اسلام و قرآن

آیا غیر از خدا داور دیگری می جویید در حالی که او این کتاب را به صورت مفصل برای شما نازل کرده است

افسانه نجس بودن سگ

ارسال شده توسط hady در سپتامبر 5, 2008

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
فَمَنِ افْتَرَىَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ مِن بَعْدِ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ
پس كسانى كه بعد از اين بر خدا دروغ بندند آنان خود ستمكارانند( آل عمران/94)

در اولین گام روایاتی  مبني بر ارتباط سگ با عدم ورود فرشتگان، مورد بررسي قرار می دهیم.

لايدخل الملائكة بيتاً فيه كلب او تصاوير ( حديث نبوي)

فرشتگان به خانه اي كه در آن سگ و تصوير باشد وارد نميشوند!!!

( قابل توجه كساني كه در خانه به نگهداري عكس خود يا اشخاص ديگر ميپردازند. آگاه باشيد كه اين كار معادل نگهداري سگ است و مانع ورود فرشتگان ميگردد!!!)

اين هم روايتي از اهل سنت:
أنبأنا ابن عيينة عن أيوب بن أبى تميمة عن ابن سيرين عن أبى هريرة رضى الله عنه أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال (إذا ولغ الكلب في إناء أحدكم فليغسله سبع مرات أولاهن أو أخراهن بالتراب)

اين احاديث كه از شيعه و سني – با تغييرات جزئي در نحوه كلمه بندي آن – روايت و متفق القول پذيرفته شده،. جالب آن است كه قسمت مربوط به سگ اين حديث امروزه كاملا پذيرفته شده و بخش مربوط به تصوير و عكس و نقاشي به اجرا در نمي آيد. اين در حالي است كه در كتاب گناهان كبيره آيت الله دستغيب، نقاشي و مجسمه سازي در زمره گناهان كبيره بشمار آمده! لازم به ذكر است كه وهابيها خود را بسيار مقيّد و مفتخر به اجراي كامل اين حديث با تمام جزئيات آن- هم در مورد سگ و هم در مورد تصوير- ميدانند!

آيت الله مكارم شيرازي:

- هرگاه سگ ظرفي را ليسيده، يا از آن، آب يا مايع ديگري خورده باشد، اول بايد آن را با خاك پاك كه مخلوط با كمي آب باشد خاكمال كرد و بعد دو مرتبه در آب قليل و يا يك مرتبه در آب كر يا جاري شست…

اكنون نتيجه ميگيريم:
1- سگ نجس است ( عين نجاست )
2- فرشتگان به خانه اي كه در آن سگ باشد وارد نميشوند.
3- ظرفي را كه سگ دهن زده، بايد خاكمال كرد و سپس با آب شست.

اهل قرآن همگي با داستان اصحاب كهف آشنايي دارند. در آيه 18 سوره كهف خداوند ميفرمايد: ما آنها را به پهلوى راست و چپ مى‏گردانديم در حاليكه سگشان بر آستانه [غار] دو دست‏خود را دراز كرده بود.

هرگاه در قرآن ضمير متكلم مع الغير ( اول شخص جمع ) بكار ميرود، منظور كارهايي است كه فرشتگان به امر خداوند، مامور به انجام آن هستند. پهلو به پهلو شدن اصحاب كهف را هر روز فرشتگان انجام ميدادند، در حاليكه سگ اصحاب كهف بر آستانه غار خفته بود!

آري، اينگونه خداوند سخنهاي دروغين را باطل ميكند.

وَتَحْسَبُهُمْ أَيْقَاظًا وَهُمْ رُقُودٌ وَنُقَلِّبُهُمْ ذَاتَ الْيَمِينِ وَذَاتَ الشِّمَالِ وَكَلْبُهُم بَاسِطٌ ذِرَاعَيْهِ بِالْوَصِيدِ لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِرَارًا وَلَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْبًا
و مى‏پنداشتی كه آنها بيدارند در حالى كه در خواب بودند و ما آنها را به پهلوى راست و چپ مى‏گردانديم در حاليكه سگشان بر آستانه [غار] دو دست‏خود را دراز كرده [بود] اگر بر حال آنان اطلاع مى‏يافتى گريزان روى از آنها برمى‏تافتى و از [مشاهده] آنها آكنده از بيم مى‏شدی ( كهف/18)

خداوند سبحان بر بخش دوم اين حديث يعني حرام بودن نقاشي و مجسمه سازي … نيز مُهر بطلان زده اند:

يَعْمَلُونَ لَهُ مَا يَشَاء مِن مَّحَارِيبَ وَتَمَاثِيلَ وَجِفَانٍ كَالْجَوَابِ وَقُدُورٍ رَّاسِيَاتٍ اعْمَلُوا آلَ دَاوُودَ شُكْرًا وَقَلِيلٌ مِّنْ عِبَادِيَ الشَّكُورُ
[آن متخصصان] براى او هر چه مى‏خواست از نمازخانه‏ها و مجسمه‏ها و ظروف بزرگ مانند حوضچه‏ها و ديگهاى چسبيده به زمين مى‏ساختند اى خاندان داوود شكرگزار باشيد و از بندگان من اندكى سپاسگزارند. (سبا/13)

و اما در خصوص شکار سگ

يَسْأَلُونَكَ مَاذَا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَمَا عَلَّمْتُم مِّنَ الْجَوَارِحِ مُكَلِّبِينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللّهُ فَكُلُواْ مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ وَاذْكُرُواْ اسْمَ اللّهِ عَلَيْهِ وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ ﴿4﴾
از تو مى‏پرسند چه چيزى براى آنان حلال شده است بگو چيزهاى پاكيزه براى شما حلال گرديده و [نيز صيد] حيوانات شكارگر در حالي كه آنها را شما از آنچه خدايتان آموخته به آنها تعليم داده‏ايد [براى شما حلال شده است] پس از آنچه آنها براى شما گرفته و نگاه داشته‏اند بخوريد و نام خدا را بر آن ببريد و پرواى خدا بداريد كه خدا زودشمار است.

در كتاب قانون خدا نه تنها سگ نجس نيست بلكه شكار سگ هم حلال هست و هم پاكيزه ! به ابتداي آيه فوق توجه كنيد. با توجه به آيات كتاب قانون الهي
:
الف- خدا به انسان نحوه تعليم دادن سگ را آموخته. اين تنها يكي از آموخته هاي بيشمار خداست. در حقيقت هر چه انسان ميداند و ميسازد و اختراع مي كند، خدا به او آموخته: سوره بقره/31
ب- انسان به سگ شكار كردن را مي آموزد.
ج- سگ شكار را ميگيرد
د- انسان نام خدا را بر آن شكار مي برد و ميخورد. ( همانگونه كه قبل از خوردن هر غذايي بايد بسم الله بگويد)

در كتاب قانون خدا اشاره اي به نجس بودن شكار سگ نشده. خدا هرگز نفرموده بعد اينكه سگ برايتان شكار كرد و دندانهايش را در گوشت شكار فرو بُرد، شكار ( مثلا قرقاول عكس فوق) را هفت بار خاكمالي كنيد و بعد چند بار بشوييد! ( رجوع شود به بخش اول اين نوشتار)

اكنون پيروان حديث اعمّ از شيعه و سنّي و وهّابي پاسخ دهند بر اساس آموزه هایشان كه آنها را به دروغ از قول رسول خدا نقل كرده، چگونه ميتوان به اين تناقض پاسخ داد؟
جالب است كه بدانيد در كتابهاي احكام شيعه و سني در توضيح احكام شكار با سگ، هيچ اشاره اي به خاكمالي و آبكشي شكار سگ نشده. گويا مكر خدا كه بهترين مكر كننده است، تناقض آشكار در احكام مربوط به شستن ظرف دهان زده سگ و شكار سگ را آشكار كرده.

13 نظر تا “افسانه نجس بودن سگ”

  1. السلام عليكم

    اميدوارم همراهى مؤمنين خيرخواه هميشه شامل حالم باشد.

    آدرس شما به عنوان اسلام و قرآن در هر دو وبلاگ معنای توحید درج می شود.

  2. ک، م گفت

    سلام؛
    سگ اصحاب کهف در قرآن را فراموش کرده ای و به ابوهریره کذاب دل بسته ای. چرا عقل به کار نمی بندی. تصویر در منزل یا هر جای دیگر فی نفسه هیچ اشکالی ندارد و بستگی به خود تصویر و اثر آن تصویر بر بینندگان و هدف آن تصویر دارد. مثلا تصویر خانه کعبه.
    والسلام علینا من ربنا
    koobagher@gmail.com

  3. افشاگر گفت

    این وهابیان که دنبال بهانه هستند تا مسلمانان را مشرک بنامند و تکفیر شان کنند این بار سراغ واژه لعنت رفته و آن را مختص خدا کرده اند که در آن صورت هرکس غیر خدا لعنت فرستاد ‘ مشرک و کافر باشد . در مطلبی که مدیر وهابی وبلاگ معنای توحید گذاشته دو ادعا به چشم می خورد :
    1- اینکه لعنت فرستادن مخصوص خدا است
    2- اینکه خداوند تنها به کافران لعنت می فرستد بنا بر این شیعیان اگر کسی را لعنت می کند ‘ نادرست است زیرا مسلمانی را لعنت می کنند.
    اما چون وهابیان تنها سخن محمد بن عبد الوهاب (لعنه الله علیه و علی اتباعه الوهابیین الارهابیین) را قبول دارند و سخنان خداوند را قبول ندارند و تنها دنبال آن هستند از قرآن استفاده ابزاری کنند علیه مسلمانان تا از آن تکفیر و فتوای قتل مسلمانان را بیرون بکشند ، لذا قرآن را هم نمی فهمند وگرنه قرآن صراحت دارد که نه لعن مخصوص خدا است و نه ملعون تنها کافرانند .
    اما این که لعن مخصوص خدا نیست ‘ خداوند خود فرمود : إِنَّ الَّذينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الْهُدى‏ مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتابِ أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللاَّعِنُونَ (159) خداوند در این آیه لعنت کنندگان دیگر را در کنار خود آورده است . (لابد خداوند هم مشرک است !)
    اما اینکه ملعونین تنها کافران نیستند : وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فيها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظيماً (93)
    در این آیه خداوند که احکام مسلمانان را بیان می فرماید می فرماید : کسی که مومنی را عمدا به قتل برساند جزایش جهنم و غضب خدا و لعن است از جانب خدا و …
    همان چیز ی که وهابیان به آن مبتلا هستند و هر روز در گوشه ای از سرزمین های اسلامی مومنان را می کشند تا به خیال خود شان به بهشت بروند (بهشتی که محمد بن عبد الوهاب برای شان تهیه کرده )

    در آیه دیگر می فرماید :
    ِنَّ الَّذينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ الْغافِلاتِ الْمُؤْمِناتِ لُعِنُوا فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظيمٌ (23)
    این هم آیه ای است که احکام را برای مسلمانان بیان می کند که اگر کسی به یک زن عفیفه نسبت زنا بدهد در دنیا و آخرت ملعون است .
    غیر از این آیات دیگر زیادند که عام هستند که کاذبان و ظالمان و … را لعنت می فرستد که به دروغگویان مسلمان و ظالمان مسلمان نیز صدق می کند
    مشاهده می فرمایید که شما وهابی ها دنبال این هستید که مسلمانان را به هرشکلی شده تکفیر کنید اما به قرآن کاری ندارید و تنها از آن آیاتی خوش تان می آید که تکفیر مسلمانان از آن بیرون کشیده شود

  4. عیسی گفت

    به نام الله مهربان مهرورز
    بسیار جای خوشحالی و نوید است که در آمریکا مسلمانانی ربانی و قرآنی همچون شما زندگی می کنند و از معجزه جاوید آخرین نبی خدا ، محمد (ص) آنگونه که شایسته است شناخت پیدا کرده اند. خداوند شما را مورد لطف خاص خود قرار داده است.
    بی شک و بی کمترین تردیدی قرآن کریم اصل و اساس دین و شریعت و اولین و محکم ترین ادله آن است. هرکس که اهل فهم و درک است می داند که قرآن بطور مستقیم به امت داده نشده که آن را خودسرانه و از ظن خود تأویل نماید و هرطور که به ذهنش رسید بر آیات آن عمل کند. بلکه پیش از نزول آن ، شایسته ترین فرد جامعه را برگزید و به جهانیان اعلام نمود در پرتو عمل و تفسیر رسول مبعوث شده این کتاب مقدس را دریافت کنند. کلام خدا دستورات مقدس الهی است که چگونگی و نحوه اجرای آنها برعهده فرد منتخب گذاشته شد تا رموز و حکمت های عملی کتاب آنگونه که خدا میخواست تأویل شود.
    لطفاً با تمرکز حواس و فکر دقیق و دقت کامل آیات زیر را بخوانید و خوب توجه کنید :
    « و ما اين ذكر (قرآن) را بر تو نازل كرديم تا آنچه را كه‏ بسوی مردم نازل شده است برايشان روشن سازي! و شايد انديشه كنند! » ( نحل 44 )
    در این آیه نازل کردن یک چیز است و بیان کردن چیز دیگر.

    « همان‏طور كه رسولي از خودتان در میان شما فرستاديم تا آيات ما را بر شما بخواند و شما را پاك كند و به شما، كتاب و حكمت بياموزد ! و آنچه را ‌كه‏ نمي‏دانستيد به شما ياد دهد . » ( بقره 151 )
    « پروردگارا ! از ميان آنها پيامبري از خودشان برانگيز تا آيات تو را بر آنان بخواند و آنها را كتاب و حكمت بياموزد و پاكيزه كند زيرا تو توانا و حكيمي ! » ( بقره 129 )
    « به يقين خدا بر مؤمنان منت نهاد كه پيامبرى از خودشان در ميان آنان برانگيخت تا آيات خود را بر ايشان بخواند و پاكشان گرداند و كتاب و حكمت به آنان بياموزد ، قطعا پيش از آن در گمراهى آشكارى بودند » ( آل عمران 164 )
    « اوست آن كس كه در ميان بى‏سوادان فرستاده‏اى از خودشان برانگيخت تا آيات او را بر آنان بخواند و پاكشان گرداند و كتاب و حكمت بديشان بياموزد و آنان قطعا پيش از آن در گمراهى آشكارى بودند » ( جمعه 2 )
    در این هر چهار آیه سه مطلب جدا از یکدیگر بیان گردیده است :
    1- خواندن آیات ( تلاوت )
    2- یاددادن کتاب ( تعلیم الکتاب )
    3- یاددادن حکمت ( تعلیم الحکمه )
    مفهوم خواندن آیات روشن است.
    اما درباره یاددادن کتاب و حکمت (تعلیم) باید تدبر شود که مراد از آن چیست؟

    تعلیم کتاب :

    بدیهی و واضح است همچنان که متن قرآن حجت است توضیحات و شرح نبوی نیز حجت است و گرنه موظف کردن پیامبر به آموزش کتاب و حکمت بی معنی است و لازم نبود که امری مستقل از خواندن آیات باشد.
    آنچه که شما در پیش گرفته اید همان روشی است که پیامبر و یاران وفادارش در قرن اول درمورد توحید و عقاید ( یکتاپرستی ) داشتند اما درباره بیان احکام و دیگر فروع دین ، قرآن فقط معدن اصول و منبع قوانین اساسی است و برای فهم مقاصد و عمل بر دستورات آن لازم است که توضیحات و بیانات عملی و قولی پیامبر (ص) در هر عصر و زمانی وجود داشته باشد.
    طریق عمل بر دستورات خدا تنها به وسیله متون به امت نرسیده بلکه احکام آن نسل به نسل منتقل شده و این سلسله توارث در تفسیر و استخراج احکام هر دو جریان داشته است.

    به این آیات از سوره قیامت با تمام وجود توجه کنید :
    « زبانت را بخاطر عجله براى خواندن قرآن حركت مده
    چرا كه جمع‏كردن و خواندن آن بر عهده ماست
    پس هر گاه آن را خوانديم از خواندن آن پيروى كن
    سپس بيان و توضيح آن نيز بر عهده ماست »
    ( قیامت 16 – 19 )
    دو نکته خیلی مهم در آیه 19 سوره قیامت وجود دارد :
    1- خداوند می فرماید : « بیان و توضیح قرآن بر ماست » تا مصداق صحیح احکام آن برای مردم روشن شود و البته همه اینها بعد از خواندن قرآن می باشد. چون آیات قرآن دو دسته هستند :
    دسته اول : آیات محکم ( روشن و واضح بدون قابلیت تأویل و تفسیر ) ، که آیات توحیدی همه اینگونه هستند و کلید مشکلاتند.
    دسته دوم : آیات متشابه ( اشاره وار و تأویل و تفسیر پذیرند ) غالب آیات مجمل و مسائل قضا و قدر از این دسته اند.
    « كسى كه اين كتاب قرآن را بر تو فرو فرستاد . پاره‏اى از آن ، آيات محكم [ که معانی مشخص و اهداف صریحی دارند ] است آنها اساس و مادر كتابند و پاره‏اى ديگر متشابهاتند [ كه برداشت ها و احتمالات مختلفی در حقایق آن می رود ] . اما كسانى كه در دلهايشان انحراف است براى فتنه‏جويى و ادعای تاويل آن [ به دلخواه خود ] دنبال آیات متشابه می روند . و حال آنكه تاويل آیات متشابه را جز خدا نمى‏داند . و ريشه‏داران در دانش مى‏گويند ما بدان ايمان آورديم ، همه [چه محكم و چه متشابه] از جانب پروردگار ماست . و جز خردمندان كسى متذكر نمى‏شود ( آل عمران 7 )
    2- ذکر نمودن کلمه « سپس » در آیه که نشانه درنگ است می فهماند که علاوه بر جمع کردن قرآن و خواندن آن ، تفسیر آیات آن بعداً می آید و عملاً نیز چنین متحقق شد.
    این وعده بیان و تفصیل قران که در آیه 1 سوره هود نیز به آن اشاره شده است شامل فهم مطالب قرآنی ، تشریح و عمل بر تعالیم آن نیز می باشد و الا ذکر « سپس » در هر دو آیه چه سودی دارد؟!
    و اینجاست که خداوند در سوره نسا اشارات صریحی به اطاعت از پیامبر (ص) ، تسلیم حکم و قضاوت او شدن ، مطاع الامر بودن وی به اذن خداوند و رجوع دادن اختلافات به وی می نماید.
    حالا این مطلب را بیان می کنیم که پیامبر به دو صورت قرآن را تعلیم می داد :
    صورت اول : تشریح عملی
    وقتی حکم و دستوری در قرآن نازل می شد ایشان با عمل خود ، جزئیات را به مردم نشان می داد. مانند : چگونگی اقامه نماز ، روش و مناسک حج و …
    صورت دوم : تشریح قولی که بر دو نوع است.
    یکی اینکه پیامبر آیه ای را اشاره و یا ذکر می کردند سپس تفصیل آن را بیان می فرمودند.
    دیگر اینکه با علم وهبی ، آشکار شدن برخی امور غیبی بر وی در برخی مواقع و فهم و استنباط مخصوص بدون اشاره و ذکری از قرآن ، آن را بیان می فرمود. قسمت اعظم احادیث در این نوع بیان قولی قرار گرفته اند. شاید بر اثر ضعف ادراک و فهم ما ، مأخذ قرآنی این بیانات برایمان قابل درک نباشد. البته تعداد بسیاری از این احادیث با اندکی غور و تدبر مأخذ قرآنیشان برایمان روشن می شود.

    تعلیم حکمت :
    قرآن کریم همراه با تعلیم کتاب ، تعلیم حکمت را نیز جزو وظایف پیامبر (ص) بیان کرده است. برای فهم مراد و مفهوم حکمت ، نخست به خود قرآن کریم مراجعه می کنیم آنگاه در آن معلوم می شود که حکمت چیزی است که خداوند آن را نازل فرموده است!
    « و خدا كتاب و حكمت بر تو نازل كرد و آنچه را نمى‏دانستى به تو آموخت و تفضل خدا بر تو همواره بزرگ بود » ( نسا 113)
    « و نعمت‏خدا را بر خود و آنچه را كه از كتاب و حكمت بر شما نازل كرده و به وسيله آن به شما اندرز مى‏دهد به ياد آوريد » ( بقره 231 )
    از آیه زیر معلوم می شود که حکمت نیز مانند آیات قرآن چیزی بوده که در خانه های ازواج مطهرات خوانده می شد :
    « و آنچه را كه از آيات خدا و [ سخنان ] حكمت [ آميز ] در خانه‏هاى شما خوانده مى‏شود ياد كنيد » ( احزاب 34 )
    سوال این است که در خانه های ازواج مطهرات غیر از قرآن ، دیگر چه چیزی خوانده می شد؟
    پاسخ فقط همین می تواند باشد که نصایح ، تعلیمات و ارشادات رسول اکرم(ص) بود که نام دیگر حدیث و سنت است. در آیات فوق الذکر حکمت نیز مانند کتاب ، منزل من الله گفته شده که ثابت می کند حدیث و سنت رسول اکرم (ص) نیز از جانب الله نازل گردیده و وحی الهی است.
    دلیل محکم دیگری از قرآن برای حجیت حدیث :
    قرآن کریم « اتباع سبیل مؤمنین » را لازم اعلام نموده است. هنگامی که برای روشن کردن راه و روش مؤمنین اولین به تاریخ اسلام و روایات مکتوب و منقول رجوع می کنیم هیچ منصفی نمی تواند این را منکر شود که راه مؤمنین نخستین در حالات و وقایع مختلف که قرآن درباره آن راه حلی نداشت جستجو در حدیث و سنت پیامبر (ص) بود تا اگر در قرآن حکم آن مسئله نیست از طریق سنت حکم آن را معلوم کنند. از جمله :
    1. حل مسئله دفن پیامبر (ص) بر مبنای حدیث نبوی
    2. حل مسئله جانشینی پیامبر (ص) بر مبنای سنت نبوی
    3. اتباع خلفاء از احادیث و سنت نبوی جهت حل مسائلی که در قرآن بدانها اشاره نشده است
    4. واقعه جمع قرآن و تردید مؤمنین از کاری که پیامبر آن را نکرده بود!
    5. زنی که پیش خلیفه اول رفت تا سهمش را از ارث جدش بداند و ایشان بعد از اینکه در قرآن حقی برای وی نیافت از حدیث نبوی دراین باره جویا شد.
    6. مسئله جزیه گرفتن خلیفه دوم از مجوسیان فارس
    و … و …
    ملت مسلمان تاریخ و کارنامه درخشان علمی و عملی دارد که وسیله معلوم کردن راه مؤمنان صدر اسلام است.
    برخی بر تاریخ اعتماد می کنند ولی روایات حدیث را قابل اعتماد نمی دانند. حال آنکه محدثین برای نوشتن حدیث شرایط ویژه ای داشته اند و با حساسیت این امر را دنبال کرده اند که در کتب حدیث شناسی موجود است. مثلاً کتاب موطا مجموعه احادیثی است که 110 سال بعد از وفات رسول اکرم گردآوری شده و تا چند سال قبل از آن اصحاب پیامبر در قید حیات بوده اند. و در شهر مدینه که این کتاب نوشته شده بود تابعین بی شماری به زیارت صحابه موفق شده بودند. و به عبارت دیگر تابعین ، فرزندان و نوه های صحابه بودند .
    بسیاری از مطالب آیات قرآن بدون روایات قابل فهم نیستند.
    مثلاً آیا قطع نظر از روایات و فقط از الفاظ آیه زیر می توان پی به حقیقت جریان برد ؟
    « پس چون زيد از آن [زن] كام برگرفت [و او را ترك گفت] وى را به نكاح تو درآورديم » ( احزاب 37 )

    در آیه زیر منظور کدام مسجد است؟ و از چه کسانی مدح و ستایش شده است؟
    « مسجدى كه از روز نخستين بر پايه تقوا بنا شده سزاوارتر است كه در آن [به نماز] ايستى ، در آن مردانى‏اند كه دوست دارند خود را پاك سازند » ( توبه 108 )

    داستان سه نفری که در آیه ذیل به آنها اشاره شده چیست؟
    « و [ نيز] بر آن سه تن كه بر جاى مانده بودند » (توبه 118 )

    در آیه زیر از کجا می شود فهمید پیامبر از کجا اخراج شد؟ رفیق وی چه کسی بود؟ و در کدام غار پناهنده شده بود؟
    « اگر پيامبر را يارى نكنيد قطعا خدا او را يارى كرد هنگامى كه كسانى كه كفر ورزيدند او را بيرون كردند و او نفر دوم از دو تن بود آنگاه كه در غار بودند وقتى به همراه خود مى‏گفت اندوه مدار كه خدا با ماست » ( توبه 40 )
    آیا قطع نظر از روایات این موارد معلوم می شوند؟!

    قرآن پرده از حقیقت برمی دارد و حجت بودن سخنان پیامبر لو میرود !!!
    در سوره توبه آیه 84 به رسول اکرم (ص) با این الفاظ دستور داده شده است که بر منافقین نماز جنازه نخوانید : « و هرگز بر هيچ مرده‏اى از آنان نماز مگزار » از این آیه معلوم می شود که پیش از نزول این آیه اقامه نماز جنازه مشروع شده بوده و پیامبر بر مردگان نماز جنازه می خواندند. درحالی که در قرآن از هیچ آیه ای معلوم نمی شود که پیش از نزول این آیه ، به رسول اکرم و مسلمانان دستور خواندن نماز جنازه داده شده باشد.
    آیا کسی می تواند فقط از قرآن معلوم کند که دو گروه مذکور در آیه زیر چه کسانی بودند و قبلاً در کجای قرآن وعده ای که خداوند متعال یادآور شده ، بیان شده است ؟!
    « و هنگامى را كه خدا يكى از دو دسته را به شما وعده داد كه از آن شما باشد » ( انفال 7 )
    پس باید پذیرفت که وحی دیگری غیر از قرآن بر پیامبر نازل می شد که خبر آن را به یاران داده بود.
    جملات اذان ( صدا زدن مردم برای نماز ) ، ایراد خطبه نماز جمعه ، درباره غزوه احزاب و حنین و … و … که تا حدی در قرآن بدانها اشاره شده ، در صورتی که مجموعه روایات و احادیث غیر قابل قبول قرار گیرند ، شرح و تفصیل لازم این وقایع را از کجا باید معلوم کرد؟!
    مطابق قرآن کریم ، پیامبر (ص) فقط به عنوان یک پیک پیام رسان نیست بلکه ایشان قاضی ، حاکم و حَکَم ، مطاع الامر ، متبوع ، امام ، هادی و سراج منیر و غیره نیز هست و این مقام ها و جایگاه ها را خود قرآن برای پیامبر بر شمرده است.
    « خدا را اطاعت كنيد و پيامبر را نیز اطاعت کنید »
    « و چون به ايشان گفته شود به سوى آنچه خدا نازل كرده و به سوى پيامبر [او] بياييد منافقان را مى‏بينى كه از تو سخت روى برمى‏تابند »
    « و ما هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر آنكه به اذن الهى از او اطاعت كنند »
    « ولى چنين نيست به پروردگارت قسم كه ايمان نمى‏آورند مگر آنكه تو را در مورد آنچه ميان آنان مايه اختلاف است داور گردانند سپس از حكمى كه كرده‏اى در دلهايشان احساس ناراحتى [و ترديد] نكنند و كاملا سر تسليم فرود آورند »
    « و آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما هدايت مى‏كردند »
    « روزى كه چهره‏هايشان را در آتش زيرورو مى‏كنند مى‏گويند اى كاش ما خدا را فرمان مى‏برديم و پيامبر را اطاعت مى‏كرديم »
    « و هيچ مرد و زن مؤمنى را نرسد كه چون خدا و فرستاده‏اش به كارى فرمان دهند براى آنان در كارشان اختيارى باشد و هر كس خدا و فرستاده‏اش را نافرمانى كند قطعا دچار گمراهى آشكارى گرديده است »
    « هر كس خدا و پيامبرش را فرمان برد قطعا به رستگارى بزرگى نايل آمده است »
    « و هر كس خدا و فرستاده‏اش را نافرمانى كند قطعا دچار گمراهى آشكارى گرديده است »
    « و آنچه را محمد به شما داد بگيريد و اجرا كنيد و از آنچه شما را باز داشت بازايستيد و دست بکشید »
    و … و …

    شما هیچ پاسخی برای رد این مطالب ندارید مگر پاره ای سخن سطحی و تکراری که می توان گفت تا حد سطح جلد کتاب مقدس قرآن جلو تر نمی روند و عمقی ندارند!!!
    در آخر فقط این را می گویم که اگر واقعاً دکان باز نکرده اید و دشمن خدا و خاتم الانبیاء نیستید کمی محتاطانه تر و عاقلانه تر درباره جایگاه و اهمیت حدیث و سنت نبوی داوری و نتیجه گیری کنید و بگذارید که اگر حق این بود راه برگشتی برای خود گذاشته باشید.
    دوست شما : عیسی زمانی 05/01/2009

  5. hady گفت

    با سلام و تشکر از حضور شما جناب عیسی زمانی
    با توجه به اینکه مسائلی که عنوان کرده اید از اهمیت خاصی برخوردار هستند و هر از چند گاهی توسط همفکران شما مطرح می شود سعی نمودم در قالب مقالاتی در پستهای بعدی به آنها پاسخ دهم.

    با تشکر
    خدا یار و نگهدارتان باد

  6. عیسی گفت

    به نام الله مهربان مهرورز ! (2)

    هرآنچه خیرخواهی و نیکی است از طرف من برای شما و هر آنچه نامطلوب و غیردوستانه است بین من و شما ، نابود باد !
    برادر قرآنی من دوباره سلام !
    خیلی خوشحالم که اینقدر زود جواب مرا دادید. که برایم تا حدی معلوم شد شما مثل بقیه دکان باز نکرده اید!!!
    خداوند شما را موفق گرداند که همیشه حاضر و آماده ی ابلاغ هدایتش باشید.
    من حضوری مبارک تر از سایت شما و چند سایت دیگر مشابه شما را ندیده ام و این مبارکی را قرآن است که تأیید می کند.

    در سایت شما قرآن می بارد و من هر بار کامل زیر باران آن می روم تا هر بار بیشتر و بیشتر کثافتهای شیطانی در قلب و درونم را بشویم و پاک سازم ، تا حدی که با آشنایی با این سایت ها بود که من جدی تر و مصمم شدم و انگار از خواب بیدار شدم تا به خود آیم و ببینم که چقدر قرآن زیباتر و کامل تر و مهجوتر است !

    و به قول سوره نساء آیات 136 :
    « یا ایها الذین آمَنو آمِنو بالله و رسوله »
    مسلمانی خود را باز بینی کنم و من اینک خیس باران قرآنم و خیلی احساس ربانی بودنم شدیدتر از قبل شده است به طوری که اینک خود را بیش از پیش بیسواد در قرآن می بینم و می خواهم که قرآنی و قرآنی تر بشم و این را مدیون شما و سایت های تکان دهنده دیگری همچون حسن زمان زاده و مهندس بازرگان و معنای توحید و … هستم. اما هنوز ته دلم یک جایی از اعماق وجودم بهم می گوید که یک جای کار اینها می لنگد! و می خواهم که « لیطمئن قلبی و یزداد الذین آمنو ایمانا » برحق بودن شما را باور کنم لذا من نمی خواهم از دیدگاه شما دیگر وقت تلف کنم و فقط این سوالات را به عنوان قوی ترین سوالاتم که قوی ترین جواب ها را می خواهند مطرح میکنم و شما و خود را به قرآن کریم میسپارم! :

    1- به جای اینکه شما تکرار مکررات کنید دوست دارم که واقعا جواب تک تک سوالات مطرح شده ام را در مطلب قبلی بدهید. من دو سه بار کامل و با دقت جوابهای شما را مطالعه کردم تا پاسخی برای سوالها بیابم اما شما اصل مطالب من را نادیده گرفتیدو حتی نتوانستید به ساده ترین آنها پاسخی شافی بدهید.
    2- مسجد که در قرآن به آن اشاره شده است باید چگونه و در چه حدی مورد توجه قرار گیرد؟ آیا در قرآن تفصیل آن هست؟
    3- نظر شما درباره رسول میثاق چیه ؟
    اگر شما نیز به رسول میثاق که رشاد خلیفه باشد بدون اینکه نامی از او در قرآن برده شده باشد، اعتقاد داشته باشید، باید بگویم که شما نیز یک نوع شیعه هستید که مهدی شما رشاد خلیفه است . البته ما به معجزه بودن قرآن ایمان داریم اما به رسولانی هم چون مهدی و رشاد خلیفه و غیره که اسمی از آنها در قرآن و حدیث صحیح پیامبر نیامده است ایمان نداریم و آنوقت است که برای من و خیلی ها معلوم می شود که شما یه یاوه گو بیش نیستید که مثل طوطی قرآن را باز خوانی می کنید!!!
    4- آیا در مقررات جدید ، قضایای امروزی و مسائل دیگری که در قرآن مطرح نشده اند می توانیم هرجور که دلمان و ذهنمان بخواهد ( بد یا خوب ، مفید یا مضر ، منفعت شخصی و گروهی طلبانه یا منفعت همگانی طلبانه و …و …) بدون در نظر گرفتن رویکردها و راهکارهای نزدیک به قرآن پیامبر (ص) و اگر نبود ، سپس تشخیص ها و نظرات استنباط شده از قرآن توسط اولی الامر ، قضاوت و داوی کنیم و فقط چیزهایی که خدا در قرآن حرام کرده ، گناه بدانیم و اعمال زشت و قبیح دیگر که خدا از آنها اسم نبرده حلال دانسته و در آنها مجاز باشیم؟؟؟!!!
    شما اصلاً توجه کرده بودید که اولی الامر صیغه جمع است ، یعنی چند نفر آگاه ، یعنی شوری حل و عقد ، یعنی کسانی که احکام جدید را استخراج می کنند ( نه اینکه احکام جدید را از خود وضع کنند! ) نه یک فرد و یک ولی فقیه یا یک رهبر !!!؟؟؟ :
    « و لو ردوه الی الرسول و الی اولی الامر منهم لعلمه الذین یستنبطونه منهم » نساء 83 ؛

    آیا اولی الامر نمی توانند درباره مسائل زندگی ( شهروندی ، سیاسی ، اجتماعی و … ) که در قرآن معطل شده اند ، حکم مطابق با اصول قرآنی استخراج و استنباط کنند و آن احکام لازم الاجرا شوند !!؟؟

    و اما در جواب سوالی که مطرح کرده بودید :
    اگر لازم بود درک و فهم آیه ای منوط به رجوع به تفسیر آن باشد چرا خداوند آن تفاسیر را بمانند قرآن در منبعی حفاظت شده ایی قرار نداده است ؟ و به آیه 9 سوره حجر اشاره کرده بودید: « بى‏ترديد ما اين قرآن) را به تدريج ( نازل كرده‏ايم و قطعا نگهبان آن خواهيم بود »

    باید بگویم همچنان که قرآن در زمان پیامبر به صورت یک مصحف جمع آوری نشده بود و دستوری از جانب خدا برای این مهم داده نشده بود و این مهم را بزرگ مرد قرآنی یعنی دومین جانشین برحق پیامبر (ص) ، امیرالمؤمنین عمر (رض) به ابوبکر پیشنهاد داد و این مهم انجام شد به عرض می رسانم که برای جمع آوری احادیث و سنت پیامبر ( حکمت ) نیز امیرالمؤمنین وقت عمر بن عبدالعزیز پیشنهاد داد و به بهترین نحو این کار را کسانی مثل امام مالک و …. انجام دادند و برای اینکه از صحت و سندیت حکمت مطمئن شوند زحمت زیادی کشیدند و تلاش زیادی کردند که به شما توصیه می کنم به کتب تاریخ صدر اسلام و سه قرن اولیه اسلام نگاهی محققانه تر بیاندازید و بدانید که همانند کشف معجزه ریاضی وار بودن قرآن ، نیاز به دقت ، تلاش و جدیت و مطالعه فراوان دارد تا حقیقت بر شما آشکار شود.

    « انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون » ( حجر 9 )

    این وعده حفاظت که خداوند هنگام یادآوری فضل و احسان خویش می فرماید ، فهم کامل مطالب قرآنی ، تشریح تعالیم و نحوه عمل بر دستورات آنرا نیز در بر می گیرد. والا حفاظت چنین کتابی که طی سالیان درازی نه مطالب آن کامل فهمیده شود و نه موارد عملی آن مشخص باشد، چه سودی دارد؟! و چنین کتابی که در طاق اجمال بماند چه ارزشی دارد؟!

    مگر در همین دستور « اقیموا الصلاه » و نحوه اجرای نماز ، اختلاف نیست؟ آیا نمی خواهی بدانی که خداوند دقیقا چه اقامه و هیئتی را مد نظر داشته است؟ و چگونه از طریق سنت پیامبرش آن را کامل آموزش داده است؟
    البته شما حق دارید که بدونید شیعه راست می گوید یا سنی ولی برای یافتن ، جستجو لازم است و الحمد لله تا دلت بخواهد منابع موثق و معتبر موجودند و دلایل قوی و ضعیف به خوبی خودشان را برای کسانی که طالب حق باشند آشکار می نمایند.
    ما عقیده داریم که خداوند فرمانروای مطلق است و باید برای تمام امورات ما ، از ازدواج و معاملات و اخلاقیات گرفته تا جزئی ترین مسائل زندگیمان رهنمود و « تبیان لکل شی ای » داشته باشد و البته مسائلی که در قرآن آمده اند لازم الاجرا برای تک تک انسانهاست ولی قسمت اعظم آنچه که حکمت و سنت پیامبر نامیده شده است اختیاری و به میزان محبت و علاقه ما به پیروی از محبوب خدا یعنی پیامبر بستگی دارد و ….
    در یک جا ذکر شده بود که بسیاری از باورها و اعمال مذهبی که دربین ما رایج است ‌‌ریشه در قرآن ندارد اما از آن به عنوان دستورات الهی (حلال-حرام-مستحب-مکروه) یاد می شود . برخی از این موارد (مثل سنگسار) بسیار خطر ناک و نامعقول و برخی دیگر (مثل مسواک زدن) سودمند و معقول است اما با این حال نباید آنرا یک امر دینی و الهی محسوب کرد:
    و 135 مورد از آنها برشمرده شده بودند که بنده 62 مورد آنرا قبول نداشتم زیرا ریشه در قرآن و سنت ندارند و خیلی خطرناک و نامعقول هستند مثل مثل یاری خواستن ازمردگان و 60 مورد آن را قبول داشتم زیرا معقول بودند و ریشه در سنت پیامبر داشتند مثل مسواک زدن.
    13 مورد هم باقی ماندند که حکم آنها را نمی دانستم و به اصطلاح به عنوان سوال برایم مطرحند.
    پس بدانید که براساس قرآن و منابع صحیح حدیث ( که درباره سندیت و معیارهای صحیح بودن یک حدیث نیاز به توضیح مفصلی است که به دقیقی ریاضی وار بودن معجزه قرآن می باشد ) اهل سنت اکثر موارد فوق الذکر را برخلاف مفاهیم قرآنی و دستورات الهی می داند و در نتیجه اهل سنت بر حق تر می باشند نسبت به اهل تشیع که آنها تقریبا تمام موارد فوق الذکر را جزء دین و دستورات الهی می دانند !!!

    ما بعد از سخن خدا فقط سخن کسی را قبول داریم که در قرآن وی را صریح و بدون ایهام تأیید کرده باشد یعنی پیامبر (ص) و دیگر قول هیچ احد الناسی را چه به نام ولی فقیه یا ملا و یا رهبر که قرآن به او تأییدیه ای نداده ، قبول نداریم که به دستورات دینی بیافزاید و یا مستحب و مکروه تعیین نماید مگر شورای اولی الامر آن هم در مواردی که خدا و پیامبرش مطلبی ارائه نداده باشند و بخواهیم که راه حلی بیابیم و خوب بد را درهم نیامیزیم و البته باید حکم آن شورا بر پایه اصول قرآنی صادر شده باشد. ( یعنی تعارضی با حلال و حرام های خداوندی و مخالفتی با تعلیمات نبوی نداشته باشد ) آن وقت مجهول معلوم می شود و کسی از شیطان و هوای نفس پیروی نخواهد کرد.

    « اي كساني كه ايمان آورده‏ايد اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد پيامبر خدا را ! و اولو الامر را ! و هرگاه در چيزي اختلاف و نزاع داشتيد، آن را به خدا و پيامبر ! بازگردانيد ( و از کتاب و حکمت ! داوري بطلبيد ) اگر به خدا و روز رستاخيز ايمان داريد! اين براي شما بهترين(كار) و عاقبت و پايانش نيكوتر است. ( نساء 59 )

    بنده در محیط و جوی قرآنی بزرگ شده ام و از انسانهایی ربانی و قرآنی نظیر کاک احمد مفتی زاده و بخصوص کاک ناصر سبحانی خیلی بهره برده ام و من شما را به اندازه این دو بزرگوار قرآنی و ربانی نمی دانم با این حال آن دو هیچ وقت درباره حدیث و سنت آنقدر بی پروا و غیرعاقلانه صحبت نکرده بودند بلکه با علمی همچون علم ریاضی وارانه بودن معجزه قرآن به ریشه یابی سنت و سیره شناسی و حدیث شناسی پیامبر(ص) در معرض قرآن پرداختند که متآسفانه جلوی این کار علمی ایشان را با گرفتن جان بیگناهشان گرفتند.

    و شما باید به خود یادآور شوید که نزدیک ترین فرقه به شما و عقاید قرآنی ، اهل سنت هستند و دورترین و مبتدع ترین فرقه امت پیامبر (ص) نیز شیعیان هستند و شما خیلی خوب می دانید که چه می گویم همچنانکه خداوند این نزدیکی و دوری را در باره نصارا و یهود به پیامبر متذکر می شود :
    « لتجدن اشد الناس عداوه للذین آمنو الیهود و الذین اشرکو و لتجدن اقربهم موده للذین آمنو الذین قالوا انا نصارا ذالک بان منهم قسیسین و رهبانا و انهم لا یستکبرون » ( ماءده 82 )
    بنده تمام مطالبی که شما در رابطه با قرآن اذعان می کنید یقینا ایمان دارم بجز قسمت هایی که مربوط به تفسیر به رأی های شماست.
    و مباهلانه ! برخود و خانواده ام لعنت می فرستم که اگر ما فکر کنیم غیر الله مهربان مهرورز، کسی دیگر اله و فرمانروا و فریادرس باشد.

    لا اله الا الله محمد رسول الله
    دوست و برادر دینی شما : عیسی 08/01/2009

  7. تنها قران گفت

    در مورد کامنت جناب عیسی، ایشان گفتند:
    و خدا كتاب و حكمت بر تو نازل كرد و آنچه را نمى‏دانستى به تو آموخت و تفضل خدا بر تو همواره بزرگ بود » ( نسا 113)
    « و نعمت‏خدا را بر خود و آنچه را كه از كتاب و حكمت بر شما نازل كرده و به وسيله آن به شما اندرز مى‏دهد به ياد آوريد » ( بقره 231 )
    ایشان کلمه حکمت را که بلافاصله پس از کلمه کتاب در این آیات آمده، همان حدیث و سنت میدانند، باید گفت که این کلمه برای زمان پیامبران قبلی هم به کار رفته از جمله آیه 110 سوره مائده که به عیسی اشاره میکند:
    اذ قال الله يا عيسى ابن مريم اذكر نعمتي عليك و على والدتك اذ ايدتك بروح القدس تكلم الناس في المهد و كهلا و اذ علمتك الكتاب و الحكمة و التوراة و الانجيل و اذ تخلق من الطين كهيئة الطير باذني فتنفخ فيها فتكون طيرا باذني و تبرئ الاكمه و الابرص باذني و اذ تخرج الموتى باذني و اذ كففت بني اسرائيل عنك اذ جئتهم بالبينات فقال الذين كفروا منهم ان هذا الا سحر مبين.
    سنت محمد در زمان مسیح وجود خارجی نداشته. همچنین آیه 129 سوره بقره به ابراهیم اشاره دارد و میگوید:
    ربنا و ابعث فيهم رسولا منهم يتلوا عليهم آياتك و يعلمهم الكتاب و الحكمة و يزكيهم انك انت العزيز الحكيم .
    ابراهیم هم دانشی از سنت محمد نداشته، همچنین در آیه 231 سوره بقره آمده:
    من الكتاب و الحكمة يعظكم به …. کلمه «به» به صورت مفرد است و نه جمع و به یک چیز اشاره دارد و ان در حقیقت همان الکتاب یا قران است و کلمه الحکمه به معنای دانش و خرد همان قران است و اگر دو چیز متفاوت بودند به کلمه «به» ختم نمیشدند و به کلمه «بهما» پایان میافتند. در ایات دیگر هم که این کلمه به تنهایی امده معنای ان به وضوح همان خرد و دانش است و اگر معنای سنت محمد را به جای ان به کار بریم، آیات بی معنی خواهند شد. سنت محمد در هیچ جای قران وجود ندارد. به جای سنت خداوند امده که برای ان جایگزینی نیست. آیه 62 سوره احزاب:
    سنة الله في الذين خلوا من قبل و لن تجد لسنة الله تبديلا
    اين سنت خداوند در اقوام پيشين است، و براى سنت الهى هيچ گونه تغيير نخواهى يافت

  8. عیسی گفت

    1- اگر قرآن از طرف خداوند نازل شده است پس چرا این همه اختلاف در فهم برخی از آیه های آن وجود دارد؟
    2- از کجا یقین پیدا کنم که قرآن کلام خداست و هیچگونه تغییری نکرده است در حالی که در زمان پیامبر به طور کامل مصحف و مستند نشده بود؟؟!!
    3- اینهمه از این و آن پرسیدم که وجه و جنبه معجزه بودن قرآن چیه و چگونه معجزه بودن آن اثبات می شود و از چه لحاظ خدا فرموده که مثل آن را نمی توانید بیاورید؟؟؟!!! ولی جوابی که معجزه بودنش را بدون ابهام ثابت کند نیافتم! اصلا این چه معجزه ای است؟
    4- چرا منظور خداوند از شاهد و بینه ، در سوره هود آیه 17 روشن و مشخص نیست؟ چرا دابه را در آیه 82 سوره نمل خوب معرفی نکرده است؟ آیا واقعا این گونه آیات مایه سردرگمی اهل قرآن و متفکرین و متدبرین در قرآن نیست؟
    چرا صریح و روشن تر از اینی که هست به مفهوم عدد نوزده نپرداخته تا معجزه بودن قرآن را بدون پیچوندن آن بفهمیم؟ حتی در تمام مقالاتی که راجع به معجزه ریاضی قرآن نوشته اند ، چیزی جز بازی با چهارعمل اصلی ریاضی نمی بینم ؟ مثلا قواعد مشخصی که خیلی اساسی باشند در آنها یافت نمی شود بخصوص در مورد تعداد آیات قرآن که برخی تعداد آیات قرآن را 6236 می دانند که آنوقت بر 19 بخش پذیر نیست ! و برخی آنها را 6234 می دانند! یعنی 2 آیه اختلاف؟! و چرا جمع حروف هر سوره به تنهایی بر19 بخش پذیر نیست؟؟؟؟؟؟؟؟
    5- چرا اینقدر جا برای تفسیر های گوناگون و ضد و نقیض ، از بسیاری از آیات قرآن وجود دارد؟ و خود خداوند قاطعانه و با تشریح پرده از تأویلات برنداشته است؟ چراه راه اختلاف و برداشتهای مختلف را حتی برای پیروان و ایمان آوران به قرآن ، نبسته است؟؟؟؟!!!! چرا به جای تکرار مکررات و ایهام گویی و پراکنده گویی ، منظم و بدون تکرار و به صورتی کامل و بدون ایجاد فرصت دهی به برداشتهای گوناگون از آن ، نازل نشده است؟
    مثلا چرا راه داده است که چند تفسیر از اطاعت رسول و چگونگی انجام برخی عبادات استنباط شود و یا چرا اینقدر واضح حکم دزدی را نگفته که حتی میان آنهایی که ادعای فقط پیروی از قرآن را دارند دو نظریه وجود دارد؟
    چرا قرآن با توضیح های خود راه را بر تفسیرها و تأویل های دیگر نبسته است و خیلی از آیات ، بدون شرح ! نازل شده اند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    6- چرا خداوند « کتاب متشابه مثانی » (آیاتش همانند یکدیگر و تکراری) نازل کرده است؟ و بعد در جایی می گوید « احکمت آیاته »!؟ چرا آیه هفت سوره آل عمران اینگونه دو پهلو و با قابلیت معانی مختلف داشتن نازل شده است؟
    7- چرا نگفته است : مواظب باشید که در آینده به اسم حدیث و سنت ، برای پیامبر حرف در می آورند و شما هیچ یک از آن سخنان را به پیامبر نسبت ندهید؟! چرا از کلمات و ادبیات و جملات ساده وگویا برای بیان حقایق استفاده نکرده است مثلا اینکه بگوید: از حرفها و تفسیرهای شخص پیامبر و یاران او پیروی نکنید!؟
    8- چرا قشنگ نحوه اجرای اقامه نماز و غیره را بیان نکرده و این در حالی است که به وضو که مقدمه نماز است اشاره کرده است؟!
    آیا واقعا فقط دستور خدا مبنی بر اینکه : « نماز بخوان » ! برای چگونه اقامه کردن نماز و دیگر شعایر دین کافی است؟! « صلاه » یعنی دعا و من هرجور بخواهم دعا می کنم ! و اگر قسمتی از روش و شیوه ی اجرای احکام خداوند توسط پیامبر درست است پس چرا آن را نیز جزء آیات قرآن قرار نداد؟
    9- چرا قرآن نوع اذیت و تنبیه کردن لواط کار را مشخص نکرده است؟
    10- چرا قرآن آنقدر مشکل است که فقط راسخون و دانشمندان آیات آن را درک کرده و به همه قرآن ایمان می آورند؟!
    چرا خداوند مبحث طلاق را اینقدر پیچیده و سخت بیان کرده « الطلاق مرتان !!!!!!!! » این یعنی چی ؟ چگونه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا فقط راسخان در دین می توانند حکم آن را بدانند، آنهم اگر بدانند؟!
    11- اصلا چرا قرآن در زمان پیامبر به صورت یک کتاب مدون جمع آوری و مصحف نشد؟

    و هزاران چرای دیگر که همه یک چیز را می گویند و آن اینکه : چرا قرآن عملا و علما ( نه شعارا و ادعایا !) کامل و متین نیست؟ و این همه مجمل گویی و تصنع و نارسایی در تعداد چشمگیری از آیه های آن وجود دارد؟
    راه گم کرده

  9. شهناز گفت

    قرآن کریم کدام نماز خواندن را تأیید میکند؟ شیعه یا سنی
    در قرآن جزييات هر كدام از ركعات نمازهاي پنجگانه چگونه است؟ ( فرم دقيق نحوه ایستادن ، ذكر ركوع و سجود و تشهد و سلام و غيره)
    شما خود چگونه به این دستور مهم اقامه نماز عمل می کنید ؟ و آیا مطمئن هستید که همانطوریست که محمد و عیسی و موسی و ابراهیم اقامه می کردند ؟
    لطفا درباره این جملات توضیح دهید تا ما هم بدانیم که اقامه صحیح نماز کدام است و بتوانیم بر مهمترین دستور خدا درست عمل کنیم طوری که خود خدا می خواهد:
    نماز در قران و در پیام الهی چگونه است؟
    نماز به وجود خوده فرد بستگی داره
    قالبش را خود انتخاب می کنیم
    ماهیت آن (یاد الهی و ارتباط با آن) مهم است

  10. mmj گفت

    با سلام و احترام

    مقاله شما در سایت گفتمان قران مطرح شد و اکنون مورد نقد قرار گرفته
    لطف کنید بیایید به ان ÷اسخ دهید یا نقد انرا در این وبلاگ هم مطرح نمایید :

    در این ادرس
    http://www.askquran.ir/showthread.php?t=10780&p=113224

  11. کوروش گفت

    سلام
    آیا در قرآن آیه ای وجود دارد که گفته باشد سگ نجس بوده یا عین نجاست است و یاگفته های شما از بررسی های اشتباه شماست که به نام دین تمام می شود آیا غیر از این است که حیواناتی مانند سگ در1400 سال پیش بیماری های خطر ناک وکشنده داشتند ولی امروز آدمی با کمک علمی که خداوند به آو آموخته است این بیماری هارا درمان یادر بعضی کشورها مثل انگلیس این بیماری ها ریشه کن شده است.
    ّبا تشکر

  12. Mohammad گفت

    سلام . پسر خوب . سگ و گربه موجودات ضعیف النفسی هستند ! و برای اشخاص روشن بین پر واضحه که خیلی زود تحت تاثیر نیروی های پلید به اصطلاح ما اجنه ی بد قرار میگیرند و به خودشون راه میدند .
    البته بنده خودم سگ خیلی دوست دارم و سالیان سال در کار پرورش حیوانات بودم .
    اینها چون زود اهلی میشند و خیلی زود به شهر ها میان . روشون تاکید شده که در منزل نباشه بهتره و حرف خوبیه ! اما عکس رو نمیدونم دقیقا منظورشون چی بوده و ایا منبع احادیث و روایات موثق هست یا خیر ؟… عکس انسان شیطانی هم میتونه مشکل ساز باشه . البته اینها رو انرژی درمانگران و روشن بین ها بهتر میدونند و بد نیست که اگر میل و همت ورود به سطوح بالاتر رو ندارید لااقل ازین اشخاص کمک بگیرید .

    جایی هم که شیطونک ها باشند فرشته ها وارد نمیشند البته به شرایط بستگی داره .

    فراموش نکنید به اسم انسانی پاک به تمام موجودات پاک احترام بگذارید.
    زود هم قضاوت نکنید …

يك پاسخ برايش بگذاريد

XHTML: شما می توانید از این برچسبها استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>