى الله زلفى ان الله يحكم بينهم في ما هم فيه يختلفون ان الله لا يهدي من هو كذب كفار

آگاه باشيد! احكام و دستورات ديني مطلقاً به خداوند تعلق دارند و ملاك پيروي جز كتاب آسماني و ما انزل الله نيست . كساني كه از احكام و دستورات اولياء دروغين تبعيت مي كنند و به حكم شيطان گردن مي نهند ، به خيال باطل و تصور ناقص خويش اين كار را براي تقرب هرچه بيشتر به پروردگار انجام مي دهند. افسوس كه امروز اين دروغگويان كفر پيشه كر و كورند و قدرت تفكر و تعقل از آنها گرفته شده و بنا بر اين نمي توانند قرآن را درك كنند ، اما فردا همين قرآن بينشان حكم خواهد كرد و به آنها نشان خواهد داد كه اين همه اختلاف و تفرقي كه در حيات دنيا به آن گرفتار شده اند ، همه و همه به دليل بريدن از قرآن و تمسك به اولياء ساخته شيطان است.

پس رها كنيد !
شما را به خدا تا دير نشده تعبد اولياء را رها كنيد!
شما را به خدا از تبعيت اولياء دست برداريد!
بياييد تا دينمان را خالص كنيم و به حبل المتيين الهي چنگ زنيم تا از تفرقه و فرقه گرايي آزاد شويم و فقط آنچه را از جانب پروردگارمان نازل شده تبعيت كنيم.
اي كسي كه سنت شيطان را با سنت الهي اشتباه گرفته اي و دروغهاي اهريمن را به حساب خدا و رسولش مي گذاري ! تو قطعاً دروغ مي گويي . و يا اينكه چشمانت نمي بينند و گوشهايت نمي شنوند كه اگر نه اين بود حتماً فرمان پروردگارت را مي شنيدي و به حكمش گردن مي نهادي.
چگونه ممكن است پيامبر فرمان پروردگارش را زير پا بگذارد و از پيروانش بخواهد كه عبد و بنده او شوند؟!
پيامبرخود اولين كسي است كه به او فرمان تسليم شدن و مسلمان شدن داده شده است و اولين كسي است كه به او امر شده كه دينش را با تعبد خداي وحده خالص گرداند :

[39:11] قل اني امرت ان اعبد الله مخلصا له الدين
[39:12] وامرت لان اكون اول المسلمين

حال تو او را شريك خدا ساخته اي تا مايع تقربت به الله گردد ؟ آنوقت اسم خود را مسلمان مي گذاري؟!
تو نمي داني مسلماني يعني فقط خدا را تعبد كردن و تنها در مقابل حكم او تسليم بودن است؟

ادامه دارد

نوشته شده در قرآن و اسلام | بیان دیدگاه »