تعلیم کتاب و حکمت

ژانویه 7, 2009 در 2:29 ب.ظ. | نوشته شده در قرآن و اسلام | 6 دیدگاه

«در پاسخ به مطالب جناب عیسی زمانی» 

 

 

 بسم الله الرحمن الرحيم

 

 

4322-quran-at-the-islamic-museum1

 

از دیگر آیاتی که شما جناب عیسی زمانی و همفکران شما به آن استدلال می کنند تا اثبات كنيد رسول علاوه بر ابلاغ پيام پروردگار و برخلاف گفته او كه فرموده : «ما على الرسول الا البلغ والله يعلم ما تبدون وما تكتمون » وظيفه تزكيه كردن ، حكمت آموزي و تعليم كتاب را نيز به عهده داشته است می توان به دو آیه زیر اشاره کرد.

ربنا وابعث فيهم رسولا منهم يتلوا عليهم ءايتك ويعلمهم الكتب والحكمة ويزكيهم إنك أنت العزيز الحكيم(129/البقره)

هو الذي بعث في الأمين رسولا منهم يتلوا عليهم ءايته ويزكيهم ويعلمهم الكتب والحكمة وإن كانوا من قبل لفي ضلل مبين(2/اَلجمعِه)

به عبارت ديگر ، از ديد آنان رسول كسي است كه از همان ابتدا همه چيز به او گفته شده و تمامي معارف كتاب آسماني را در اختيارش قرار داده اند تا من بعد او شخصاً به تعليم و تربيت و تزكيه خلق الله بپردازد ! اما در اين مطلب اشتباهي وجود دارد ، اشتباهي مشابه با آنچه در مورد « اطيعوا الله و اطيعوا الرسول » مرتكب مي شويد. شما در آنجا بين خدا و رسول فرق مي گذاريد و رسول را فطرتاً صاحب حكم مي دانيد و در اينجا نيز او را گنجينه علوم بي پايان الهي قلمداد مي كنيد و مسئول تزكيه و تعليم خلق الله تصورش مي كنيد و بدين ترتيب باز هم فعل خدا را به خودش و فعل رسول را نيز به خودش نسبت مي دهيد.
اما اين حقيقت ندارد ؛ شما در آياتي كه آورديد و آنهايي كه نياورديد كلمه
« آيات » را نديد گرفتيد. در واقع هدايت و تزكيه بدست احدي غير از خداوند نيست و اگر به ظاهر مي بينيد كه رسول به تزكيه و تعليم امت خود مأمور شده ، بواسطه تلاوت آيات الهي بر ايشان است نه اينكه خود مخزن دانش آشكار و نهان خداوندي باشد. رسول فقط و فقط يك وسيله است تا پيام خداوند را به گوش بندگانش برساند همانگونه كه باد مأمور است تا ابرها را به سوي بلد ميت گسيل دهد. اگرچه ظاهراً اين باد است كه ابرها را برمي گيرد و به سوي زمينهاي تشنه گسيلشان مي دارد اما درحقيقت اين خداوند است كه مي باراند و مي آشاماند نه كسي ديگر.

خداوند رسولش را نيز با فرستادن كتاب تعليم مي دهد و الا رسول قبل از دريافت آيات الهي چيزي براي گفتن ندارد :

[4:113] ولولا فضل الله عليك ورحمته لهمت طائفة منهم ان يضلوك وما يضلون الا انفسهم وما يضرونك من شيء وانزل الله عليك الكتب والحكمة وعلمك ما لم تكن تعلم وكان فضل الله عليك عظيما

 

وقتي تعليم و تزكيه بواسطه آيات الهي صورت مي پذيرد انگاه هيچ فرقي وجود نخواهد داشت كه ما اين امر را به خدا نسبت دهيم

 

[2:239] فان خفتم فرجالا او ركبانا فاذا امنتم فاذكروا الله كما علمكم ما لم تكونوا تعلمون

يا به رسولش :

[2:151] كما ارسلنا فيكم رسولا منكم يتلوا عليكم ءايتنا ويزكيكم ويعلمكم الكتب والحكمة و يعلمكم ما لم تكونوا تعلمون

 

وقتي خداوند مالك جان و مال انسانهاست ، تفاوت نمي كند كه توفي انفس و گرفتن جان انسانها را به خداوند نسبت دهيم و يا رسولش.

 

در آيات زير چه كسي از ظلمت بيرون مي آورد و به سوي نور رهنمون مي شود ؟ خدا ؟ رسولش؟ يا كتابش؟ كداميك؟

 

[2:257] الله ولي الذين ءامنوا يخرجهم من الظلمت الى النور والذين كفروا اولياؤهم الطغوت يخرجونهم من النور الى الظلمت اولئك اصحب النار هم فيها خلدون

 

[65:11] رسولا يتلوا عليكم ءايت الله مبينت ليخرج الذين ءامنوا وعملوا الصلحت من الظلمت الى النور ومن يؤمن بالله ويعمل صلحا يدخله جنت تجري من تحتها الانهر خلدين فيها ابدا قد احسن الله له رزقا

 

[5:16] يهدي به الله من اتبع رضونه سبل السلم ويخرجهم من الظلمت الى النور باذنه ويهديهم الى صرط مستقيم 

 

 

لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ

ژانویه 7, 2009 در 9:54 ق.ظ. | نوشته شده در قرآن و اسلام | 5 دیدگاه

«در پاسخ به مطالب جناب عیسی زمانی»

بسم الله الرحمن الرحيم

 

alsaqquraan1

در قرآن کریم روی سخن با «مردم» و «مومنین» است و پیوسته آنان را با عبارات « یا ایها الناس» و «یا ایها الذین امنو» مورد خطاب قرار می دهد و فرموده است «…قَدْ بَیَّنَّا الآیَاتِ لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ»(118/البقره)و نیز در چندین آیه آمده است:  

 کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ لَکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ(242/البقره)
این چنین، خداوند آیات خود را براى شما شرح مى‏دهد; شاید اندیشه کنید!

...کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ لَکُمُ الآیَاتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ(266/البقره)
این چنین خداوند آیات خود را براى شما آشکار مى‏سازد; شاید بیندیشید (و با اندیشه، راه حق را بیابید)!

در موارد متعددی خداوند، قرآن کریم را به صفت «مبین» یعنی روشن و آشکار توصیف نموده است:

…قَدْ جَاءَکُم مِنَ اللّهِ نُورٌ وَکِتَابٌ مُبِینٌ(15/المائِدَه) الر تِلْکَ آیَاتُ الْکِتَابِ الْمُبِینِ(1/یوسف) الر تِلْکَ آیَاتُ الْکِتَابِ وَقُرْآنٍ مُّبِینٍ(1/الحِجرِ) طس تِلْکَ آیَاتُ الْقُرْآنِ وَکِتَابٍ مُبِینٍ(1/النمل) …إِنْ هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ وَقُرْآنٌ مُّبِینٌ(69/یس) …أَنْزَلْنَا إِلَیْکُمْ نُوراً مُبِیناً(174/الِنساء)

و همچنین فرموده است: این کتاب به زبان عربی روشن و آشکار است.

…وَهذَا لِسَانٌ عَرَبِیٌّ مُبِینٌ(103/النحل) بِلِسَانٍ عَرَبِیٍّ مُبِینٍ(195/الشعراء)

با این همه تاکید و تکرار خداوند که: « ما آیات را بر شما روشن ساختیم;خداوند اینچنین آیاتش را بر شما روشن می کند; این… کتاب روشن و آشکار است;نور و کتاب مبین است;به زبان عربی واضح و روشن است.» جای تاسف است که کسانی پیدا می شوند که این کتاب درخشان و نور مبین را، مرموز و پیچیده و غیر قابل فهم معرفی می نمایند و برای اثبات نظر خود، به آیاتی همچون آیه44سوره نحل استناد می کنند: « … وَأَنزَلْنَا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ(44/النحل)» {.. و بر تو ذکر را نازل کردیم تا بر مردم آنچه را که بر ایشان نازل شده بیان نمایی…} می گویند: منظور از بیان نمایی یعنی تفسیر کنی بنابراین قرآن به تنهایی غیر قابل فهم است.

این نظر با آیاتی که به آن اشاره شد متناقض است . اگر لازم بود درک و فهم آیه ای منوط به رجوع به تفسیر آن باشد چرا خداوند آن تفاسیر را بمانند قرآن در منبعی حفاظت شده ایی قرار نداده است. با قبول نظریه ی افرادی که می گویند «نمی توان به قرآن استناد کرد و برای فهم هر آیه ای باید به روایتی متشبث شوند یعنی برای فهم کتابی که قطعی و تردید ناپذیر است ، به روایاتی که ظنی و قابل تردید است، روی آورند» دیگر ملاک و معیار و میزانی برای تشخیص حق و باطل وجود نداشته و پیروان هر مسلک و مذهبی، به استناد روایات مورد قبول خود، قرآن را تفسیر نموده و در حقیقت آراء و عقاید خود را به قرآن تحمیل می کند.


برای مشخص شدن معنی لتبین در آیه 44 سوره نحل به آیه 187 آل عمران توجه کنیم

وَإِذْ أَخَذَ اللّهُ مِیثَاقَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ لَتُبَیِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلاَ تَکْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ وَاشْتَرَوا بِهِ ثَمَناً قَلِیلاً فَبِئْسَ مَا یَشْتَرُونَ

و (به خاطر بیاورید) هنگامى را که خدا، از کسانى که کتاب (آسمانى) به آنها داده شده، پیمان گرفت که حتما آن را براى مردم آشکار سازید و کتمان نکنید! ولى آنها، آن را پشت سر افکندند; و به بهاى کمى فروختند; و چه بد متاعى مى‏خرند؟!

همانطوری که می بینید واژه تبیین در برابر کتمان آمده است و کلا واضح است که منظور ازآن، آشکار کردن و اظهار نمودن آن می باشد مگر اینکه  اهل کتاب به همراه پیامبران دارای علم غیب باشند که خداوند متعال توضیح و تفسیر کتاب را به آنها محول کرده است؟!!!

و نیز در آیه 159 بقره خداوند می فرماید

« إِنَّ الَّذِینَ یَکْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَیِّنَاتِ وَالْهُدَى‏ مِن بَعْدِ مَا بَیَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِی الْکِتَابِ أُولئِکَ یَلْعَنُهُمُ اللّهُ وَیَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ»

کسانى که دلایل روشن، و وسیله هدایتگر ما را، بعد از آنکه در کتاب براى مردم بیان نمودیم، کتمان کنند، خدا آنها را لعنت مى‏کند; و همه لعن‏کنندگان نیز، آنها را لعن مى‏کنند;

به عبارت آیه شریفه فوق بیشتر دقت کنیم:

مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَیِّنَاتِ: آنچه ما نازل کردیم بین و روشن است.

وَالْهُدَى‏: آنچه ما نازل کردیم هدایتگر است.

بَیَّنَّاهُ: ما آن را بیان کردیم و آشکار نمودیم.

لِلنَّاسِ: برای مردم بیان کردیم.{ نه برای قشر خاصی که فهم آن منحصر به آنان باشد.}

فِی الْکِتَابِ: در کتاب بیان نمودیم. { نه در جای دیگر که از اسرار و رموز بوده و جنبه خصوصی داشته باشد.}

یَکْتُمُونَ: کسانی آن را کتمان می کنند{ و به مردم بی اطلاع اظهار نمی کنند و یا با تاویلات و توجیهات ، کلام را از موضع اصلی خود خارج می کنند.}

أُولئِکَ یَلْعَنُهُمُ اللّهُ وَیَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ: آنان مورد نفرین خداوند و نفرین کنندگانند.

و در آیه بعد می فرماید:

إِلاَّ الَّذِینَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَبَیَّنُوا فَأُولئِکَ أَتُوبُ عَلَیْهِمْ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِیمُ
مگر آنها که توبه و بازگشت کردند، و (اعمال بد خود را، با اعمال نیک،) اصلاح نمودند، {و آنچه را کتمان کرده بودند; آشکار ساختند} من توبه آنها را مى‏پذیرم; که من تواب و رحیمم.

نتیجه اینکه «تبین» در برابر «کتمان» است و عبارت «لتبین للناس» در آیه شریفه 44 نحل هرگز نمی رساند که قرآن بدون تفسیر غیر قابل فهم است بلکه به عکس همان طور که ذکر شد روشن بودن آن را می رساند. به علاوه خود قرآن می فرماید :« هذا بیان للناس»{آل عمران/ 138} قرآن بیانی برای عموم مردم است. بنابراین منظور از بیان قرآن،همان خواندن و اظهار آن است

وب‌نوشت روی وردپرس.کام. | پوسته: Pool کاری از Borja Fernandez.
ورودی‌ها و دیدگاه‌ها خوراک‌ها.

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.