اسلام و قرآن

آیا غیر از خدا داور دیگری می جویید در حالی که او این کتاب را به صورت مفصل برای شما نازل کرده است

حقیقت مسلمانی (2)

ارسال شده توسط hady در جولای 12, 2008

بسم الله الرحمن الرحيم

والذين اجتنبوا الطغوت ان يعبدوها وانابوا الى الله لهم البشرى فبشر عباد

مسلمان حقيقي هرگز از طاغوت اطاعت نمي كند (2)

از آنجا كه مطلب فوق العاده مهم و كليدي است يك بار ديگر آن را بيان مي كنم تا شايد به خواست و اذن خداوند ، آنهايي كه هنوز مفهومش را متوجه نشده اند ، آن را دريابند. از همه دوستا ن و اهل فرق تقاضا مي كنم اصلاً در نظر نگيرند كه چه كسي دارد اين مطلب را متذكر مي شود ؛ فقط و فقط آن را با قرآن مقايسه كنند و اندكي پيرامونش تفكر نمايند.


[7:2] كتب انزل اليك فلا يكن في صدرك حرج منه لتنذر به وذكرى للمؤمنين
[7:3] اتبعوا ما انزل اليكم من ربكم ولا تتبعوا من دونه اولياء قليلا ما تذكرون

[39:1] تنزيل الكتب من الله العزيز الحكيم
[39:2] انا انزلنا اليك الكتب بالحق فاعبد الله مخلصا له الدين
[39:3] الا لله الدين الخالص والذين اتخذوا من دونه اولياء ما نعبدهم الا ليقربونا الى الله زلفى ان الله يحكم بينهم في ما هم فيه يختلفون ان الله لا يهدي من هو كذب كفار

خوب دقت كنيد !
دو آيه اول كه با رنگ قرمز نشان داده شده اند مربوط به سوره نوراني اعراف مي باشند و در آنهاخداوند سبحان ابتدا به مسئله انزال كتاب اشاره مي كند و سپس به جميع انسانها فرمان مي دهد كه از آن كتاب تبعيت كنند و از پيروي اولياء بپرهيزند. تا اينجا مسئله بخوبي واضح و مبرهن است و نيازي به توضيح اضافي ندارد.
آيات بعدي كه با رنگ آبي مشخص شده اند متعلق به سوره معظم زمر هستند . يگانه خالق آسمانها و زمين و رب بلند مرتبه عرش عظيم ، در آيه اول اعلام مي كند كه اين كتاب متعلق به الله مي باشد و در آيه دوم ضمن اينكه به رسولش اطمينان مي دهد كه قرآن از طرف پروردگار برايش فرستاده شده ، به او امر مي كند كه خدا را مخلصانه تعبد نمايد و از آنجا كه خداوند احكام و دستوراتش را در قالب كتاب فرستاده پس تعبد الله يعني تعبد كتابش مخصوصاً اينكه فرمان خداوند مبني بر تعبد الله متفرع به كتاب شده است.
خداوند در آيه شماره 3 ، كه بطور كامل با ماقبل خود در ارتباط است ، ضمن اينكه تعلق دين خالص به خود را دوباره خاطر نشان مي كند ، علناً نسبت به اينكه بطور خالص تعبد نمي شود اعتراض مي كند ( درست همانگونه كه در آيه 3 سوره اعراف اين اعتراض خود را با بيان جمله « قليلاً ما تذكردن نشان داد») و علت عدم تعبد خود را اينگونه معرفي مي كند كه عده اي بجاي خداوند اقدام به تعبد ديگران مي كنند آنهم به اين دليل كه آنها در نزد خداوند جا و مكاني دارند و بهتر مي توانند ايشان را به الله نزديك كنند.
آياتي كه زين پس يكي بعد از ديگري مي آيند ، هرچه بيشتر و واضحتر نشان خواهند داد كه تعبد در اصل همان اطاعت مطلق و تبعيت بي چون و چرا از كتاب الله است و اينكه شيطان براي جلو گيري از اين كار در طول تاريخ همواره به حربه اولياء متوسل شده و مي شود ؛ يك روز اين اولياء ابراهيم و عيسي و موسي و لات و منات و عزي و بطور كلي ابناء الله بودند و امروز پيامبر اسلام و به صطلاح منفور و ننگين : « آل الله» مي باشند.
ديروز شيطان به وسيله اين حربه نا جوانمردانه دين خدا را تكه تكه كرد و كعبه معظم را متلاشي ساخت تا بر مخروبه اش ابنيه خبيث و نفرت انگيز « مسيحي » و « يهودي » را برپا كند و امروز خلق الله را به پيروي از فرق پليد و منحوس « شيعه » و « سني» وا داشته و به همان بهانه قديمي اولياء ، كاري كرده تا اكثريت بني آدم خدا را عصيان كنند و با تعبد و تبعيت از كلام غير او ، عبد طاغوت و بنده شيطان شوند.
امروز اگر چه شيطان به وسيله سوء استفاده از نام محمد و مبدل كردن او به اله موفق شده در دين تفرقه ايجاد كند ، اما پيامبر هرگز از اين واقعه خبر ندارند و تا زنده بود مردم را از اين مرض خطرناك بر حذر مي داشت . چگونه پيامبرمي توانست مردم را به تعبد خويش دعوت كند در حالي كه مولايش به او امر كرده بود كه فقط عبد او باشد و تنها تسليم فرمان او شود. و چگونه محمدي كه آنچنان از نافرماني مولايش مي ترسيد مي توانست غير از قرآن از خود حكمي صادر كند؟!
ادامه دارد

نوشته شده در قرآن و اسلام | بیان دیدگاه »

حقیقت مسلمانی(1)

ارسال شده توسط hady در جولای 11, 2008

بسمالله الرحمن الرحيم

والذين اجتنبوا الطغوت ان يعبدوها وانابوا الى الله لهم البشرى فبشر عباد

مسلمان حقيقي هرگز از طاغوت اطاعت نمي كند

سوره زمر درست مانند سوره معظم اعراف يكي از آن سوره هاي ناب قرآن است كه دقيقاً نقل حال جامعه امروز ما و ديگر جوامع به اصطلاح مسلمان است. در اين سوره درخشان و مبين ، مفاهيم كلماتي همچون « اسلام » و « تعبد » بخوبي روشن و هويدا مي گردد.
خداوند سبحان ، در مطلع سوره به خواننده قرآن اطمينان مي دهد كه اين كتاب از طرف پروردگار نازل شده و به رسول خود امر مي كند كه پروردگارش را با ديني خالص تعبد كند.

[39:2] انا انزلنا اليك الكتب بالحق فاعبد الله مخلصا له الدين
ما اين نوشتار حق را كه از هرگونه باطلي عاريست ، بر تو نازل كرديم ؛ پس الله را اطاعت كن در حالي كه كليه احكام و قوانين ديني ات خالصاً به او تعلق دارد و از ناحيه او صادر شده است.

بخاطر داريد سوره اعراف چگونه آغاز مي شد ؟ « كتاب انزل اليك …» و نيز :

[7:3] اتبعوا ما انزل اليكم من ربكم ولا تتبعوا من دونه اولياء قليلا ما تذكرون
آنچه را از طرف پروردگارت بر تو نازل شده دنباله روي كنيد و بدنبال سخن هيچ اوليائي غير از الله نرويد ، چه كم تذكر مي پذيريد!

شباهت آيه شماره 2 سوره زمر را با آيه شماره 3 سوره اعراف متوجه مي شويد؟ مي بينيد كه چگونه تبعيت با تعبد مرادف شده است؟
به عبارت ديگر ، خداوندسبحان در كمال صراحت و وضوح به ما نشان مي دهد كه تنها الله بايد تعبد و تبعيت شود و از آنجا كه قرآن متعلق به اوست لذا تعبد و تبعيت از خداوند به مفهوم اطاعت مطلق از احكام و دستورات اين كتاب بزرگ و درخشان آسمانيست.
اما متأسفانه شيطان حيله گر كاملاً بر اهميت اين موضوع عظيم واقف است و با ابداع اولياء قلابي و تبديل پيامبران به انداد و شركاي خداوند ، به مردماني كه هرگز انديشيدن را نياموخته اند و نيز آنان كه افكارشان در چارچوبهاي فرقه اي به زنجير كشيده شده ، چنين القاء نموده كه پيامبران و ديگر اسماء تخيلي كه خود مخترعشان بوده ، چيزي جداي از خداوند نيستند و هرچه آنها گفته يا در طول حياتشان انجام داده اند ، عين حكم و آيين خداوند بوده است . وقتي كار بدينجا رسيد و انعام انسان نما ، صداقت چنين نيرنگ كثيفي را پذيرفتند ، دست شيطان را براي بستن انواع و اقسام دروغها به خداوند ، آنهم از طريق حنجره اي كه از مردگان قرض گرفته است ، باز گذاشته اند.
اي كساني كه پيامبر را صاحب حكم مي دانيد و تمامي اعمال و احاديثي را كه به دروغ به او نسبت داده اند ، وحي منزل مي شماريد ! شما به اين دليل احاديث و روايات پيامبر و ديگر اولياء را ( كه چيزي جز احكام شيطان نيستند) تعبد و اطاعت مي كنيد كه تصور مي كنيد كتاب قانون اساسي دين اسلام مجمل است و يك تفصيل دهنده لازم است تا كاملاً احكام خداوند را بر شماروشن سازد و موجب تقرب هرچه بيشتر شما به آستان الله گردد. اما شما دروغ مي گوييد و با اين كار داريد آيات الهي را تكفير مي كنيد :

[39:3] الا لله الدين الخالص والذين اتخذوا من دونه اولياء ما نعبدهم الا ليقربونا الى الله زلفى ان الله يحكم بينهم في ما هم فيه يختلفون ان الله لا يهدي من هو كذب كفار

آگاه باشيد! احكام و دستورات ديني مطلقاً به خداوند تعلق دارند و ملاك پيروي جز كتاب آسماني و ما انزل الله نيست . كساني كه از احكام و دستورات اولياء دروغين تبعيت مي كنند و به حكم شيطان گردن مي نهند ، به خيال باطل و تصور ناقص خويش اين كار را براي تقرب هرچه بيشتر به پروردگار انجام مي دهند. افسوس كه امروز اين دروغگويان كفر پيشه كر و كورند و قدرت تفكر و تعقل از آنها گرفته شده و بنا بر اين نمي توانند قرآن را درك كنند ، اما فردا همين قرآن بينشان حكم خواهد كرد و به آنها نشان خواهد داد كه اين همه اختلاف و تفرقي كه در حيات دنيا به آن گرفتار شده اند ، همه و همه به دليل بريدن از قرآن و تمسك به اولياء ساخته شيطان است.

پس رها كنيد !
شما را به خدا تا دير نشده تعبد اولياء را رها كنيد!
شما را به خدا از تبعيت اولياء دست برداريد!
بياييد تا دينمان را خالص كنيم و به حبل المتيين الهي چنگ زنيم تا از تفرقه و فرقه گرايي آزاد شويم و فقط آنچه را از جانب پروردگارمان نازل شده تبعيت كنيم.
اي كسي كه سنت شيطان را با سنت الهي اشتباه گرفته اي و دروغهاي اهريمن را به حساب خدا و رسولش مي گذاري ! تو قطعاً دروغ مي گويي . و يا اينكه چشمانت نمي بينند و گوشهايت نمي شنوند كه اگر نه اين بود حتماً فرمان پروردگارت را مي شنيدي و به حكمش گردن مي نهادي.
چگونه ممكن است پيامبر فرمان پروردگارش را زير پا بگذارد و از پيروانش بخواهد كه عبد و بنده او شوند؟!
پيامبرخود اولين كسي است كه به او فرمان تسليم شدن و مسلمان شدن داده شده است و اولين كسي است كه به او امر شده كه دينش را با تعبد خداي وحده خالص گرداند :

[39:11] قل اني امرت ان اعبد الله مخلصا له الدين
[39:12] وامرت لان اكون اول المسلمين

حال تو او را شريك خدا ساخته اي تا مايع تقربت به الله گردد ؟ آنوقت اسم خود را مسلمان مي گذاري؟!
تو نمي داني مسلماني يعني فقط خدا را تعبد كردن و تنها در مقابل حكم او تسليم بودن است؟

ادامه دارد

نوشته شده در قرآن و اسلام | بیان دیدگاه »

همراه مشکات

ارسال شده توسط hady در می 28, 2008

همراه مشکات نرمافزار قرآنی بسیار جالبی است که قابلیت نصب بر روی تمام گوشی های جاوا را دارا می باشد.

این نرم افزار کلیه قرآن را در یک بسته با قابلیت جستجو در متن عربی ،ترجمه و تفسیر امکانات جالب دیگر گردآوری نموده است.

دانلود: همراه مشکات

نوشته شده در نرم افزار های قرآنی | بیان دیدگاه »

دین نزد خدا

ارسال شده توسط hady در آوریل 13, 2008

ان الدين عند الله الاسلام
دين در نزد خدا فقط اسلام است

در عرف قرآن ، اسلام به مفهوم تسليم شدن در برابرفرمان خداوند سبحان است. خداوند در طول تاريخ و در هيچ برهه اي از زمان ، ابلاغ هيچ ديني غير از اسلام را به رسولانش محول نكرده و تمام پيامبران الهي مسلمان بوده اند. در اين راه ، هركس غير از خدا را فرمانبرداري كند و به آييني غير از اسلام گرايش پيدا نمايد مشرك خواهد بود. دين اسلام يهودي ندارد، دين اسلام مسيحي ندارد ، شيعه ، سني ، وهابي ، و هزاران فرقه كوچك و بزرگ ديگر به اسلام تعلق ندارند . اينها همگي بناهايي هستند كه بر پيكره متلاشي شده كعبه و دين اصلي بنيان نهاده شده اند و معمار همه آنها شيطان است.
دين اسلام ، دين همه سكنه آسمانها و زمين است:

 

ا فغير دين الله يبغون و له اسلم من في السماوات و الارض طوعا و كرها و اليه يرجعون (83)
آيا آنها غير از آيين خدا مى‏طلبند؟! آيين او همين اسلام است و تمام كسانى كه در آسمانها و زمين هستند، از روى اختيار يا از روى اجبار، در برابر (فرمان) او تسليمند، و همه به سوى او بازگردانده مى‏شوند. (83)
هر كس به ديني غير از اسلام گرايش پيدا كند زيان خواهد كرد:
و من يبتغ غير الاسلام دينا فلن يقبل منه و هو في الآخرة من الخاسرين (85)
و هر كس جز اسلام (و تسليم در برابر فرمان حق،) آيينى براى خود انتخاب كند، از او پذيرفته نخواهد شد; و او در آخرت، از زيانكاران است. (85)
دعاي ابراهيم و همه پيامبران الهي اين بوده كه خداوند آنها و نسلهاي آتيشان را در زمره مسلمانان وارد كند:

 ربنا و اجعلنا مسلمين لك و من ذريتنا امة مسلمة لك و ارنا مناسكنا و تب علينا انك انت التواب الرحيم  128
پروردگارا! ما را تسليم فرمان خود قرار ده! و از دودمان ما، امتى كه تسليم فرمانت باشند، به وجود آور! و طرز عبادتمان را به ما نشان ده و توبه ما را بپذير ، كه تو توبه‏پذير و مهربانى!  128

ابراهيم در برابر خداوند پيمان مسلماني را امضاء كرد:

 اذ قال له ربه اسلم قال اسلمت لرب العالمين (131)
در آن هنگام كه پروردگارش به او گفت: اسلام بياور! (و در برابر حق، تسليم باش! او فرمان پروردگار را، از جان و دل پذيرفت; و) گفت: «در برابر پروردگار جهانيان، تسليم شدم.» (131)

ابراهيم و پدر بني اسرائيل اين پيمانامه را به فرزندانشان منتقل كردند و از آنها عهد گرفتند كه مسلمان نشده از دنيا نروند:

 و وصى بها ابراهيم بنيه و يعقوب يا بني ان الله اصطفى لكم الدين فلا تموتن الا و انتم مسلمون (132)
و ابراهيم و يعقوب (در واپسين لحظات عمر،) فرزندان خود را به اين آيين، وصيت كردند; (و هر كدام به فرزندان خويش گفتند «فرزندان من! خداوند اين آيين پاك را براى شما برگزيده است; و شما، جز به آيين اسلام ( تسليم در برابر فرمان خدا) از دنيا نرويد!» (132)

 
 ام كنتم شهداء اذ حضر يعقوب الموت اذ قال لبنيه ما تعبدون من بعدي قالوا نعبد الهك و اله آبائك ابراهيم و اسماعيل و اسحاق الها واحدا و نحن له مسلمون (133)
آيا هنگامى كه مرگ يعقوب فرا رسيد، شما حاضر بوديد؟! در آن هنگام كه به فرزندان خود گفت: «پس از من، چه كسي را فرمانبرداري و اطاعت مي كنيد» گفتند: «خداى تو، و خداى پدرانت، ابراهيم و اسماعيل و اسحاق، خداوند يكتا را، و ما در برابر او تسليم هستيم.» (133)
مواظب باشيد! آنهايي كه شما را به آيينهاي مسيحي ، يهودي ، شيعه و سني …. دعوت مي كنند مي خواهند شمارا مانند خودشان مشرك كنند. كشتيهاي نجاتي كه آنها معرفي مي كنند از زير سوراخ هستند ؛ هرگز سوارشان نشويد!
و قالوا كونوا هودا او نصارى تهتدوا قل بل ملة ابراهيم حنيفا و ما كان من المشركين (135)
(اهل كتاب) گفتند: «يهودى يا مسيحى شويد، تا هدايت يابيد!» بگو: «(اين آيينهاى تحريف شده، هرگز نمى‏تواند موجب هدايت گردد،) بلكه از آيين خالص ابراهيم پيروى كنيد! و او هرگز از مشركان نبود!» (135)
.
بگوييد ما به شما ايمان نمي آوريم! بگوييد ما از شما پيروي نمي كنيم و همه پيامبران الهي را در مسلماني يكسان مي دانيم و ما نيز مسلما ن و تسليم در برابر فرمان پروردگاريم و به خدايان ساختگي شما ايمان نداريم:
 قولوا آمنا بالله و ما انزل الينا و ما انزل الى ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و الاسباط و ما اوتي موسى و عيسى و ما اوتي النبيون من ربهم لا نفرق بين احد منهم و نحن له مسلمون (136)
بگوييد: «ما به خدا ايمان آورده‏ايم; و به آنچه بر ما نازل شده; و آنچه بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و پيامبران از فرزندان او نازل گرديد ، و (همچنين) آنچه به موسى و عيسى و پيامبران (ديگر) از طرف پروردگار داده شده است، و در ميان هيچ يك از آنها جدايى قائل نمى‏شويم، و در برابر فرمان خدا تسليم هستيم» (136)
.
در نزد خداوند دين تنها اسلام است و و همه پيامبران نيز مأمور به تبليغ آن بوده اند و تمامي كتابهاي آسماني آمده اند تا انسان را به همين آيين رهنمون شوند . اگر امروز كمتر كسي را مسلمان مي بينيد؛ اگر دين خدا را تكه تكه و پاره پاره مي بينيد ، مشكل از كتاب آسماني نيست ، اشكال از مردمانيست كه با تكبر خويش تارو پود امت واحده را از هم گسستند و در دين تفرقه كردند. آن يكي عزير را پسر خدا كرد تا با ين يكي كه مسيح را پسر خدا كرده مبارزه كند و هيچكدام قصدي نداشتند جز ارضاي حس تكبر پليد خويش . عرب سني ، پيامبر را به عرش فرستاد و شيعه فارس اعلام كرد كه علي پيش از او در عرش بوده است تا نشان دهد كه پيروان علي(فارسها) از پيروان سنت(عربها) برترند.

 

ان الدين عند الله الاسلام و ما اختلف الذين اوتوا الكتاب الا من بعد ما جاءهم العلم بغيا بينهم و من يكفر بآيات الله فان الله سريع الحساب (19)
دين در نزد خدا، اسلام (و تسليم بودن در برابر حق) است. و كسانى كه كتاب آسمانى به آنان داده شد، اختلافى (در آن) ايجاد نكردند، مگر بعد از آگاهى و علم، آن هم به خاطر ظلم و ستم در ميان خود; و هر كس به آيات خدا كفر ورزد، (خدا به حساب او مى‏رسد; زيرا) خداوند، سريع الحساب است. (19)

همه پيامبران الهي مسلمان بودند:
 [3:52] فلما احس عيسى منهم الكفر قال من انصاري الى الله قال الحواريون نحن انصار الله ءامنا بالله واشهد بانا مسلمون
هنگامي که عيسي کفرشان را احساس کرد، گفت: “چه کساني در راه خدا پشتيبان من هستند؟” حواريون گفتند: “ما پشتيبان خدا هستيم؛ ما به خدا ايمان داريم و شاهد باش که ما از تسليم شدگانيم و مسلمانان هستيم.”

 [10:84] وقال موسى يقوم ان كنتم ءامنتم بالله فعليه توكلوا ان كنتم مسلمين
موسي گفت: “اي قوم من، اگر شما واقعا به خدا ايمان آورده ايد، پس به او اعتماد كنيد، اگر حقيقتا مسلمان هستيد”
اي كساني كه پيامبران و بندگان خدا را به مافوق بشر مبدل كرده ايد و به خدايي گرفته ايد ، تا دير نشده دست از اين كار پليد و شيطاني بر داريد و مسلمان شويد : تنها خداي را تعبد و فرمانبرداري كنيد. اين آن چيزيست كه ميان همه ما يكسان است . دست از قوم گرايي و نزاد پرستي برداريد تنها كشتي نجات شماقرآن است و بس .آيا مي خواهيد تا لحظه مرگ مشرك و بت پرست باقي بمانيد؟! آيا باز هم مي خواهيد روزي ده مرتبه بگوييد تنها تورا تعبد و فرمانبرداري مي كنيم و بعد برويد سراغ تعبد غير خدا؟ آيا آنهايي را كه به خدايي گرفته ايد مشمول قاعده تنها نمي شوند؟ آيا آنها غير خدا نيستند؟

 قل يا اهل الكتاب تعالوا الى كلمة سواء بيننا و بينكم الا نعبد الا الله و لا نشرك به شيئا و لا يتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله فان تولوا فقولوا اشهدوا بانا مسلمون (64)
بگو: «اى اهل كتاب! بياييد به سوى سخنى كه ميان ما و شما يكسان است; كه جز خداوند يگانه را نپرستيم و چيزى را همتاى او قرار ندهيم; و بعضى از ما، بعضى ديگر را -غير از خداى يگانه- به خدايى نپذيرد.» هرگاه (از اين دعوت،) سرباز زنند، بگوييد: «گواه باشيد كه ما مسلمانيم!» (64)

پيروي از اهواء ديگران = تعبد شيطان = تفرقه

نوشته شده در قرآن و اسلام | 1 نظر »

دانلود کتاب های اسلامی

ارسال شده توسط hady در آوریل 4, 2008

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

قرار دادن لینک کتاب ها به منظله تائید مطالب درج شده در آنها نیست و فقط جهت اطلاع و نقد خوانندگان و همچنین برای احترام به آزادی بیان و قلم منتشر میشود …

نام کتاب

  1. اصول دین از نظر قرآن

  2. برهان هارون یحیی

  3. تحری حقیقت-پاسخ به بهاییت

  4. خدمات متقابل اسلام و ایران (اثر استاد مطهری)

  5. دعای ندبه

  6. قرآن بدون حدیث هم قابل فهم است

  7. قرآن معیار و میزان

  8. متعه از نظر اسلام

  9. قرآن مبین (ترجمه توضیح و تفسیر فشرده قرآن به قرآن)

  10. مقاله ارث در قرآن

نوشته شده در دانلود کتاب | 2 Comments »

ارتداد در اسلام

ارسال شده توسط hady در آوریل 1, 2008

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

وَإِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَرَبِّكُمْ أَن تَرْجُمُونِ
و من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه مى‏برم از اينكه مرا متهم كنيد!

 

ارتداد در لغت‌، به معنای بازگشتن است و در اصطلاح‌ مذهبیون به معنای خروج فرد مسلمان از دین اسلام‌ و برگشتن از ایمان به کفر است‌. این اصطلاح‌، در آیاتی از قرآن به کار رفته شده است‌; از جمله‌، آیة 54 سوره مائده که می‌فرماید:

“یَـََّأَیُّهَا الَّذِین‌َ ءَامَنُواْ مَن یَرْتَدَّ مِنکُم‌ْ عَن دِینِه‌ِ فَسَوْف‌َ یَأْتِی اللَّه‌ُ بِقَوْم‌ٍ یُحِبُّهُم‌ْ وَیُحِبُّونَه‌ُ…;
ای کسانی که ایمان آورده‌اید، هر کس از شما از آیین خود باز گردد (به خدا زیانی نمی‌رساند) خداوند جمعیتی را می‌آورد که آن‌ها را دوست دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند…”

و نیز در آیة 217 سورة بقره می‌فرماید:

وَمَن یَرْتَدِدْ مِنکُم‌ْ عَن دِینِه‌ِ فَیَمُت‌ْ وَهُوَ کَافِرٌ فَأُوْلَـََّئِکَ حَبِطَت‌ْ أَعْمَـَـلُهُم‌ْ فِی الدُّنْیَا وَالاْ ?َخِرَة‌ِ وَأُوْلَـََّئِکَ أَصْحَـَب‌ُ النَّارِ هُم‌ْ فِیهَا خَـَـلِدُون‌َ;
یعنی کسی که از آیینش برگردد و در حال کفر بمیرد، تمام اعمال نیک (گذشته‌) او در دنیا و آخرت‌، بر باد می‌رود، و آنان اهل دوزخند و همیشه در آن خواهند بود.”

مجازات ارتداد در قرآن مرگ نیست. قرآن مرگ طبیعی مرتد را پیش بینی می کند و مجازات برگشتن از دین را به آخرت موکول می کند. به عبارت دیگر، قرآن، برای ارتداد مجازات این جهانی تعیین نمی کند. البته ارتداد از جمله گناهان موجود در قرآن است ولی حدّ برای آن در نظر گرفته نشده است. متن قرآن مجازاتی اخروی را برای بازگشت از دین تعیین می کند و سخنی از حدّ و تعذیر و اعدام و امثال آن نیست .

کَیْفَ یَهْدِی اللّهُ قَوْماً کَفَرُواْ بَعْدَ إِیمَانِهِمْ وَشَهِدُواْ أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءهُمُ الْبَیِّنَاتُ وَاللّهُ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ – أُوْلَـئِکَ جَزَآوُهُمْ أَنَّ عَلَیْهِمْ لَعْنَهَ اللّهِ وَالْمَلآئِکَهِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِینَ - خَالِدِینَ فِیهَا لاَ یُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلاَ هُمْ یُنظَرُونَ - إِلاَّ الَّذِینَ تَابُواْ مِن بَعْدِ ذَلِکَ وَأَصْلَحُواْ فَإِنَّ الله غَفُورٌ رَّحِیمٌ - إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ بَعْدَ إِیمَانِهِمْ ثُمَّ ازْدَادُواْ کُفْراً لَّن تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَأُوْلَـئِکَ هُمُ الضَّآلُّونَ - إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ وَمَاتُواْ وَهُمْ کُفَّارٌ فَلَن یُقْبَلَ مِنْ أَحَدِهِم مِّلْءُ الأرْضِ ذَهَباً وَلَوِ افْتَدَی بِهِ أُوْلَـئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِینَ ( آل عمران 86 تا 91)
چگونه خدا عده‌ای را که بعد از ایمان آوردنشان و پس از اینکه شهادت دادند که پیغمبر حق است و دلایل روشن برای آنها آمد کافر شدند هدایت میکند؟ خدا ظالم‌ها را هدایت نمیکند. جزای آنها این است که لعنت خدا و فرشتگان و مردم دسته‌ جمعی بر آنان است. (٨۷) همیشه در آن خواهند بود و عذاب آنها تخفیف پیدا نمیکند و به آنها مهلتی داده نمیشود. (٨٨) مگر کسانی که بعد از آن توبه کردند و کار خود را اصلاح کردند چون خدا آمرزنده مهربان است. (٨۹) توبه افرادی که بعد از ایمان آوردنشان منکر شدند و به انکارشان اضافه کردند، هرگز قبول نمیشود. آنها گمراه هستند. (۹۰) افرادی که منکر شدند و در حال کفر و انکار مردند، اگر زمین را پر از طلا بکنند و جریمه بدهند از هیچکدام آنها بهیچوجه پذیرفته نمی شود. آنها عذاب پردردی دارند و کسی که به آنها کمک کند ندارند . (۹۱)

اکنون توجه شما را به قوانینی جلب می کنم که مذهبیون بر اساس آن برای مرتکبین به ارتداد حد شرعی تعیین کرده اند !

مبحث پنجم قانون پیشنهادی مجازات اسلامی: ارتداد، بدعت‌گذاری و سحر

__________________________________________

ماده ۲۲۵-۱ : مسلمانی که به ‌طور صریح اظهار و اعلان کند که از دین اسلام خارج شده و کفر را اختیار نموده، مرتد است .
ماده ۲۲۵-۲: در تحقق ارتداد قصد جدی شرط است. بنابراین هرگاه متهم به ارتداد ادعا نماید که اظهارات وی از روی اکراه یا غفلت یا سهو یا در حالت مستی یا غضب یا سبق لسان یا بدون توجه به معانی کلمات و یا نقل قول از دیگری بوده است یا اصل مقصود او چیز دیگری بوده، مرتد محسوب نمی شود و ادعای او مسموع است .
ماده ۲۲۵-٣: مرتد بر دو نوع است: فطری و ملی .
ماده ۲۲۵-۴ : مرتد فطری کسی است که حداقل یکی از والدین او در حال انعقاد نطفه مسلمان بوده و بعد از بلوغش اظهار اسلام کرده و سپس از اسلام خارج شود .
ماده ۲۲۵-۵: مرتد ملی کسی است که والدین وی در حال انعقاد نطفه غیر مسلمان بوده و بعد از بلوغش به اسلام گرویده و سپس از اسلام خارج و به کفر برگردد .
ماده ۲۲۵-۶: هر گاه کسی که حداقل یکی از والدین او در حال انعقاد نطفه مسلمان بوده بعد از بلوغ بدون آن‌ اکه تظاهر به اسلام نماید، اختیار کفر کند درحکم مرتد ملی است .
ماده ۲۲۵-۷ : حد مرتد فطری قتل است .
ماده ۲۲۵-٨ : حد مرتد ملی قتل است؛ اما بعد از قطعیت حکم تا سه روز ارشاد و توصیه به توبه می شود و چنان‌که توبه ننماید، کشته می‌شود .
ماده ۲۲۵-۹: هر گاه احتمال توبه مرتد ملی داده شود، فرصت مناسب به وی داده می‌شود .
ماده ۲۲۵-۱۰: حد زنی که مرتد شده، اعم از فطری و ملی حبس دایم است و ضمن حبس طبق نظر دادگاه تضییقاتی بر وی اعمال و نیز ارشاد و توصیه به توبه می‌شود و چنانچه توبه نماید، بلافاصله آزاد می‌گردد .
تبصره- کیفیت تضییقات بر اساس آیین‌نامه تعیین می شود .
ماده ۲۲۵-۱۱: هر کس ادعای نبوت کند، محکوم به قتل است و هر مسلمانی که بدعتی را در دین اختراع کرده و فرقه‌ای را بر اساس آن ایجاد کند که برخلاف ضروریات دین مبین اسلام باشد، در حکم مرتد است .
ماده ۲۲۵-۱۲ : مسلمانی که با سحر و جادو سر و کار داشته و آن را در جامعه به عنوان حرفه یا فرقه‌ای ترویج نماید، محکوم به قتل است .
ماده ۲۲۵-۱٣ : توبه مجرم قبل از اجرای حد در موضوع دو ماده مذکور چنانچه از نظر دادگاه احراز شود، موجب سقوط حد است. پایان لائحه
________________________

استناد آنها برای تنظیم این لایحه چند حدیث می باشد از جمله حدیثی منسوب به ابن عباس که می گوید رسول خدا فرموده «من بدّل دینه فاقتلوه» شخصی که دینش را تغییر داد باید کشت

(مستدرک وسایل الشیعه جلد 8 صفحه163باب45حدیث) و (بخاری، جلد ۹، فقره‍ی ۱۷۵۹) 

 

و همچنین این حدیث که تنها مورد قبول شیعیان است:

 (مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِیِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ کُلُّ مُسْلِمٍ بَیْنَ مُسْلِمَیْنِ ارْتَدَّ عَنِ الْإِسْلَامِ وَ جَحَدَ رَسُولَ اللَّهِ ص نُبُوَّتَهُ وَ کَذَّبَهُ فَإِنَّ دَمَهُ مُبَاحٌ لِمَنْ سَمِعَ ذَلِکَ مِنْهُ وَ امْرَأَتَهُ بَائِنَةٌ مِنْهُ یَوْمَ ارْتَدَّ وَ یُقْسَمُ مَالُهُ عَلَی وَرَثَتِهِ وَ تَعْتَدُّ امْرَأَتُهُ عِدَّةَ الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا وَ عَلَی الْإِمَامِ أَنْ یَقْتُلَهُ إِنْ أَتَوْهُ بِهِ وَ لَا یَسْتَتِیبَهُ;کافی جلد6 صفحه 174)

 محمد بن یحیی از احمد پسر ابراهیم شنیده که او هم از پدرش نقل قول می کند که او از سهیل پسر زیاد شنیده که او هم از هشام پسر سالم و او از عمار الساباطی نقل قول می کند که جعفر بن محمد معروف به امام صادق‌‌‌‌ در قرنها پیش گفنه است : (شخص مسلمان از اسلام ارتداداختیار کرده و نبوت پیامبر اکرم را انکار نموده و بر هر کسی که این امر را بشنودخونش مباح بوده و بر امام مسلمین است که او را کشته و توبه اش را نپذیرد.)

  مسلم است که احادیث مذکور مخالف نصّ قرآن است چون قران به صراحت مجازات ارتداد را به آن دنیا محول کرده است (خَالِدِینَ فِیهَا لاَ یُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلاَ هُمْ یُنظَرُونَ ) منتها اصحاب مذاهب این بار هم این مخالفت واضح و آشکار را نمی خواهند ببینند وبر پایه اکاذیبی که در قالب احادیث و روایاتی که به مقربین خدا نسبت می دهند لوایحی را پیشنهاد می کنند که اگر تصویب شود به حاکمان جبار اجازه خواهد داد تا با برخورداری از مصونیت قضائی، شهروندان را به صرف اعتقادات مذهبیشان تحت پیگرد قرار دهند . تاسف بارتر آنجائسیت که آنها تمامی این جنایتهای خود را با سوء استفاده از نام اسلام و رسول الله انجام می دهند بدون توجه به اینکه این قوانین وحشیانه و جاهلانه چه اثر بد و مخربی بین افکار مردم جهان می گذارد ؛ آنها حتی در نظر نمی گیرند که انتخاب دین در اسلام باید بدون اکراه و اجبار باشد ( لا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ ) و با زور و خشونت هیچ عقیده ای پایدار نمی ماند ، در واقع وقتی طفلی متولد می شود چگونه می تواند حق انتخاب داشته باشد که شما برای تغییر آن بعد از بلوغش پیشنهاد مرگ می دهید ؟

   مگر شما نمی گوئید که در اصول دین نباید تقلیدی صورت بگیرد پس آیا این تحقیق نباید وقتی صورت بگیرد که انسان بتواند درک درستی از دین و عقایدش داشته باشد بنابر این چرا وقتی تحقیق به سرانجامی می رسد که شما نمی پسندید او را سزاوار نابودی می دانید ؟ چرا به این آیات روشن خدا توجه نمی کنید که در آن به ما فهمانده می شود که در طول تاریخ تنها ستمکاران و جنایتکاران جهان بودند که مرگ را سزاوار آنانی می دانستند که پس از بلوغشان از عقاید ابا و اجدادی خود دست برداشته بودند ؟

ادامه دارد..

نوشته شده در قرآن و اسلام | 1 نظر »