اسلام و قرآن

آیا غیر از خدا داور دیگری می جویید در حالی که او این کتاب را به صورت مفصل برای شما نازل کرده است

Archive for آگوست, 2008

ملخها مثالی برای رستاخیز

ارسال شده توسط hady در آگوست 20, 2008

ملخها مثالی برای رستاخیز

سوره قمر:

فَتَوَلَّ عَنْهُمْ يَوْمَ يَدْعُ الدَّاعِ إِلَى شَيْءٍ نُّكُرٍ ﴿54:6﴾

خُشَّعًا أَبْصَارُهُمْ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ كَأَنَّهُمْ جَرَادٌ مُّنتَشِرٌ ﴿54:7﴾

پس از آنان روى برگردان،روزى خواهد آمد كه داعى [حق] به سوى امرى دهشتناك دعوت مى‏كند (6)

در حالى كه چشمهای خود را با حقارت پایین انداخته اند، چون ملخهاى پراكنده از گورها[ى خود] بیرون می آیند (7)

در این آیه خدای رحمن در مورد رستاخیز و قیامت به ملخها مثال می زند که بسیار تامل انگیز و برای خردمندان آیتی است. برخی ملخها در جنگلها تخمگذاری می کنند و سالها بعد بطور همزمان از تخم خارج می شوند.

جیرجیرکهای جنگلی نیز چنینند. بعنوان مثال در شمال شرقی آمریکا به مدت 13 و در برخی موارد 17 سال این جیرجیرکها در تخم می مانند. این تخمها در زیر زمین و چسبیده به ریشه درختهاست. بعد از گذشت سالها آنها ناگهان همگی سر از تخم در می آورند و سروصدای بسیار ناهنجاری براه می اندازند، و برای کسانی که به نشانه های خدا در طبیعت توجه می کنند، نشانه ای از چگونگی قیامت است.

ملخها نیز به همین نحو پس از مدتی طولانی که در زیر خاک و درون تخم سپری می کنند با خروج ناگهانی و دسته جمعی از تخم، سبب بروز فاجعه هجوم ملخ و آسیب به محصولات کشاورزی می گردند.

جسد انسانها نیز پس از اینکه سالها در زیر خاک تجزیه می شود دوباره بازسازی و قیامت آغاز می گردد.

نویسنده:جناب نیکمنش

نوشته شده در قرآن و اسلام | بیان دیدگاه »

قدرت الله بختیاری نژاد: توحید اسلام

ارسال شده توسط hady در آگوست 7, 2008

توحید اسلامی پیش بیشتر مردم خلاصه شده است در آنچه در کتاب ابتدائی مدارس گذشته خوانده بودند که«خدا یکی است و مثل و مانند وهمتائی ندارد» همین و همین. اما این خدا کیست مورد بحث نبود. چون قدرتمندان و قدرت طلبان دیکتاتور اجازه نمی دادند و اجازه نمیدهند که کسی معنی خدا را بداند و بداند خدا چه صفتی دارد. خدا و خداوند در فارسی یعنی مالک، سرور، فرمانروا و… مثل شعری که در کتاب ابتدائی نوشته شده بود:

«یکی برسر شاخ بن می برید

خداوند بستان نظر کرد و دید

بگفتا که این مرد بد میکند

نه برکس که بر نفس خود میکند»

مثل کدخدا، خانه خدا، ناوخدا(ناخدا) این کلمه معنی «رب» عربی است. در فارسی به خالق جهان اهور مزده(اهورا مزدا) می گفتند و در عربی به آن الله می گفتند. رب که جمع آن ارباب است، یعنی صاحب و مالک. ارباب که جمع عربی است، در فارسی به جای رب به کار میرود. مثل عمله که جمع عامل است ولی در فارسی در مقام مفرد و به جای کارگر استعمال میشود. پیغمبران خدا می گفتند ما رسول یعنی فرستاده ی خدا هستیم و فقط وظیفه داریم پیام خدا را به شما برسانیم و خودمان وظیفه داریم مثل دیگران دستور خدا را انجام دهیم. آیه های 61 و67 و104 سوره اعراف؛ و 16-107-125-143-162-178- سوره شعرا را ببینید. آنها فقط وظیفه داشتند رسالت یعنی رساندن پیام الهی را انجام دهند. همانطور که قرآن می فرماید وظیفه ی رسول ما ابلاغ یعنی رساندن آشکار و واضح پیام ما است. آیه 20 سوره آل عمران و آیه 92 و99 سوره مائده و آیه 40 سوره رعد و آیه 14:52 و آیه های 16:82،35 و آیه 24:54 و29:18 وآیه 36:17 و آیه 42:48 و آیه 64:12 را ببینید. این پیام چه بود؟ این پیام این بود که بنده و مطیع بی چون و چرای هیچکس و هیچ مقام و هیچ سازمانی غیر از خدا نباشید. بنده یعنی کسی که بدون چون و چرا و پرسیدن علت حکم، از اربابش اطاعت کند. یعنی نه بنده ی شهوت، نه بنده ی شهرت، نه بنده ی ثروت، نه بنده ی شیخ، نه بنده ی آیت الله، نه بنده ی کشیش، نه بنده ی پاپ، نه بنده ی پیغمبر، نه بنده ی رئیس جمهوری، نه بنده ی مجلس شورای ملی و سنا و نمایندگان و لردها باشید. آدم هستید و پسران آدم و خدا پسران آدم را گرامی داشته است. آیه 70 سوره اسراء را ببینید. ولی این فرزندان آدم که خدا آنها را گرامی داشته در اثر تفرقه در طول تاریخ و در قرن بیست و یکم میلادی مجبور شده اند که از قدرتمندان زمان خود که با اتحاد عده ی معدودی به قدرت رسیده اند اطاعت محض و بدون چون و چرا کنند و عنان اختیارات خود را به دست آنان بدهند. در صورتیکه پیغمبران میگفتند فقط خدا را عبادت و بندگی(اطاعت بی چون و چرا) بکنید. چون معبودی( یعنی کسی که از دستورش بدون چون و چرا اطاعت کنید و در مقابل آنها تسلیم محض باشید و گردن خم کنید و تعظیم و کرنش کنید) غیر از خدا وجود ندارد. آیه 59 و65 و73و 85 :سوره اعراف و آیه های 23 و32 سوره مؤمنون را ببیند. این اجبار به اطاعت بی چون و چرا در اثر بی اطلاعی مردم از کتاب الهی خود بود. مسیح ابن مریم مطابق آیه 24 سوره مائده میگفت: ارباب(مالک و صاحب اختیار و فرمانروای) من و خودتان را بندگی کنید. اگر مردم این صفت خدا را که ارباب(آقا و سرور و مالک و صاحب و فرمانروای) کلیه افراد بشر یعنی رب العالمین است میدانستند، بنده ی بی چون و چرا و اسیر آنان نمیشدند و هرکس به قدرت میرسید دیگر مطابق آیه 24 سوره نازعات مثل فرعون نمیگفت«من والاترین ارباب و فرمانروای شما هستم) ومطابق آیه 29 سوره شعرا مثل فرعون به افراد نمیگفت:«اگر صاحب اختیاری غیر از من بگیری تو را زندانی میکنم» و به افراد مطابق آیه 123 و124 سوره اعراف و 71 سوره طه و 49 سوره شعرا نمیگفت«آیا قبل از اینکه به شما اجازه بدهم به او ایمان آورید… دست و پایتان را قطع میکنم. همه ی شمارا به دار میزنم» در آن موقع به علت بی سوادی و بی اطلاعی و تفرقه مردم قدرتمندان می توانستند چنین حرفهائی بزنند و اجرا هم بکنند ولی امروز در قرن بیست و یکم و سواد داشتن افراد و وجود چاپ و کتاب در دسترس چرا؟!!! چرا تحصیل کرده ها و باسوادها از کتاب دینی خود بی خبرند؟ اینهمه کتاب خوانده اند چرا کتاب دینی خود را نمی خوانند و چرا طوق بندگی دیگران را به اجبار به گردن انداخته اند؟ چرا بنده ی شاه و رئیس جمهور و مجلس و کشیش و آیت الله و ربای و خاخام شده اند. توحید اسلامی ندای آزادی انسانها از قید اسارت و بندگی طاغوت ها و دیکتاتورها و فریبکاران است. اگر مردم قرآن را می خواندند می فهمیدند که باید مطیع بی چون و چرای خدا باشند. خدائی که احتیاجی به بنده ندارد. چون احتیاجی ندارد که بخواهد بنده اش آن را برای او انجام دهد. خدائی که خالق 50 میلیارد کهکشان است و هر کهکشانی میلیاردها منظومه ی شمسی در خود دارد. تا انسان در مقابل قدرتمندان و دیکتاتورانی که در چشمش بزرگ هستند کوچک حتی ناچیز شوند حتی زمین ما با همه عظمتش در مرز منظومه ی شمسی ما نادیدنی و یا ذره ای کوچک به نظر آید. امروز هیچ احتیاجی به لشکر کشی و جنگ برای به زیر کشیدن دیکتاتوران و فریبکاران نیست بلکه با اتحاد افراد هرقدرتی را می توان به زیر کشید و اورا از دیکتاتوری بازداشت. چون امروز نمایندگان مجلس و رؤسای جمهور کشورها با رأی مردم انتخاب میشوند که بیشتر آنها ندانسته و یا در اثر بوق و کرنای تبلیغات با توصیه و نظر این و آن به افراد رأی میدهند و درحدود پنجاه درصد آنان در انتخابات شرکت نمی کنند و رأی نمیدهند، با اتحاد اینها هرکس بخواهد نماینده ی مجلس یا رئیس جمهور شود باید مطابق میل و نظر آنها عمل کند تا رأی آنها را به دست آورد. افراد میتوانند با شرکت در احزاب کنونی دیگران را متوجه این کار بکنند و آنها را از خواب غفلت و بی اطلاعی و بی توجهی بیدار کنند و می توانند با جمعیت های اصلاحی و عدالتخواه که هدف کلیه ی ادیان است دیگران را متوجه ارزش توحید و فرمان خدا که اصلاح اجتماع و برقراری عدالت و نابودی فقر و جهل و حفظ احترام انسان است بکنند(به دوشماره قبل مجله نگاه کنید) برای این کار باید حکم خدا را اجرا کرد و از تفرقه و اختلاف دست برداشت و متحد شد. چون خدا در آیه 105 سوره آل عمران می فرماید:«شما مثل کسانی که بعد از آمدن دلیل ها ی روشن برای آنها دچار تفرقه و اختلاف شدند نباشید. آنها عذاب بزرگی دارند» چه عذابی بزرگتر از عذابی است که امروز جهان دچار آن است. در اثر این فرعون صفتی ها و برده ساختن افراد مردم جهان در دلهره و اضطراب به سر می برند و در قرن بیست چند میلیون انسان در اثر این بنده شدن افراد در مقابل افرادی مثل خود کشته شدند و چند میلیون معلول شدند و چند میلیون آواره شدند؟ آیا هنوز نباید به خود آمد؟ در قرن بیست و یکم که هنوز چهار سال بیشتر نگذشته چطور؟ آیا محصول دسترنج هزاران نفر از قبیل خانه و مغازه و وسائل زندگی در اثر بمباران ها خراب و درهم شکسته نشد و از بین نرفت؟ آیا هنوز جنگ افراد را برای به دست آوردن قدرت درسراسر دنیا و تمام احزاب و انجمن ها و جمعیت ها نمی بینیم؟ آیه 103 سوره آل عمران می فرماید:« همگی به رشته ی الهی یعنی قرآن بچسبید و تفرقه نداشته باشید» و آیه 46 سوره انفال می فرماید:«از خدا و رسولش(که پیام رسان خدا بود) اطاعت کنید و کشمکش نکنید چون سست میشوید و قدرتتان را از دست میدهید» نامسلمانان مسلمان نام چند فرقه شده اند؟ آیا در حدود 51 کشور به نام اسلامی وجود ندارد؟ آیا اینها مسلمان یعنی تسلیم خدا هستند و تفرقه و اختلاف ندارند؟ مسلمان ها باید در سازمان دولتی هر کشوری وارد شوند و هر شغلی که در آن دارند به بهترین وجه انجام دهند و در باره ی آن حد اکثر مطالعه را بکنند تا عمل صالح یعنی کار درست و صحیح بکنند و دیگران را محتاج اطلاعات و علم خود بکنند و باعث اصلاح ادارات و پیشبرد کشور شوند و نظرهای اصلاحی رشته ی خود را به دیگران بیاموزند. اصلاح جهان احتیاج به توپ و تانگ و بمب و موشک و تفنگ و مسلسل و هواپیما و کشتی جنگی ندارد. اصلاح جهان احتیاج به افراد مسلمان واقعی دارد تا تمام مردم جهان را از خواب غفلت و بی اطلاعی بیدار کند. در این راه بایدمتحد شد و از دشمن تراشی خود داری کرد.

نوشته شده در قرآن و اسلام | 3 نظرات »