[7:37] فمن اظلم ممن افترى على الله كذبا او كذب بءايته اولئك ينالهم نصيبهم من الكتب حتى اذا جاءتهم رسلنا يتوفونهم قالوا اين ما كنتم تدعون من دون الله قالوا ضلوا عنا وشهدوا على انفسهم انهم كانوا كفرين
چه كسى پليدتر از آنان كه درباره خدا دروغ مى سازند، يا آيات او را تكذيب مي كنند؟ اينان بر طبق كتاب آسمانى، سهم خود را دريافت خواهند كرد. سپس، هنگامى كه رسولان ما براى پايان دادن به زندگى شان مى آيند، خواهند گفت: “كجا هستند معبودانى كه در كنار خدا مى خوانديد؟” آنها خواهند گفت: “آنها ما را ترك كرده اند.” آنها عليه خودشان بر كافر بودنشان شهادت خواهند داد.
در روز قضاوت هيچ جاي بهانه و عذري وجود ندارد و هيچ كس نمي تواند گناه خود را به گردن ديگري بيندازد. اگر آباء اولين عبد شيطان شدند و صحاح سته و بحار الانوار را به دروغ به خدا بستند ، ذريه و فرزندانشان براي تدريس و انتقال اين چرنديات و مزخرفات شيطاني دانشگاهها گشودند و مفت خور و مرده خور تربيت نمودند تا هرچه بيشتر راه خدا را ببندند و خلق الله را گمراه سازند.
و بدینسان پروردگار نوح را به سوی قو مش می فرستد تا به آنها بگوید که سرزمین اسلام فقط یک پادشاه و فرمانروا دارد و در حضور او احدی حق ندارد لب از لب بگشاید. همه و همه باید گوش به فرمان یک رب و اله باشند ، در سرزمین اسلام همگی عبدند و مولا فقط و فقط ذات مقدس پروردگار آسمانها و زمین و رب عرش عظیم است.
همانگونه که هیچ عبدی بدون اذن مولا و اربابش قدم از قدم بر نمی دارد و جز او را تعبد نمی کند ، عبد خدا نیز گوشهایش را بر روی هر صدایی جز صدای مولایش می بندد و به ربی دیگر گرایش پیدا نمی کند.
[7:59] لقد ارسلنا نوحا الى قومه فقال يقوم اعبدوا الله ما لكم من اله غيره اني اخاف عليكم عذاب يوم عظيم
ما نوح را به سوی قومش فرستاديم او گفت خدا را بندگی كنيد.معبودی (كسی كه بنده و مطيع محض و بی چون و چرای دستورهای او باشيد) غير از او برای شما وجود ندارد. من از عذاب روز بزرگ بر شما ميترسم.
اما طبق معمول ، تریبون به دستان و رهبران مذهبی قوم نوح بر او برچسب گمراهی زدند و دیوانه اش خواندند آخر آنها نیز تصور می کردند که بهترین مذهب از آن ایشان است و پیشوایانشان همه کاره خداوند بر روی زمین هستند در صورتي كه نوح یک آدم و بشر معمولی بیش نیست ، بشری که نه غیب می داند و نه ملائکه دائم زیر دست و بالش می چرخند. چگونه ممکن است نوح بر حق باشد در حالی که عقاید آباء و اجدادیشان چیز دیگری می گوید؟! مگر ممکن است آن همه انسان در طول تاریخی به آن قدمت دچار اشتباه شده باشند و حق و راستی با نوح باشد؟ رسولی که از طرف خدا می آید فطرتاً امور غيبي را حتي تا چندين هزار سال بعد مي داند و در همه جا حضور دارد(حتي بعد از مرگش) از بيماران عيادت مي كند و بر بالين افراد در حال احتضار مي نشيند. او كاملاً معصوم و بي گناهست و از همه چيز آگاهست و نتنها او بلكه اهل بيت او نيز در امور ذكر شده درست مانند و ي و حتي بهتر از ايشان هستند. بعنوان مثال خدا وند تمام هستي و حتي پيامبر را به خاطر فاطمه آفريده است. نامه اعمال مردم از زير دست مهدي مي گذرد و بنا به قولي برگي از درختي نمي افتد مگر اينكه مهدي از آن آگاه است. و خلاصه اينكه بسياري از صفات خداوندي در مورد ايشان نيز صدق مي كند.
[23:24] فقال الملؤا الذين كفروا من قومه ما هذا الا بشر مثلكم يريد ان يتفضل عليكم ولو شاء الله لانزل ملئكة ما سمعنا بهذا في ءابائنا الاولين
رهبران قوم او که باور نداشتند، گفتند: “اين جز بشري مانند شما نيست که مي خواهد در ميان شما برتري کسب کند. اگر خدا مي خواست، مي توانست فرشتگان را فرو فرستد. ما هرگز از اجدادمان چنين چيزي نشنيديم.
اينكه خداوند به پيامبرش امر مي كند تااعلام كند او نيز بشري مثل ماست براي اين است كه اقوام گذشته پيامبران و احبار و رهبان خود را با خدا اشتباه نگيريم. خداي گرفتن اين نيست كه مستقيماً شخص را خدا خطاب كني( مانند كساني كه علي را خدا مي دانند) بلكه همينكه صفات خداوندي را به او نسبت دهيم كافيست.
و اما اين معضل بزرگ چه مشكلي به وجود مي آورد و ريشه هاي آن در كجاست؟
همانگونه كه گفته شد؛ خداوند مي گويد تنها مرا فرمانبرداري و تبعيت كنيد كه اين راه مستقيم (صراط المستقيم) است. و شيطان از همان ابتدا عهد كرده بر سر راه مستقيم بنشيند و با دادن نشانيها و علائم راهنماي غلط انسان را از راه مستقيم خارج كند.
در اين راه يكي از مهلك ترين حربه هاي او اين است كه با معصوم و مصون نشان دادن بندگان مخلص خداوند(كه ديگر مرده اند) آنها را مقدس نموده و آنقدر بزرگ جلوه مي دهد كه بتواند اوصاف خداوندي را به آنها نسبت دهد. حالا از حنجره اين مردگان استفاده مي كند و احكام و فرامين خود را در قالب احاديث و روايات كه خود و پيروانش آنها را ساخته اند به اجرا در مي آورد و كاري مي كند تا مردم از فرمانبرداري خداوند دست برداشته و فرمان و احكام وي را به اجرا در آورند و اينجاست كه “عزير” مي شود پسر خدا و يهوديان به دليل اينكه عزير را دارند به خود مي بالند و دين و آيين خود را اشرف اديان و مذاهب دانسته و بهشت را تنها از آن خود مي انگارند و اين يعني شروع جدايش و تفرقه. اما مسيحيان به گونه ديگري فكر مي كنند : از آنجا كه اين جماعت عيسي پسر خدا را دارند و عيسي نيز همه كاره خدا بر روي زمين است ، در نتيجه ايشان بهترين دين را در اختيار دارند و بهشت بر خلاف تصور باطل يهوديان از آن اين جماعت است. در اينجا جماعت مسلمان نيز بيكار نمي نشينند و با وجود صراحت آيات قرآن كه مي گويد بين احدي از پيامبران فرق نگذاريد با پيروي و تعبد احاديث و روايات به اين نتيجه مي رسند كه حتي علماي امت پيامبر از تمامي پيامبران بني اسرائيل بالا تر و والا تر هستند تا چه رسد به پيامبر و نزديكانش كه در واقع جزء خاندان و خانواده خداوند( آل الله ) مي باشند.
و اما قوم نوح زیر بار نرفتند و حاضر نشدند که فقط به آنچه نوح از جانب پروردگارش برایشان آورده اکتفا کنند.آخر آنها نیز اولیاء و پیشوایان خود را چیزی جدای از خدا نمی دانستند و آنها را مخزن گنجینه بی پیان علم الهی تصور می کردند. آنها از پیروان خود خواستند تا آل الله ( پنج تن ود و سواع و یغوث و یعوق و نسر)را رها نکنند و کلام خدا را کافی ندانند.
[71:23] وقالوا لا تذرن ءالهتكم ولا تذرن ودا ولا سواعا ولا يغوث ويعوق ونسرا
آنها گفتند: خدايان خود را ترك نكنيد. از ود، سواع، يغوث، يعوق و نسر دست نكشيد.
تا اینکه خداوند قوم نوح را به هلاکت رساند و به آزمایش قومی دیگر پرداخت. هود نیز همان فرمانی را برای قومش آورد که نوح پیش از او ابلاغش کرده بود. اینکه جز خدا و مولای واحد را تعبد نکنید و بدانید که سرزمین اسلام فقط یک پادشاه و فرمانروا دارد. و این همان مفهوم باشکوهیست که خداوند آن را همچون خورشیدی درخشان بر تارک قرآن قرار داده است و آیه شماره سه سوره اعراف آن را به بهترین وجه ممکن توضیح می دهد
اتبعوا ما انزل اليكم من ربكم ولا تتبعوا من دونه اولياء قليلا ما تذكرون
اما قوم عاد نیز دقیقاً همان فریب قوم نوح را خوردند ، آنان نیز به اولیاء ساخته دست شیطان گرویدند و آیات الهی را تکذیب کردند. آنان نیز اولیاء خود را گنجینه بی پایان علم خداوندی و مفسرین واقعی کلام الهی می پنداشتند. آری آنها نیز برای خداوند پسر و دختر و آل قائل شدند و از بندگانش برای او جزء گرفتند.
[7:70] قالوا اجئتنا لنعبد الله وحده ونذر ما كان يعبد ءاباؤنا فاتنا بما تعدنا ان كنت من الصدقين
آنها گفتند: “آيا آمده اى ما را وادار كنى تا فقط خدا راپیروی کنیم و آنچه را كه قبلا” اجدادمان پیروی مى كردند، ترك كنيم؟ ما تو از تو می خواهیم تا آن عذابى كه ما را به آن تهديد مى كنى بياورى، اگر راست مى گويى.”
خلا صه اینکه هر پیامبری آمد گفت : اعبدوا الله ما لكم من اله غيره اما رهبران مذهبی زیر بار حرفهایش نرفتند و با تحمیق و گمراه کردن مردم ، اجازه ندادند منافعشان در خطر بیفتد و مردم به رب واحد گرایش پیدا كنند. و امروز دوباره همان داستان همیشگی دارد تکرار می شود و شیطان به راحتی خلق الله را اغفال می کند و در این راه نهایت استفاده را از رهبران و دست اندرکاران مذهب که عمله و خدمه و بندگان واقعیش می باشند ، می برد.
شیطان عده ای را به عنوان اولیاء الهی معرفی کرده است و صفت پاک و منزهی و عالم غیب و شهادتی را که فقط به خداوند رحمن تعلق دارند برای ایشان جعل نموده و بدینسان صحاح سته ، بحار الانوار و صدها اثر منحوس و پلید و نفرت انگیز دیگر را بوجود آورده است. و امروز همین کتابها و آثار شیطانی به آلهه ای در مقابل الله مبدل گردیده اند و اگر کسی بخواهد مردم را از آنها برحذر دارد و به خدای یگانه دعوت کند ، از رهبران مذهبی گرفته تا مقلدان طوطی صفتشان ، بلافاصله به او حمله ور می شوند و با این دلیل همیشگی شیطان به او می گویند :
اجئتنا لنعبد الله وحده ونذر ما كان يعبد ءاباؤنا
آیا به ما می گویی فقط خدا(قرآن) را اطاعت کنیم و آنچه را از گذشتگان به ما رسیده است رها کنیم؟