اسلام و قرآن

آیا غیر از خدا داور دیگری می جویید در حالی که او این کتاب را به صورت مفصل برای شما نازل کرده است

لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ

ارسال شده توسط hady در ژانویه 7, 2009

«در پاسخ به مطالب جناب عیسی زمانی»

بسم الله الرحمن الرحيم

 

alsaqquraan1

در قرآن کریم روی سخن با «مردم» و «مومنین» است و پیوسته آنان را با عبارات « یا ایها الناس» و «یا ایها الذین امنو» مورد خطاب قرار می دهد و فرموده است «…قَدْ بَیَّنَّا الآیَاتِ لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ»(118/البقره)و نیز در چندین آیه آمده است:  

 کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ لَکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ(242/البقره)
این چنین، خداوند آیات خود را براى شما شرح مى‏دهد; شاید اندیشه کنید!

...کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ لَکُمُ الآیَاتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ(266/البقره)
این چنین خداوند آیات خود را براى شما آشکار مى‏سازد; شاید بیندیشید (و با اندیشه، راه حق را بیابید)!

در موارد متعددی خداوند، قرآن کریم را به صفت «مبین» یعنی روشن و آشکار توصیف نموده است:

…قَدْ جَاءَکُم مِنَ اللّهِ نُورٌ وَکِتَابٌ مُبِینٌ(15/المائِدَه) الر تِلْکَ آیَاتُ الْکِتَابِ الْمُبِینِ(1/یوسف) الر تِلْکَ آیَاتُ الْکِتَابِ وَقُرْآنٍ مُّبِینٍ(1/الحِجرِ) طس تِلْکَ آیَاتُ الْقُرْآنِ وَکِتَابٍ مُبِینٍ(1/النمل) …إِنْ هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ وَقُرْآنٌ مُّبِینٌ(69/یس) …أَنْزَلْنَا إِلَیْکُمْ نُوراً مُبِیناً(174/الِنساء)

و همچنین فرموده است: این کتاب به زبان عربی روشن و آشکار است.

…وَهذَا لِسَانٌ عَرَبِیٌّ مُبِینٌ(103/النحل) بِلِسَانٍ عَرَبِیٍّ مُبِینٍ(195/الشعراء)

با این همه تاکید و تکرار خداوند که: « ما آیات را بر شما روشن ساختیم;خداوند اینچنین آیاتش را بر شما روشن می کند; این… کتاب روشن و آشکار است;نور و کتاب مبین است;به زبان عربی واضح و روشن است.» جای تاسف است که کسانی پیدا می شوند که این کتاب درخشان و نور مبین را، مرموز و پیچیده و غیر قابل فهم معرفی می نمایند و برای اثبات نظر خود، به آیاتی همچون آیه44سوره نحل استناد می کنند: « … وَأَنزَلْنَا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ(44/النحل)» {.. و بر تو ذکر را نازل کردیم تا بر مردم آنچه را که بر ایشان نازل شده بیان نمایی…} می گویند: منظور از بیان نمایی یعنی تفسیر کنی بنابراین قرآن به تنهایی غیر قابل فهم است.

این نظر با آیاتی که به آن اشاره شد متناقض است . اگر لازم بود درک و فهم آیه ای منوط به رجوع به تفسیر آن باشد چرا خداوند آن تفاسیر را بمانند قرآن در منبعی حفاظت شده ایی قرار نداده است. با قبول نظریه ی افرادی که می گویند «نمی توان به قرآن استناد کرد و برای فهم هر آیه ای باید به روایتی متشبث شوند یعنی برای فهم کتابی که قطعی و تردید ناپذیر است ، به روایاتی که ظنی و قابل تردید است، روی آورند» دیگر ملاک و معیار و میزانی برای تشخیص حق و باطل وجود نداشته و پیروان هر مسلک و مذهبی، به استناد روایات مورد قبول خود، قرآن را تفسیر نموده و در حقیقت آراء و عقاید خود را به قرآن تحمیل می کند.


برای مشخص شدن معنی لتبین در آیه 44 سوره نحل به آیه 187 آل عمران توجه کنیم

وَإِذْ أَخَذَ اللّهُ مِیثَاقَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ لَتُبَیِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلاَ تَکْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ وَاشْتَرَوا بِهِ ثَمَناً قَلِیلاً فَبِئْسَ مَا یَشْتَرُونَ

و (به خاطر بیاورید) هنگامى را که خدا، از کسانى که کتاب (آسمانى) به آنها داده شده، پیمان گرفت که حتما آن را براى مردم آشکار سازید و کتمان نکنید! ولى آنها، آن را پشت سر افکندند; و به بهاى کمى فروختند; و چه بد متاعى مى‏خرند؟!

همانطوری که می بینید واژه تبیین در برابر کتمان آمده است و کلا واضح است که منظور ازآن، آشکار کردن و اظهار نمودن آن می باشد مگر اینکه  اهل کتاب به همراه پیامبران دارای علم غیب باشند که خداوند متعال توضیح و تفسیر کتاب را به آنها محول کرده است؟!!!

و نیز در آیه 159 بقره خداوند می فرماید

« إِنَّ الَّذِینَ یَکْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَیِّنَاتِ وَالْهُدَى‏ مِن بَعْدِ مَا بَیَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِی الْکِتَابِ أُولئِکَ یَلْعَنُهُمُ اللّهُ وَیَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ»

کسانى که دلایل روشن، و وسیله هدایتگر ما را، بعد از آنکه در کتاب براى مردم بیان نمودیم، کتمان کنند، خدا آنها را لعنت مى‏کند; و همه لعن‏کنندگان نیز، آنها را لعن مى‏کنند;

به عبارت آیه شریفه فوق بیشتر دقت کنیم:

مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَیِّنَاتِ: آنچه ما نازل کردیم بین و روشن است.

وَالْهُدَى‏: آنچه ما نازل کردیم هدایتگر است.

بَیَّنَّاهُ: ما آن را بیان کردیم و آشکار نمودیم.

لِلنَّاسِ: برای مردم بیان کردیم.{ نه برای قشر خاصی که فهم آن منحصر به آنان باشد.}

فِی الْکِتَابِ: در کتاب بیان نمودیم. { نه در جای دیگر که از اسرار و رموز بوده و جنبه خصوصی داشته باشد.}

یَکْتُمُونَ: کسانی آن را کتمان می کنند{ و به مردم بی اطلاع اظهار نمی کنند و یا با تاویلات و توجیهات ، کلام را از موضع اصلی خود خارج می کنند.}

أُولئِکَ یَلْعَنُهُمُ اللّهُ وَیَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ: آنان مورد نفرین خداوند و نفرین کنندگانند.

و در آیه بعد می فرماید:

إِلاَّ الَّذِینَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَبَیَّنُوا فَأُولئِکَ أَتُوبُ عَلَیْهِمْ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِیمُ
مگر آنها که توبه و بازگشت کردند، و (اعمال بد خود را، با اعمال نیک،) اصلاح نمودند، {و آنچه را کتمان کرده بودند; آشکار ساختند} من توبه آنها را مى‏پذیرم; که من تواب و رحیمم.

نتیجه اینکه «تبین» در برابر «کتمان» است و عبارت «لتبین للناس» در آیه شریفه 44 نحل هرگز نمی رساند که قرآن بدون تفسیر غیر قابل فهم است بلکه به عکس همان طور که ذکر شد روشن بودن آن را می رساند. به علاوه خود قرآن می فرماید :« هذا بیان للناس»{آل عمران/ 138} قرآن بیانی برای عموم مردم است. بنابراین منظور از بیان قرآن،همان خواندن و اظهار آن است

3 نظر تا “لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ”

  1. عیسی گفت

    به نام الله مهربان مهرورز !

    هرآنچه خیرخواهی و نیکی است از طرف من برای شما و هر آنچه نامطلوب و غیردوستانه است بین من و شما ، نابود باد !
    برادر قرآنی من دوباره سلام !
    خیلی خوشحالم که اینقدر زود جواب مرا دادید. که برایم تا حدی معلوم شد شما مثل بقیه دکان باز نکرده اید!!!
    خداوند شما را موفق گرداند که همیشه حاضر و آماده ی ابلاغ هدایتش باشید.
    من حضوری مبارک تر از سایت شما و چند سایت دیگر مشابه شما را ندیده ام و این مبارکی را قرآن است که تأیید می کند.

    در سایت شما قرآن می بارد و من هر بار کامل زیر باران آن می روم تا هر بار بیشتر و بیشتر کثافتهای شیطانی در قلب و درونم را بشویم و پاک سازم ، تا حدی که با آشنایی با این سایت ها بود که من جدی تر و مصمم شدم و انگار از خواب بیدار شدم تا به خود آیم و ببینم که چقدر قرآن زیباتر و کامل تر و مهجوتر است !

    و به قول سوره نساء آیات 136 :
    « یا ایها الذین آمَنو آمِنو بالله و رسوله »
    مسلمانی خود را باز بینی کنم و من اینک خیس باران قرآنم و خیلی احساس ربانی بودنم شدیدتر از قبل شده است به طوری که اینک خود را بیش از پیش بیسواد در قرآن می بینم و می خواهم که قرآنی و قرآنی تر بشم و این را مدیون شما و سایت های تکان دهنده دیگری همچون حسن زمان زاده و مهندس بازرگان و معنای توحید و … هستم. اما هنوز ته دلم یک جایی از اعماق وجودم بهم می گوید که یک جای کار اینها می لنگد! و می خواهم که « لیطمئن قلبی و یزداد الذین آمنو ایمانا » برحق بودن شما را باور کنم لذا من نمی خواهم از دیدگاه شما دیگر وقت تلف کنم و فقط این سوالات را به عنوان قوی ترین سوالاتم که قوی ترین جواب ها را می خواهند مطرح میکنم و شما و خود را به قرآن کریم میسپارم! :

    1- به جای اینکه شما تکرار مکررات کنید دوست دارم که واقعا جواب تک تک سوالات مطرح شده ام را در مطلب قبلی بدهید. من دو سه بار کامل و با دقت جوابهای شما را مطالعه کردم تا پاسخی برای سوالها بیابم اما شما اصل مطالب من را نادیده گرفتیدو حتی نتوانستید به ساده ترین آنها پاسخی شافی بدهید.
    2- مسجد که در قرآن به آن اشاره شده است باید چگونه و در چه حدی مورد توجه قرار گیرد؟ آیا در قرآن تفصیل آن هست؟
    3- نظر شما درباره رسول میثاق چیه ؟
    اگر شما نیز به رسول میثاق که رشاد خلیفه باشد بدون اینکه نامی از او در قرآن برده شده باشد، اعتقاد داشته باشید، باید بگویم که شما نیز یک نوع شیعه هستید که مهدی شما رشاد خلیفه است . البته ما به معجزه بودن قرآن ایمان داریم اما به رسولانی هم چون مهدی و رشاد خلیفه و غیره که اسمی از آنها در قرآن و حدیث صحیح پیامبر نیامده است ایمان نداریم و آنوقت است که برای من و خیلی ها معلوم می شود که شما یه یاوه گو بیش نیستید که مثل طوطی قرآن را باز خوانی می کنید!!!
    4- آیا در مقررات جدید ، قضایای امروزی و مسائل دیگری که در قرآن مطرح نشده اند می توانیم هرجور که دلمان و ذهنمان بخواهد ( بد یا خوب ، مفید یا مضر ، منفعت شخصی و گروهی طلبانه یا منفعت همگانی طلبانه و …و …) بدون در نظر گرفتن رویکردها و راهکارهای نزدیک به قرآن پیامبر (ص) و اگر نبود ، سپس تشخیص ها و نظرات استنباط شده از قرآن توسط اولی الامر ، قضاوت و داوی کنیم و فقط چیزهایی که خدا در قرآن حرام کرده ، گناه بدانیم و اعمال زشت و قبیح دیگر که خدا از آنها اسم نبرده حلال دانسته و در آنها مجاز باشیم؟؟؟!!!
    شما اصلاً توجه کرده بودید که اولی الامر صیغه جمع است ، یعنی چند نفر آگاه ، یعنی شوری حل و عقد ، یعنی کسانی که احکام جدید را استخراج می کنند ( نه اینکه احکام جدید را از خود وضع کنند! ) نه یک فرد و یک ولی فقیه یا یک رهبر !!!؟؟؟ :
    « و لو ردوه الی الرسول و الی اولی الامر منهم لعلمه الذین یستنبطونه منهم » نساء 83 ؛

    آیا اولی الامر نمی توانند درباره مسائل زندگی ( شهروندی ، سیاسی ، اجتماعی و … ) که در قرآن معطل شده اند ، حکم مطابق با اصول قرآنی استخراج و استنباط کنند و آن احکام لازم الاجرا شوند !!؟؟

    و اما در جواب سوالی که مطرح کرده بودید :
    اگر لازم بود درک و فهم آیه ای منوط به رجوع به تفسیر آن باشد چرا خداوند آن تفاسیر را بمانند قرآن در منبعی حفاظت شده ایی قرار نداده است ؟ و به آیه 9 سوره حجر اشاره کرده بودید: « بى‏ترديد ما اين قرآن) را به تدريج ( نازل كرده‏ايم و قطعا نگهبان آن خواهيم بود »

    باید بگویم همچنان که قرآن در زمان پیامبر به صورت یک مصحف جمع آوری نشده بود و دستوری از جانب خدا برای این مهم داده نشده بود و این مهم را بزرگ مرد قرآنی یعنی دومین جانشین برحق پیامبر (ص) ، امیرالمؤمنین عمر (رض) به ابوبکر پیشنهاد داد و این مهم انجام شد به عرض می رسانم که برای جمع آوری احادیث و سنت پیامبر ( حکمت ) نیز امیرالمؤمنین وقت عمر بن عبدالعزیز پیشنهاد داد و به بهترین نحو این کار را کسانی مثل امام مالک و …. انجام دادند و برای اینکه از صحت و سندیت حکمت مطمئن شوند زحمت زیادی کشیدند و تلاش زیادی کردند که به شما توصیه می کنم به کتب تاریخ صدر اسلام و سه قرن اولیه اسلام نگاهی محققانه تر بیاندازید و بدانید که همانند کشف معجزه ریاضی وار بودن قرآن ، نیاز به دقت ، تلاش و جدیت و مطالعه فراوان دارد تا حقیقت بر شما آشکار شود.

    « انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون » ( حجر 9 )

    این وعده حفاظت که خداوند هنگام یادآوری فضل و احسان خویش می فرماید ، فهم کامل مطالب قرآنی ، تشریح تعالیم و نحوه عمل بر دستورات آنرا نیز در بر می گیرد. والا حفاظت چنین کتابی که طی سالیان درازی نه مطالب آن کامل فهمیده شود و نه موارد عملی آن مشخص باشد، چه سودی دارد؟! و چنین کتابی که در طاق اجمال بماند چه ارزشی دارد؟!

    مگر در همین دستور « اقیموا الصلاه » و نحوه اجرای نماز ، اختلاف نیست؟ آیا نمی خواهی بدانی که خداوند دقیقا چه اقامه و هیئتی را مد نظر داشته است؟ و چگونه از طریق سنت پیامبرش آن را کامل آموزش داده است؟
    البته شما حق دارید که بدونید شیعه راست می گوید یا سنی ولی برای یافتن ، جستجو لازم است و الحمد لله تا دلت بخواهد منابع موثق و معتبر موجودند و دلایل قوی و ضعیف به خوبی خودشان را برای کسانی که طالب حق باشند آشکار می نمایند.
    ما عقیده داریم که خداوند فرمانروای مطلق است و باید برای تمام امورات ما ، از ازدواج و معاملات و اخلاقیات گرفته تا جزئی ترین مسائل زندگیمان رهنمود و « تبیان لکل شی ای » داشته باشد و البته مسائلی که در قرآن آمده اند لازم الاجرا برای تک تک انسانهاست ولی قسمت اعظم آنچه که حکمت و سنت پیامبر نامیده شده است اختیاری و به میزان محبت و علاقه ما به پیروی از محبوب خدا یعنی پیامبر بستگی دارد و ….
    در یک جا ذکر شده بود که بسیاری از باورها و اعمال مذهبی که دربین ما رایج است ‌‌ریشه در قرآن ندارد اما از آن به عنوان دستورات الهی (حلال-حرام-مستحب-مکروه) یاد می شود . برخی از این موارد (مثل سنگسار) بسیار خطر ناک و نامعقول و برخی دیگر (مثل مسواک زدن) سودمند و معقول است اما با این حال نباید آنرا یک امر دینی و الهی محسوب کرد:
    و 135 مورد از آنها برشمرده شده بودند که بنده 62 مورد آنرا قبول نداشتم زیرا ریشه در قرآن و سنت ندارند و خیلی خطرناک و نامعقول هستند مثل مثل یاری خواستن ازمردگان و 60 مورد آن را قبول داشتم زیرا معقول بودند و ریشه در سنت پیامبر داشتند مثل مسواک زدن.
    13 مورد هم باقی ماندند که حکم آنها را نمی دانستم و به اصطلاح به عنوان سوال برایم مطرحند.
    پس بدانید که براساس قرآن و منابع صحیح حدیث ( که درباره سندیت و معیارهای صحیح بودن یک حدیث نیاز به توضیح مفصلی است که به دقیقی ریاضی وار بودن معجزه قرآن می باشد ) اهل سنت اکثر موارد فوق الذکر را برخلاف مفاهیم قرآنی و دستورات الهی می داند و در نتیجه اهل سنت بر حق تر می باشند نسبت به اهل تشیع که آنها تقریبا تمام موارد فوق الذکر را جزء دین و دستورات الهی می دانند !!!

    ما بعد از سخن خدا فقط سخن کسی را قبول داریم که در قرآن وی را صریح و بدون ایهام تأیید کرده باشد یعنی پیامبر (ص) و دیگر قول هیچ احد الناسی را چه به نام ولی فقیه یا ملا و یا رهبر که قرآن به او تأییدیه ای نداده ، قبول نداریم که به دستورات دینی بیافزاید و یا مستحب و مکروه تعیین نماید مگر شورای اولی الامر آن هم در مواردی که خدا و پیامبرش مطلبی ارائه نداده باشند و بخواهیم که راه حلی بیابیم و خوب بد را درهم نیامیزیم و البته باید حکم آن شورا بر پایه اصول قرآنی صادر شده باشد. ( یعنی تعارضی با حلال و حرام های خداوندی و مخالفتی با تعلیمات نبوی نداشته باشد ) آن وقت مجهول معلوم می شود و کسی از شیطان و هوای نفس پیروی نخواهد کرد.

    « اي كساني كه ايمان آورده‏ايد اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد پيامبر خدا را ! و اولو الامر را ! و هرگاه در چيزي اختلاف و نزاع داشتيد، آن را به خدا و پيامبر ! بازگردانيد ( و از کتاب و حکمت ! داوري بطلبيد ) اگر به خدا و روز رستاخيز ايمان داريد! اين براي شما بهترين(كار) و عاقبت و پايانش نيكوتر است. ( نساء 59 )

    بنده در محیط و جوی قرآنی بزرگ شده ام و از انسانهایی ربانی و قرآنی نظیر کاک احمد مفتی زاده و بخصوص کاک ناصر سبحانی خیلی بهره برده ام و من شما را به اندازه این دو بزرگوار قرآنی و ربانی نمی دانم با این حال آن دو هیچ وقت درباره حدیث و سنت آنقدر بی پروا و غیرعاقلانه صحبت نکرده بودند بلکه با علمی همچون علم ریاضی وارانه بودن معجزه قرآن به ریشه یابی سنت و سیره شناسی و حدیث شناسی پیامبر(ص) در معرض قرآن پرداختند که متآسفانه جلوی این کار علمی ایشان را با گرفتن جان بیگناهشان گرفتند.

    و شما باید به خود یادآور شوید که نزدیک ترین فرقه به شما و عقاید قرآنی ، اهل سنت هستند و دورترین و مبتدع ترین فرقه امت پیامبر (ص) نیز شیعیان هستند و شما خیلی خوب می دانید که چه می گویم همچنانکه خداوند این نزدیکی و دوری را در باره نصارا و یهود به پیامبر متذکر می شود :
    « لتجدن اشد الناس عداوه للذین آمنو الیهود و الذین اشرکو و لتجدن اقربهم موده للذین آمنو الذین قالوا انا نصارا ذالک بان منهم قسیسین و رهبانا و انهم لا یستکبرون » ( ماءده 82 )
    بنده تمام مطالبی که شما در رابطه با قرآن اذعان می کنید یقینا ایمان دارم بجز قسمت هایی که مربوط به تفسیر به رأی های شماست.
    و مباهلانه ! برخود و خانواده ام لعنت می فرستم که اگر ما فکر کنیم غیر الله مهربان مهرورز، کسی دیگر اله و فرمانروا و فریادرس باشد.

    لا اله الا الله محمد رسول الله
    دوست و برادر دینی شما : عیسی 08/01/2009

  2. عیسی گفت

    به نام الله مهربان مهرورز (2)

    هرآنچه خیرخواهی و نیکی است از طرف من برای شما و هر آنچه نامطلوب و غیردوستانه است بین من و شما ، نابود باد !
    برادر قرآنی من دوباره سلام !
    خیلی خوشحالم که اینقدر زود جواب مرا دادید. که برایم تا حدی معلوم شد شما مثل بقیه دکان باز نکرده اید!!!
    خداوند شما را موفق گرداند که همیشه حاضر و آماده ی ابلاغ هدایتش باشید.
    من حضوری مبارک تر از سایت شما و چند سایت دیگر مشابه شما را ندیده ام و این مبارکی را قرآن است که تأیید می کند.

    در سایت شما قرآن می بارد و من هر بار کامل زیر باران آن می روم تا هر بار بیشتر و بیشتر کثافتهای شیطانی در قلب و درونم را بشویم و پاک سازم ، تا حدی که با آشنایی با این سایت ها بود که من جدی تر و مصمم شدم و انگار از خواب بیدار شدم تا به خود آیم و ببینم که چقدر قرآن زیباتر و کامل تر و مهجوتر است !

    و به قول سوره نساء آیات 136 :
    « یا ایها الذین آمَنو آمِنو بالله و رسوله »
    مسلمانی خود را باز بینی کنم و من اینک خیس باران قرآنم و خیلی احساس ربانی بودنم شدیدتر از قبل شده است به طوری که اینک خود را بیش از پیش بیسواد در قرآن می بینم و می خواهم که قرآنی و قرآنی تر بشم و این را مدیون شما و سایت های تکان دهنده دیگری همچون حسن زمان زاده و مهندس بازرگان و معنای توحید و … هستم. اما هنوز ته دلم یک جایی از اعماق وجودم بهم می گوید که یک جای کار اینها می لنگد! و می خواهم که « لیطمئن قلبی و یزداد الذین آمنو ایمانا » برحق بودن شما را باور کنم لذا من نمی خواهم از دیدگاه شما دیگر وقت تلف کنم و فقط این سوالات را به عنوان قوی ترین سوالاتم که قوی ترین جواب ها را می خواهند مطرح میکنم و شما و خود را به قرآن کریم میسپارم! :

    1- به جای اینکه شما تکرار مکررات کنید دوست دارم که واقعا جواب تک تک سوالات مطرح شده ام را در مطلب قبلی بدهید. من دو سه بار کامل و با دقت جوابهای شما را مطالعه کردم تا پاسخی برای سوالها بیابم اما شما اصل مطالب من را نادیده گرفتیدو حتی نتوانستید به ساده ترین آنها پاسخی شافی بدهید.
    2- مسجد که در قرآن به آن اشاره شده است باید چگونه و در چه حدی مورد توجه قرار گیرد؟ آیا در قرآن تفصیل آن هست؟
    3- نظر شما درباره رسول میثاق چیه ؟
    اگر شما نیز به رسول میثاق که رشاد خلیفه باشد بدون اینکه نامی از او در قرآن برده شده باشد، اعتقاد داشته باشید، باید بگویم که شما نیز یک نوع شیعه هستید که مهدی شما رشاد خلیفه است . البته ما به معجزه بودن قرآن ایمان داریم اما به رسولانی هم چون مهدی و رشاد خلیفه و غیره که اسمی از آنها در قرآن و حدیث صحیح پیامبر نیامده است ایمان نداریم و آنوقت است که برای من و خیلی ها معلوم می شود که شما یه یاوه گو بیش نیستید که مثل طوطی قرآن را باز خوانی می کنید!!!
    4- آیا در مقررات جدید ، قضایای امروزی و مسائل دیگری که در قرآن مطرح نشده اند می توانیم هرجور که دلمان و ذهنمان بخواهد ( بد یا خوب ، مفید یا مضر ، منفعت شخصی و گروهی طلبانه یا منفعت همگانی طلبانه و …و …) بدون در نظر گرفتن رویکردها و راهکارهای نزدیک به قرآن پیامبر (ص) و اگر نبود ، سپس تشخیص ها و نظرات استنباط شده از قرآن توسط اولی الامر ، قضاوت و داوی کنیم و فقط چیزهایی که خدا در قرآن حرام کرده ، گناه بدانیم و اعمال زشت و قبیح دیگر که خدا از آنها اسم نبرده حلال دانسته و در آنها مجاز باشیم؟؟؟!!!
    شما اصلاً توجه کرده بودید که اولی الامر صیغه جمع است ، یعنی چند نفر آگاه ، یعنی شوری حل و عقد ، یعنی کسانی که احکام جدید را استخراج می کنند ( نه اینکه احکام جدید را از خود وضع کنند! ) نه یک فرد و یک ولی فقیه یا یک رهبر !!!؟؟؟ :
    « و لو ردوه الی الرسول و الی اولی الامر منهم لعلمه الذین یستنبطونه منهم » نساء 83 ؛

    آیا اولی الامر نمی توانند درباره مسائل زندگی ( شهروندی ، سیاسی ، اجتماعی و … ) که در قرآن معطل شده اند ، حکم مطابق با اصول قرآنی استخراج و استنباط کنند و آن احکام لازم الاجرا شوند !!؟؟

    و اما در جواب سوالی که مطرح کرده بودید :
    اگر لازم بود درک و فهم آیه ای منوط به رجوع به تفسیر آن باشد چرا خداوند آن تفاسیر را بمانند قرآن در منبعی حفاظت شده ایی قرار نداده است ؟ و به آیه 9 سوره حجر اشاره کرده بودید: « بى‏ترديد ما اين قرآن) را به تدريج ( نازل كرده‏ايم و قطعا نگهبان آن خواهيم بود »

    باید بگویم همچنان که قرآن در زمان پیامبر به صورت یک مصحف جمع آوری نشده بود و دستوری از جانب خدا برای این مهم داده نشده بود و این مهم را بزرگ مرد قرآنی یعنی دومین جانشین برحق پیامبر (ص) ، امیرالمؤمنین عمر (رض) به ابوبکر پیشنهاد داد و این مهم انجام شد به عرض می رسانم که برای جمع آوری احادیث و سنت پیامبر ( حکمت ) نیز امیرالمؤمنین وقت عمر بن عبدالعزیز پیشنهاد داد و به بهترین نحو این کار را کسانی مثل امام مالک و …. انجام دادند و برای اینکه از صحت و سندیت حکمت مطمئن شوند زحمت زیادی کشیدند و تلاش زیادی کردند که به شما توصیه می کنم به کتب تاریخ صدر اسلام و سه قرن اولیه اسلام نگاهی محققانه تر بیاندازید و بدانید که همانند کشف معجزه ریاضی وار بودن قرآن ، نیاز به دقت ، تلاش و جدیت و مطالعه فراوان دارد تا حقیقت بر شما آشکار شود.

    « انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون » ( حجر 9 )

    این وعده حفاظت که خداوند هنگام یادآوری فضل و احسان خویش می فرماید ، فهم کامل مطالب قرآنی ، تشریح تعالیم و نحوه عمل بر دستورات آنرا نیز در بر می گیرد. والا حفاظت چنین کتابی که طی سالیان درازی نه مطالب آن کامل فهمیده شود و نه موارد عملی آن مشخص باشد، چه سودی دارد؟! و چنین کتابی که در طاق اجمال بماند چه ارزشی دارد؟!

    مگر در همین دستور « اقیموا الصلاه » و نحوه اجرای نماز ، اختلاف نیست؟ آیا نمی خواهی بدانی که خداوند دقیقا چه اقامه و هیئتی را مد نظر داشته است؟ و چگونه از طریق سنت پیامبرش آن را کامل آموزش داده است؟
    البته شما حق دارید که بدونید شیعه راست می گوید یا سنی ولی برای یافتن ، جستجو لازم است و الحمد لله تا دلت بخواهد منابع موثق و معتبر موجودند و دلایل قوی و ضعیف به خوبی خودشان را برای کسانی که طالب حق باشند آشکار می نمایند.
    ما عقیده داریم که خداوند فرمانروای مطلق است و باید برای تمام امورات ما ، از ازدواج و معاملات و اخلاقیات گرفته تا جزئی ترین مسائل زندگیمان رهنمود و « تبیان لکل شی ای » داشته باشد و البته مسائلی که در قرآن آمده اند لازم الاجرا برای تک تک انسانهاست ولی قسمت اعظم آنچه که حکمت و سنت پیامبر نامیده شده است اختیاری و به میزان محبت و علاقه ما به پیروی از محبوب خدا یعنی پیامبر بستگی دارد و ….
    در یک جا ذکر شده بود که بسیاری از باورها و اعمال مذهبی که دربین ما رایج است ‌‌ریشه در قرآن ندارد اما از آن به عنوان دستورات الهی (حلال-حرام-مستحب-مکروه) یاد می شود . برخی از این موارد (مثل سنگسار) بسیار خطر ناک و نامعقول و برخی دیگر (مثل مسواک زدن) سودمند و معقول است اما با این حال نباید آنرا یک امر دینی و الهی محسوب کرد:
    و 135 مورد از آنها برشمرده شده بودند که بنده 62 مورد آنرا قبول نداشتم زیرا ریشه در قرآن و سنت ندارند و خیلی خطرناک و نامعقول هستند مثل مثل یاری خواستن ازمردگان و 60 مورد آن را قبول داشتم زیرا معقول بودند و ریشه در سنت پیامبر داشتند مثل مسواک زدن.
    13 مورد هم باقی ماندند که حکم آنها را نمی دانستم و به اصطلاح به عنوان سوال برایم مطرحند.
    پس بدانید که براساس قرآن و منابع صحیح حدیث ( که درباره سندیت و معیارهای صحیح بودن یک حدیث نیاز به توضیح مفصلی است که به دقیقی ریاضی وار بودن معجزه قرآن می باشد ) اهل سنت اکثر موارد فوق الذکر را برخلاف مفاهیم قرآنی و دستورات الهی می داند و در نتیجه اهل سنت بر حق تر می باشند نسبت به اهل تشیع که آنها تقریبا تمام موارد فوق الذکر را جزء دین و دستورات الهی می دانند !!!

    ما بعد از سخن خدا فقط سخن کسی را قبول داریم که در قرآن وی را صریح و بدون ایهام تأیید کرده باشد یعنی پیامبر (ص) و دیگر قول هیچ احد الناسی را چه به نام ولی فقیه یا ملا و یا رهبر که قرآن به او تأییدیه ای نداده ، قبول نداریم که به دستورات دینی بیافزاید و یا مستحب و مکروه تعیین نماید مگر شورای اولی الامر آن هم در مواردی که خدا و پیامبرش مطلبی ارائه نداده باشند و بخواهیم که راه حلی بیابیم و خوب بد را درهم نیامیزیم و البته باید حکم آن شورا بر پایه اصول قرآنی صادر شده باشد. ( یعنی تعارضی با حلال و حرام های خداوندی و مخالفتی با تعلیمات نبوی نداشته باشد ) آن وقت مجهول معلوم می شود و کسی از شیطان و هوای نفس پیروی نخواهد کرد.

    « اي كساني كه ايمان آورده‏ايد اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد پيامبر خدا را ! و اولو الامر را ! و هرگاه در چيزي اختلاف و نزاع داشتيد، آن را به خدا و پيامبر ! بازگردانيد ( و از کتاب و حکمت ! داوري بطلبيد ) اگر به خدا و روز رستاخيز ايمان داريد! اين براي شما بهترين(كار) و عاقبت و پايانش نيكوتر است. ( نساء 59 )

    بنده در محیط و جوی قرآنی بزرگ شده ام و از انسانهایی ربانی و قرآنی نظیر کاک احمد مفتی زاده و بخصوص کاک ناصر سبحانی خیلی بهره برده ام و من شما را به اندازه این دو بزرگوار قرآنی و ربانی نمی دانم با این حال آن دو هیچ وقت درباره حدیث و سنت آنقدر بی پروا و غیرعاقلانه صحبت نکرده بودند بلکه با علمی همچون علم ریاضی وارانه بودن معجزه قرآن به ریشه یابی سنت و سیره شناسی و حدیث شناسی پیامبر(ص) در معرض قرآن پرداختند که متآسفانه جلوی این کار علمی ایشان را با گرفتن جان بیگناهشان گرفتند.

    و شما باید به خود یادآور شوید که نزدیک ترین فرقه به شما و عقاید قرآنی ، اهل سنت هستند و دورترین و مبتدع ترین فرقه امت پیامبر (ص) نیز شیعیان هستند و شما خیلی خوب می دانید که چه می گویم همچنانکه خداوند این نزدیکی و دوری را در باره نصارا و یهود به پیامبر متذکر می شود :
    « لتجدن اشد الناس عداوه للذین آمنو الیهود و الذین اشرکو و لتجدن اقربهم موده للذین آمنو الذین قالوا انا نصارا ذالک بان منهم قسیسین و رهبانا و انهم لا یستکبرون » ( ماءده 82 )
    بنده تمام مطالبی که شما در رابطه با قرآن اذعان می کنید یقینا ایمان دارم بجز قسمت هایی که مربوط به تفسیر به رأی های شماست.
    و مباهلانه ! برخود و خانواده ام لعنت می فرستم که اگر ما فکر کنیم غیر الله مهربان مهرورز، کسی دیگر اله و فرمانروا و فریادرس باشد.

    لا اله الا الله محمد رسول الله
    دوست و برادر دینی شما : عیسی 08/01/2009

  3. عیسی گفت

    چهارمین نامه ( 4 ) :
    همانطور که می دانید، در بین حرکتهای اسلامی جهان معاصر، جنبش های ربانی زیادی هستند که پرچم قرآن و اصلاح و پویایی و بیداری را در قرن اخیر بدوش گرفته و در سراسر دنیا خدمت واقعی و قرآنی را هدف غایی خود قرار داده اند.
    که طبق یک اصل اساسی در رویکردها و راهکارهای خود، در نسبت دادن احادیث به پیامبر بسیار دقیق و مواظب عمل می کنند و به همین خاطر به جدا کردن احادیث جعلی از صحیح اهتمام نشان داده و کارهایی علمی چون تلاش های محمد ناصر الدین البانی ( پرفسور و فوق تخصص در حدیث شناسی که پیروی از حدیث صحیح را روش و مذهب امام های مذاهب دانست و تقلید از یک مذهب و مجتهد را بدون دلیل ، مردود شمرد و زحمات و اصول محدثین پیشین را به ثمر نشاند! ) در دوره اخیر را ارج نهاده و معتقد اند همچنانکه محمد رسول و آخرین نبی خدا، برای جهانیان کتاب خواندنی و تئوری را آورد، شخصیت و عمل و زندگی قرآنی را نیز برای جامعه بشری به ارمغان آورده است. و بر مبنای کلام خدا و شخصیت و راهنمایی ها و سیره قرآنی محمد ، جامعه جدید اسلامی و حکومت قرآنی پایه گذاری شد که عموما با عنوان « عصر صحابه » (یاران وفادار قرآن و پیامبرش) تعبیر می شود.
    کسانی همچون ابوبکر صدیق ، عمر فاروق ، علی حیدر ، حسین مظلوم ، عثمان شهید و هزاران یار مومن و مسلمان دیگر کامل ترین و بهترین نمونه و نماینده اهداف و مقاصد بعثت نبوی بودند. و چنانچه بخواهیم ابزار و وسایل و روش عمل جامعه اسلامی قرن اول را مورد ارزیابی و تحلیل قرار دهیم دو عنصر تشکیل دهنده آن انقلاب خیره کننده عقلها و امت وسط و زندگی جدید و مدینه فاضله به قرار زیر می باشند:
    1- قرآن
    2- شخصیت ، سیره و راهنمایی های رسول

    واقعیت هم همین است که بدون این هر دو عنصر یک جامعه عادل ، سالم و قرآنی که در آن عقاید ، اعمال ، اخلاق ، احساسات ، سلیقه ها ، صله ارحام و ارتباطات همه وجود داشته باشند تشکیل نمی شد.
    در زندگی یاران مسلمان و مومنِ رسول خدا ، آنچه در کنار عقاید و اعمال ، از اخلاق اسلامی و احساسات دینی به نظر می رسد، تنها نتیجه تلاوت قرآن نیست بلکه اثر آن زندگی کامل ، اسوه و نمونه ایست که شب و روز در مقابل خود مشاهده می کردند که فقط محدود به قید و بندهای قانونی نیست بلکه در کنار ضابطه و قانون ، تشویق ها و انگیزه های عملی و روح و کیفیت صحیح عمل نیز وجود داشت. در کنار ادای حقوق ، عواطف و مکارم اخلاق و احساسات بشری نیز وجود داشت. آنان در قرآن مجید « اقامه نماز » را دریافته و مفهوم « الذین هم فی صلاتهم خاشعون » را نیز درک نموده بودند ولی روش صحیح آن را از پدران خود که نمازشان جز کف زدن و صوت کشیدن چیز دیگری نبود یادنگرفته بودند « انفال 35 » . روش نماز را زمانی متوجه شدند که همراه با محمد نماز را اقامه کردند و رکوع و سجود ایشان را مشاهده کردند .
    آنان ناپایداری دنیا و پوچی آن را در قرآن مجید خوانده بودند و الفاظ آیات قرآن درباره دنیا را از حفظ داشتند ولی حقیقت و تفسیر عملی آن ، در پرتو زندگی آن سراج منیر (ص) برای آنان معلوم و روشن شد. آنان با مشاهده طرز زندگی و وضع خانه ایشان فهمیدند که مفهوم واقعی اصل قرار دادن زندگی آخرت چیست.
    یاران باوفای محمد، زبان عربی را به خوبی می فهمیدند و در قرآن نیز صاحب نظر بودند. لکن وسعت مفاهیم این الفاظ و چگونگی پیاده کردن آنها را در زندگی و روش صحیح عملی را زمانی دریافتند که راهنمایی ها و توصیه های رسول شاهد را شنیدند.
    آنان راهنمایی های اجمالی ادای حقوق عامه مسلمین را از قرآن مجید آموخته بودند اما صورتها و موارد زیادی از آن مانند : عیادت مریض ، شرکت در تشییع جنازه ، تشمیت عاطس و … به گونه ای بودند که فکر هزاران انسان به سوی آنها و اهمیت واقعی آنها پی نمی بردند.
    قرآن کریم به وضوح ، حسن سلوک با اهل حقوق را تعلیم داده است. ولی کدام معلمین اخلاق هستند که ذهن و فکرشان به آن قله رفیع و بدیع حسن سلوک با والدین و ادای حقوق آنها و رتبه والای شرافت و وفاداری به همسر را که در این دو حدیث بیان شده برسد :
    « والاترین مقام نیکی فرزند نسبت به پدر و مادرش این است که پس از وفات والدینش، با دوستان و ارادتمندان پدر و مادر خود، حسن سلوک و محبت داشته باشد. »
    « و چه بسیار اتفاق می افتاد که محمد گوسفندی ذبح می کردند و آن را به چند قسمت تقسیم نموده سپس به خانه های دوستان خدیجه می فرستادند »
    این یکی دو مثال از بخش معاشرت حدیث و سنت هستند که از آنها معلوم می شود که حدیث و سنت چگونه آدمی را در شعبه های مختلف زندگی راهنمایی می کند و آموزش جدید می دهد و سراسر زندگی رسول خدا گنجینه گران بهایی برای جامعه بشری است.
    نماز ، روزه ، زکات و حج را منهای آنچه در حدیث وارد شده در نظر بگیریم می بینیم که دستورات اجمالی قرآن آن ذهنیت ، محیط و زمینه مناسبی که برای حفاظت روح این مناسک ابراهیمی و بدست آوردن نتایج و تأثیرات اخلاقی، روحانی، قلبی و اجتماعی آن لازم است، به وجود نمی آورد.
    بیان فضیلت وضو و حضور در مساجد و پیشنمازی ، ثواب و پاداش جماعت ، توصیه به پیروی از امام جماعت ، ترتیب و نظم صفوف ، اذان و اقامه، رقت و کیفیت خاص نماز رسول خدا، اشتیاق به نوافل، چگونگی تلاوت قرآن کریم و دیگر آداب ( آنچه که در احادیث با اهتمام تمام بیان گردیده ) در اجرای دستورات اجمالی قرآن ، محیط و زمینه معنوی و ملکوتی ای را فراهم میاورد که نماز و مناسک ابراهیمی را قوی ترین و موثرترین وسیله تزکیه و اصلاح و توجه الی الله می گرداند و آشکار می شود که این ارشادات و آداب در تحریک احساس اطاعت، ایجاد ذوق و اشتیاق عبادت ، حصول استقامت ، جلا دادن به دل و ایجاد یک جو که بر مبنای تقوا ، انابت و عبادت استوار باشد چه نقشی دارند.
    دین قوانین و مقررات خشک نیست. دین بدون احساسات ، آداب و نمونه های عملی، زنده و پاینده نمی ماند.
    جامعه یهود و مسیحیت و سایر مذاهب آسیایی به علت نداشتن مجموعه ای مستند و ایمان افروز از زندگی و کلام پیامبران خود، خیلی زود از بین رفتند. زیرا آنها آن محیط و زمینه ذهنی و خارجی را که پیروان ادیان و مذاهب دینی در آن رشد و ترقی حاصل می کنند و با الحاد و مادیات مبارزه می نمایند نداشتند.
    با مطالعه تاریخ و علم تدوین حدیث ( در پیوست این نامه خواهد آمد ) معلوم می شود که علم حدیث شناسی و سندیت ضبط سنت، یک امر اتفاقی و یا یک امر جدیدی که متأخرین آن را ایجاد کرده اند نیست.
    توجه تابعین به تدوین و ترتیب حدیث و حرکت طالبان علم حدیث از ایران، ترکمستان و … مانند سیلی خروشان به منظور حفظ و استماع حدیث، عزم راسخ و همت والایشان، پیدا شدن مجتهدین اسماء رجال و فن ضبط روایت که ( در پیوست این نامه خواهد آمد ) دلایل قطعی بر این امر هستند که منظور خداوند متعال محفوظ نمودن « دفتر زندگی سراج منیر » مانند جمع نمودن قرآن بوده است.

    ای کاش سایتهایی مثل اسلام و قرآن و … تفکیک قائل می شدند که تمام احادیث در تضاد با قرآن نیستند و آنقدر بیرحمانه بر حدیث و سنت سراج منیر (ص) نمی تاختند! و می دانستند که محیط و جامعه ای که یاران باوفای رسول خدا در آن زندگی می کردند، بوسیله احادیث و روایات تا قیامت محفوظ و مصون مانده است. حدیث در حقیقت پنجره ای است که از طریق آن می توان کیفیت نماز ، فضیلت ذکر خدا ، ادب ورود به مسجد، نشستن، قنوت، زندگی خانوادگی ، خانه ، معمولات شبانه و روزانه ، معاشرت با اهل خانه و … رسول خدا را با چشمهای خود نظاره و تماشا کرد. باقی ماندن تصویر عهد نبوی ، چنان اعجاز و امتیازی برای اسلام است که تاریخ هیچ ملت و مذهبی با آن برابری نمی کند.

    و پیروان حدیث هم می فهمیدند که بیانات قرآن ، اولین ملاک و معیار صحت حدیث است و آنقدر بی پروا هر حرفی را به محمد مصطفی نسبت نمی دادند!! وکیل مدافعین حدیث ، باید این امر را درک کنند زیرا می بینیم که در طول تاریخ بخاطر قفل نهادن بر باب تدبر در قرآن ! و رها کردن آن ، خلأ هدایت خدا را ، پیروان مذاهب با وقایع و ملفوظات پیران طریقت و امامان تشیع و احادیث شیطانی پر نمودند. و رفته رفته مذاهب با بدعتها، رسمها و برداشتهای جدید و خرافات مواجه شدند بطوری که تعلیمات اصلی اسلام از بین رفت. اما همیشه در تمام اعصار، بزرگ مردانی از تبار قرآن، به بی بضاعتی و تهیدستی این مذاهب و ملتها از سیره صحیح و هدایت اصلی و وقایع مستند پیامبر (ص) اعتراف کرده اند و در صحت احادیث براساس قرآن غور نموده اند و گوی سبقت در برگشت به کلام خدا و سنت واقعی و مطابق با قرآن رسول خدا را ربوده اند.

    همانگونه که مناسک ابراهیمی از طریق نسلها و در تاریخ و کتاب ها و روایات محمدی محفوظ مانده ، سیره و احادیث رسول خدا نیز در قبال همین حافظه ها ، نوشته ها و محدثین محفوظ مانده و برای هر فرد از نسلهای بعدی و قرنهای آینده به آسانی ممکن است که بوسیله کتب حدیث با محیط و جامعه صدر اسلام ارتباط پیدا کند و در یک لحظه قدم به آن زمان بگذارد.

    پیامبر در بدایت امر نزول وحی، از ترس اینکه مبادا حدیث او با کلام خدا آمیخته و یکی شود ، مانع از نوشتن حرفهای خودش شد . اما با گذشت زمان و زمانی که ترس از التباس و آمیزش کلام خدا با کلام غیر او، از بین رفت ، پیامبر امر به نوشتن حدیث کرد. لذا بعضی از صحابه مانند عبدالله بن عمر ، علی بن ابی طالب ، عبدالله بن عمرو بن عاص ، جابر بن عبدالله ،انس و غیرهم فرموده های پیامبر را با اجازه ایشان در دفاتری یادداشت می کردند. سپس بر همین منوال، مجموعه های زیادی از حدیث ضبط شد و کار روایت، تدوین و حفاظت حدیث تا چندین قرن به طور مسلسل و توارث ادامه یافت. از سویی دیگر در عصر تابعین ( قرن دوم و سوم هجری ) بر اثر توجه ویژه و اهمیت فوق العاده به حدیث ، بیم آن می رفت که منافقین و کینه به دلان اهل کتاب برای ایجاد فتنه و تفرقه و وارد کردن اغراض و متشابهات ، دروغ هایی را به پیامبر نسبت بدهند، کما اینکه آنطور هم شد. لذا از طرف محدثین ، نقد و تأیید راویان حدیث نیز با اهتمام خاصی صورت گرفت که در نتیجه آن احوال بیش از صد هزار نفر از راویان حدیث ، صاحب نظران و علماء ، تحت عنوان فن گرانمایه « بیو گرافی و زندگی نامه راویان » معلوم و روشن شده است. محدثین بر این کاوشها درباره اسماء الرجال بسنده نکردند و صافی و خوان دومی را نیز برای نسبت دادن حدیث به پیامبر قرار دادند و آن این بود که آیا آنچه نسبت داده می شود علاوه بر تأیید راویان و عرضه آن به قرآن ، با شهادت عقل و منطق هم مطابق است یا خیر. ( و بر همین اساس است که برخی از احادیث صحیح ، و بسیاری از آنها، جعلی و مردود شمرده شده اند.)
    بحث درباره ضابطه شناخت احادیث جعلی و دروغین را برای دانشجویان حقیقت به کتاب هایی می سپارم که در این زمینه توسط محدثین و محققین بزرگ معاصر و غیر معاصر نوشته شده اند، از تابعین و نسل بعد از تابعین گرفته تا ابن تیمیه و ابن قیم ، ابن حجر عسقلانی ، ابن جوزی ، محمد بن عبدالوهاب ، شاه ولی الله دهلوی ، محمد ناصر الدین البانی و غیرهم، کسانی که پیامبر را آدم آهنی نمی دانستند که طوطی وار قرآن را به مردم برساند و خود الگوی عملی برای اجرای فرامین آن نباشد. بلکه بنابر صدها آیه قرآن و صدها دلیل عقلی و منطقی دیگر، او را علاوه بر پیک پیام رسان ، قاضی ، حاکم و حَکَم ، مطاع الامر ، متبوع ، امام ، هادی و سراج منیر و غیره می دانستند که خداوند در سوره نساء اشارات صریحی به این مقام ها و جایگاه ها برای وی می کند و رجوع دادن اختلافات به وی ، بعد از خدا را لازم می نماید.
    و جالب اینجاست که در سوره نساء آیه « و لو ردوه الی الرسول و الی اولی الامر منهم لعلمه الذین یستنبطونه منهم » ( نساء 83 ) :
    « و چون خبرى [حاكى] از ايمنى يا وحشت به آنان برسد انتشارش دهند و اگر آن را به پيامبر و اولياى امر خود ارجاع كنند قطعا از ميان آنان كسانى‏اند كه [مى‏توانند درست و نادرست] آن را دريابند و اگر فضل خدا و رحمت او بر شما نبود مسلما جز [شمار] اندكى از شيطان پيروى مى‏كرديد »
    اشاره به امری می کند که حکم آن در قرآن وجود ندارد و این استنباط پیامبر و اولياى امر است که لازم الاطاعه قرار می گیرد.
    و البته موارد فراوانی وجود دارد که حکم آنها در قرآن وجود ندارد ولی با رجوع به سخنان پیامبر می توان حکم درست آن ( مطابق با قرآن و منطق و دور از هوس و شیطان ) را دریافت کرد. و این است معنای آیه زیر:
    « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ
    أَطِيعُواْ اللّهَ
    وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ
    وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ
    فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ
    فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ
    وَالرَّسُولِ
    إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً »

    اطاله مطلب نمی کنم و موضع گیری مسلمانان را در رابطه با حدیث و سنت به 6 موضع تقسیم می کنم و انتخاب موضع صحیح را به تصمیم منصفانه و مدبرانه خود شما می سپارم :
    1- همه احادیثِ مستند و غیر مستند (صحیح و ضعیف،خوب و بد) از پیامبر است و هیچ حدیثی که در کتب سیره و تاریخ و احکام آمده است جعلی و مردود نیست . ( بیسوادها )

    2- هر حدیثی که در مذهب ما آمده باشد صحیح است و حکم اجتهادی فقیه در مذهب ما ، بدون قید و شرط ، لازم الاجراست و کاری به احادیث و فقهای دیگر مذاهب نداریم. ( تقلید کورکورانه )

    3- هر حدیثی که با عقل و منطق و نظر شخصی مطابق باشد صحیح است و برعکس ( معتزلی المنهج )

    4- هیچ حدیثی را قبول نداشته و بر این باور باشیم که قرآن کامل کامل است و تمام جزئیات احکام و مناسک ابراهیمی و … در آن هست و پیامبر هیچ نقشی جز ابلاغ و قرائت آن را نداشته و به عبارتی دیگر هرگونه تعقل و استنباط و توضیحی از او سلب شود. ( فقط قرآن )

    5- بر تحقیقات محدثین درباره صحت مأخذ و علم اصول نقد حدیث، اعتماد کرده و بر اساس ضوابط مسلم شناخت احادیث جعلی و دروغین ، احادیث را به دو دسته صحیح و ضعیف تقسیم کرده و احادیث ثابت و صحیح را کلام محمد و لازم الاجرا بدانیم. که در دوره اخیر ، در این خصوص متخصصینی همچون محمد ناصرالدین البانی و … به این هدف ، خیلی عالی زده اند.(منهج محدثین)

    6- زحمات علمای حدیث را در مورد صحت و سقم احادیث در نظر گرفته و براین اساس احادیث ضعیف را کنارگذاشته و در مورد احادیث صحیح ( بر اساس اصول مسلم علم حدیث ) که از صافی های منطقی و اصولی یک روایت درست، گذشته اند با عرضه به قرآن، لازم الاجرا بدانیم. ( یعنی احیاناً ، در تضاد یک حدیث صحیح السند با حکم و آیه ای محکم و واضح از قرآن ، با تدبر و تعقل در قرآن ، کلام خدا را ملاک عمل و اطاعت بدانیم ) کما اینکه در قرن بیست و یکم در ترکیه پروژه ای برای این مهم به نام پروژه حدیث با همت و درایت 80 پرفسور مسلمان قرآنی در حال رسیدن به این منظور است.

    شما هر کدام از این موضع ها را در رابطه با حدیث بخواهید در پیش بگیرید باید مواظب باشید که در هر صورت، دین را مجموعه ای از هواها و خواهشات نفسانی نپندارید که مربوط به آرای شیطانی است و هیچ گونه دلیل و برهانی برای آنها از جانب خدا نیست. زیرا خداوند با کلام روشن و محکم و قطعی الدلیل و محفوظ و مصون خود، راه را بر هرگونه انحراف و دیدگاه های متفاوت شخصی ، بسته است.
    پایان نامه ها
    منابع نامه ها :
    1ـ کتاب « معارف الحدیث » محمد منظور نعمانی ، ترجمه : عبدالمجید مراد زهی ، انتشارات فاروق اعظم
    2ـ کتاب « نظرات فی الحدیث » ابوالحسن ندوی ، انتشارات فاروق اعظم
    ********************************************************
    بنده طی مکاتبات الکترونیکی که با یک شخصیت اندیشمند و معروف مسلمان قرآنی (جناب مهندس عبدالعلی بازرگان ) داشتم موفق شدم که به نتایج مهمی برسم و اینک نامه مهندس عبدالعلی بازرگان در جواب نامه چهارمم ، عیناً نقل می شود :
    « برادر قرآنی آقای …
    با سلام و تحیت و تشکر از ایمیل ارسالی دقیق و مفصل شما .حقیقت آنکه هیچ مسلمانی که با قرآن اندکی آشنائی داشته باشد نمیتواند منکر ضرورت توجه به سنت پیامبر مکرم اسلام باشد. به حد کافی آیات دلالت بر این امر وجود دارد . مشکل اصلی اطمینان یافتن از اصالت چیزی است که نقل میشود .معاصرین رسول خدا چنین مشکلی را نداشتند و روزانه از حضرتش درس میگرفتند . مشکل برای تابعین است که از ورای قرنها و ازطریق اقوال سینه به سینه منتقل شده میخواهیم به آن دسترسی پیدا کنیم ، بخشی از سنت آن رسول ، همچون سنت حضرت ابراهیم در مناسک حج ، بصورت مستمر از طریق عملکرد روزانه مسلمانان به عنوان “سنت جامعه = موردتوافق کل امت” به ما رسیده است ، که در آن حرفی نیست . اما مسئله بر سر دهها یا صدها هزار حدیثی است که شیعه و سنی جمع آوری کرده اند، بدون آنکه تصفیه شده باشد و استناد به آنها موجب سردرگمی و اختلاف میان مسلمانان و بدنامی اسلام در جهان شده است . ظریفی میگفت شما هر نظری در مسائل دینی داشته باشید، مطمئنا میتوانید در این دریای روایات تاییدی برای نظریه ( حق یا باطل ) خود پیداکنید !؟
    من با تقسیم بندی ردیف ششم شما موافق هستم. هرچند به عمر ما وصلت نمیدهد که شاهد مجموعه تصفیه شده ای از احادیث باشیم که همه مسلمانان بر آن اجماع داشته باشند ، اما آرزومندم در آینده نزدیکی این امر به توفیق الهی تحقق یابد، تا آنزمان وظیفه خود میدانم با احتیاط کامل با احادیث برخورد کنم و پس از عبور از فیلتر قرآن آنرا بپذیرم
    در خاتمه از اینکه نوشته بودید : تعجب میکنم در دامان تشیع شما به همان نتایجی رسیده اید که ….” باید عرض کنم اصلا تشیع راستین برای اخلاص در توحید و بازگشت به قرآن پدید آمد و میان تشیع علوی با تشیع صفوی فاصله زمین تا آسمان است .درد و رنج ما از بدعت ها و غلیان غلوّی است که ربطی مطلقا به شیعیان موحد ندارد !؟ اصلا این تقسیم بندی ها جنبه تاریخی دارد وگرنه مسلمانان امروز باید شانه به شانه هم همکاری نمایند
    موفق و موید باشید
    عبدالعلی بازرگان »
    آنچه که مسلم است این است که روز قیامت پیامبر (ص) نمی آید شفاعت امتش را بکند و بگوید :
    خدایا ، امت مرا ببخش! آنها تقصیری ندارند ! آنها نمی دانستند که کدام حدیث ، صحیح بود و کدام نبود ! هر فرقه ای اسماءالرجال و ملاک و معیاری برای سندیت سنت من داشت ، پس آنها را معذور بدان و ببخش !
    بلکه ما را شکایت می کند ومی گوید :
    « وَقَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا » ( فرقان 30 )
    آنچه که بنده از شما انتظار دارم این است که شما با توجه به اهمیت موضوع ، در اولین فرصت ، تیم و گروهی از قرآن شناسان و حدیث شناسان را که علاقه و علمی در این زمینه دارند تشکیل دهید تا با دقت و اخلاص به این مهم بپردازند ، چرا که ابوبکر و عمر آنروز، امروز این را کمتر از بسیاری از کارهای هرچند کوچک که با اهتمام تمام به آنها می پرداختند، نمی دانستند!!

    با تشکرفراوان
    منتظر نظر شما در این خصوص هستم.

يك پاسخ برايش بگذاريد

XHTML: شما می توانید از این برچسبها استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>