بسم الله الرحمن الرحيم
والذين اجتنبوا الطغوت ان يعبدوها وانابوا الى الله لهم البشرى فبشر عباد
مسلمان حقيقي هرگز از طاغوت اطاعت نمي كند (2)
از آنجا كه مطلب فوق العاده مهم و كليدي است يك بار ديگر آن را بيان مي كنم تا شايد به خواست و اذن خداوند ، آنهايي كه هنوز مفهومش را متوجه نشده اند ، آن را دريابند. از همه دوستا ن و اهل فرق تقاضا مي كنم اصلاً در نظر نگيرند كه چه كسي دارد اين مطلب را متذكر مي شود ؛ فقط و فقط آن را با قرآن مقايسه كنند و اندكي پيرامونش تفكر نمايند.
[7:2] كتب انزل اليك فلا يكن في صدرك حرج منه لتنذر به وذكرى للمؤمنين
[7:3] اتبعوا ما انزل اليكم من ربكم ولا تتبعوا من دونه اولياء قليلا ما تذكرون
[39:1] تنزيل الكتب من الله العزيز الحكيم
[39:2] انا انزلنا اليك الكتب بالحق فاعبد الله مخلصا له الدين
[39:3] الا لله الدين الخالص والذين اتخذوا من دونه اولياء ما نعبدهم الا ليقربونا الى الله زلفى ان الله يحكم بينهم في ما هم فيه يختلفون ان الله لا يهدي من هو كذب كفار
خوب دقت كنيد !
دو آيه اول كه با رنگ قرمز نشان داده شده اند مربوط به سوره نوراني اعراف مي باشند و در آنهاخداوند سبحان ابتدا به مسئله انزال كتاب اشاره مي كند و سپس به جميع انسانها فرمان مي دهد كه از آن كتاب تبعيت كنند و از پيروي اولياء بپرهيزند. تا اينجا مسئله بخوبي واضح و مبرهن است و نيازي به توضيح اضافي ندارد.
آيات بعدي كه با رنگ آبي مشخص شده اند متعلق به سوره معظم زمر هستند . يگانه خالق آسمانها و زمين و رب بلند مرتبه عرش عظيم ، در آيه اول اعلام مي كند كه اين كتاب متعلق به الله مي باشد و در آيه دوم ضمن اينكه به رسولش اطمينان مي دهد كه قرآن از طرف پروردگار برايش فرستاده شده ، به او امر مي كند كه خدا را مخلصانه تعبد نمايد و از آنجا كه خداوند احكام و دستوراتش را در قالب كتاب فرستاده پس تعبد الله يعني تعبد كتابش مخصوصاً اينكه فرمان خداوند مبني بر تعبد الله متفرع به كتاب شده است.
خداوند در آيه شماره 3 ، كه بطور كامل با ماقبل خود در ارتباط است ، ضمن اينكه تعلق دين خالص به خود را دوباره خاطر نشان مي كند ، علناً نسبت به اينكه بطور خالص تعبد نمي شود اعتراض مي كند ( درست همانگونه كه در آيه 3 سوره اعراف اين اعتراض خود را با بيان جمله « قليلاً ما تذكردن نشان داد») و علت عدم تعبد خود را اينگونه معرفي مي كند كه عده اي بجاي خداوند اقدام به تعبد ديگران مي كنند آنهم به اين دليل كه آنها در نزد خداوند جا و مكاني دارند و بهتر مي توانند ايشان را به الله نزديك كنند.
آياتي كه زين پس يكي بعد از ديگري مي آيند ، هرچه بيشتر و واضحتر نشان خواهند داد كه تعبد در اصل همان اطاعت مطلق و تبعيت بي چون و چرا از كتاب الله است و اينكه شيطان براي جلو گيري از اين كار در طول تاريخ همواره به حربه اولياء متوسل شده و مي شود ؛ يك روز اين اولياء ابراهيم و عيسي و موسي و لات و منات و عزي و بطور كلي ابناء الله بودند و امروز پيامبر اسلام و به صطلاح منفور و ننگين : « آل الله» مي باشند.
ديروز شيطان به وسيله اين حربه نا جوانمردانه دين خدا را تكه تكه كرد و كعبه معظم را متلاشي ساخت تا بر مخروبه اش ابنيه خبيث و نفرت انگيز « مسيحي » و « يهودي » را برپا كند و امروز خلق الله را به پيروي از فرق پليد و منحوس « شيعه » و « سني» وا داشته و به همان بهانه قديمي اولياء ، كاري كرده تا اكثريت بني آدم خدا را عصيان كنند و با تعبد و تبعيت از كلام غير او ، عبد طاغوت و بنده شيطان شوند.
امروز اگر چه شيطان به وسيله سوء استفاده از نام محمد و مبدل كردن او به اله موفق شده در دين تفرقه ايجاد كند ، اما پيامبر هرگز از اين واقعه خبر ندارند و تا زنده بود مردم را از اين مرض خطرناك بر حذر مي داشت . چگونه پيامبرمي توانست مردم را به تعبد خويش دعوت كند در حالي كه مولايش به او امر كرده بود كه فقط عبد او باشد و تنها تسليم فرمان او شود. و چگونه محمدي كه آنچنان از نافرماني مولايش مي ترسيد مي توانست غير از قرآن از خود حكمي صادر كند؟!
ادامه دارد
